استراتژی گزینه های باینری

منحنی بازدهی

منحنی بازدهی

تحلیل ماهانه چشم‌انداز بازارهای سرمایه‌گذاری (بهمن 1398)

همانگونه که در گزارش چشم انداز ماه گذشته فارغ از مسائل سیاسی، انحراف معیار با اهمیتی برای بازار سهام در دیماه پیش بینی می گردید، شاخص کل بورس پس از هیجان های مکرر و گذر از حوادث خاورمیانه، توانست با رشد 15.8 درصدی به کانال 400 هزار واحدی ورود پیدا نموده و در پایان این ماه، در سطح 409.807 واحد آرام گیرد. این تغییر بیشتر از محل افزایش 49 درصدی ارزش معاملات نسبت به آذرماه و افزایش سرمایه شرکتها از محل تجدید ارزیابی دارایی ها و توافق تجاری چین و آمریکا تحقق یافت. شاخص کل هم وزن نیز با 14.5 درصد رشد در دیماه به سطح 128.090 واحد افزایش یافت که حاکی از رشد 288.5 درصدی آن از ابتدای سال و فاصله 159 واحد درصدی با تغییرات شاخص کل در این مدت می باشد. افزایش ارزش بازار بورس تهران به 1.490 هزار میلیارد تومان با نسبت قیمت به عایدی 8.22 در 12 ماه اخیر، در حالیست که رشد ارزش معاملات نسبت به سال گذشته با رشد 330 درصدی همراه بوده که حاکی از ورود بخش عمده ای از سپرده های بانکی به این بازار می باشد.

گروه تامین سرمایه نوین طی ارائه گزارشی با عنوان " تحلیل ماهانه چشم انداز بازارهای سرمایه‌گذاری بهمن ماه 98" به بررسی چشم انداز بازارهای سرمایه‌گذاری پرداخته است. لازم به ذکر است که این گزارش توسط واحد تحقیق و توسعه گروه تامین سرمایه نوین گردآوری شده است .

علاقه مندان می‌توانند از طریق لینک زیر فایل گزارش را دریافت کنند.

تحلیل ماهانه چشم انداز بازارهای سرمایه گذاری (بهمن 1398)

تحلیل ماهانه چشم‌انداز بازارهای سرمایه‌گذاری (دی 1398)

پس از افتهای متوالی شاخص کل در مهر و آبان و کاهش آن به سطح 304.997 واحد در پایان آبان، همانطور که پیش بینی نمودیم با افزایش ارزش معاملات به دامنه 3 هزار میلیارد تومانی و بیشتر و پدیدار شدن نشانه های مثبت توافق تجاری چین و آمریکا و رشد قیمت کالاها از جمله نفت و برطرف شدن برخی نگرانی های بودجه‌ای در خصوص قیمت سوخت و بهره مالکانه معادن در کنار افزایش قیمت ارز، شاخص کل در آذرماه با رشد خیره کننده 16.1 درصدی به سطح جدید 353.997 واحد دست یافت و شاخص هم وزن نیز همراستا با شاخص کل با رشد 22.3 درصدی به 11.891 واحد رسید که حاکی از رشد 98 درصدی شاخص کل و 239 درصدی شاخص هم وزن نسبت به ابتدای سال می باشد. اگر چه رشد شاخص کل یا تغییرات موزون شرکتها در آذرماه نزدیک به رشد شاخص هم وزن بوده است ولیکن تغییرات هر دو شاخص حاکی از فاصله 141 واحد درصدی آنها و شتاب تغییرات قیمت سهام شرکتهای کوچک نسبت به سهام بزرگ می باشد . ما انتظار داریم با تقویت احتمال توافق تجاری آمریکا و چین و افزایش محدود قیمت کالا و از سویی احتمال اعطای معافیت نفتی به برخی کشورهای طرف حساب ایران جهت کاهش قیمت جهانی نفت، روند صعودی شاخص کل تا اواسط دی ماه پایدار باشد و شاخص کل قدرت عبور از 380 هزار واحد را داشته باشد.

گروه تامین سرمایه نوین طی ارائه گزارشی با عنوان " تحلیل ماهانه چشم انداز بازارهای سرمایه‌گذاری دی ماه 98" به بررسی چشم انداز بازارهای سرمایه‌گذاری پرداخته است. لازم به ذکر است که این گزارش توسط واحد تحقیق و توسعه گروه تامین سرمایه نوین گردآوری شده است .

علاقه مندان می‌توانند از طریق لینک زیر فایل گزارش را دریافت کنند.

تحلیل ماهانه چشم‌انداز بازارهای سرمایه‌گذاری (آذر 1398)

بیست روز کاری آبان ماه برای بازار سرمایه با افت و خیزهای متعدد و شو کهای غیرمنتظر های همراه بود و شاخص کل که تازه جانی گرفته بود و علیرغم کاهش 44 درصدی ارزش معامات نسبت به ماه قبل در حال بازپسگیری مرحل های سطوح قبلی خود بود، به یکباره با خبر تکذیب افزایش سرمایه بانکها از محل تجدید ارزیابی دارایی های آنها و تسری آن به کل بازار، 4.284 پله عقب نشینی نمود و پس از یک بهبود 101 صدم درصدی برای چند روز، دوباره با افزایش قیمت بنزین و موضوعات امنیتی، کل بازده آبان ماه را از دست داد و درنهایت با110 صدم درصد افت در سطح 304.997 واحد آرام گرفت.

در نقطه مقابل ولی شرکت های کوچک و بازار پایه یکه تاز آبان ماه بودند و شاخص کل هم وزن با رشدی 7.1 درصدی توانست سطوح قبلی خود را بازیابی نموده و با یک فاصله 96 درصدی در سطح 87.780 ، جلوتر از شاخص کل قرار گیرد. ما انتظار داریم با توجه به برطرف شدن ناآرامی های بنزینی و از سویی نشانه های مثبت توافق تجاری بین آمریکا و چین، روند صعودی شاخص کل تا اواسط آذرماه پایدار باشد و در ادامه با ارائه لایحه بودجه دولت و تغییر سیاستهای یارانه ای آن در حوزه ارز تخصیصی کالاهای اساسی، انرژی و بهره مالکانه شرکت های معدنی و برخی محدودیتهای مالیاتی و حجم استقراض دولت شاهد نوسان هایی در قیمت سهام شرکتها باشیم. به طور کلی در ماه پیش رو، انحراف معیار معناداری برای تغییرات شاخص کل انتظار میرود.

علاقه مندان میتوانند از طریق لینک زیر فایل گزارش را دریافت کنند.

تحلیل ماهانه چشم‌انداز بازارهای سرمایه‌گذاری (آبان 1398)

همانگونه که انتظار می رفت، شاخص کل در مهرماه تحت تاثیر افزایش حجم و ارزش معاملات و ورود نقدینگی جدید سرمایه گذاران خرد با رسیدن به سطح 329.667 واحد طی روز یکشنبه 21 مهرماه، توانست تا نزدیکی کانال 330.000 واحد رشد نموده و در نهایت در پایان مهرماه با افت 20 هزار واحدی در سطح 308.315 واحد آرام بگیرد. شاخص کل هم وزن نیز که تا روز 21 مهرماه سطح جدید 93.920 واحدی را ثبت نموده بود با یک افت 12 هزار واحدی به سطح 81.993 واحد برگشته و اختلاف خود با شاخص کل را از 97 به 76 واحد درصد کاهش داد. با توجه به رشد 2 درصدی شاخص کل، نسبت قیمت به عایدی (گذشته نگر) سهام شرکتهای بورس تهران نیز با رشد 4.3 درصدی از 6.56 واحد در شهریورماه به 6.84 واحد در مهرماه افزایش یافت که حاکی از بهبود18 درصدی آن نیز نسبت به سال گذشته می باشد. با توجه به نشانه های بهبود روابط سیاسی منطقه ای ایران و احتمال توافق تجاری نسبی بین آمریکا و چین و عدم انتظار تغییر محسوس متغیرهای بنیادی، انتظار داریم در ماه پیش رو شاهد جبران افت شاخص کل و به ویژه شاخص هم وزن و سهام های کوچک که با افت بالایی همراه بوده اند باشیم و شاخص کل بتواند از سطح قبلی 330.000 واحد نیز عبور نماید

علاقه مندان میتوانند از طریق لینک زیر فایل گزارش را دریافت کنند.

تحلیل ماهانه چشم‌انداز بازارهای سرمایه‌گذاری (مهر 1398)

تغییرات بازار بدهی در شهریورماه حاکی از رشد7.77 درصدی ارزش بازار در پایان شهریور ماه و افزایش آن از 687 به 770 هزار میلیارد ریال بوده است. اگرچه منحنی بازده اسناد خزانه در پایان شهریورماه از قاعده مشخصی برای توضیح اختلاف نرخ اوراق کوتاه و بلندمدت تبعیت نمی کند ولیکن نرخ بازده تا سررسید اوراق تفاوتی در حدود 2 درصد را بین اوراق 2 ساله و اوراق با سررسید حدود یکسال نشان می دهد. انتظار ما اینست در صورت عدم افزایش نرخ ارز و ثبات قیمت ها، نرخ بهره کوتاه مدت برای مهرماه نیز در حدود فعلی بین 21-23درصد در نوسان باشد. البته با توجه به کسری بودجه دولت در ماههای آتی و افزایش حجم اوراق دولتی، کاهش ارزش اوراق بدهی و صندوق های با درامد ثابت در نتیجه افزایش نرخ بهره دور از انتظار نمی باشد.

تحلیل ماهانه چشم‌انداز بازارهای سرمایه‌گذاری (شهریور 1398)

تغییــر منابــع صندوق هــای ســرمایه گــذاری در مرداد مــاه حاکـی از رشـد 72 هـزار میلیـارد ریالـی خالـص ارزش دارایـی آنهـا در ایـن مـاه می باشـد کـه عمدتـا بابـت افزایـش 51 هـزار میلیــارد ریالــی صندوقهــای بــا درآمــد ثابــت در ایــن مــاه بــوده و خالــص ارزش دارایــی صندوقهــا را بــه 1.795 میلیـارد ریـال رسـانده اسـت. در بـازار بدهـی نیـز بـا ارزشـی بالــغ بــر 687 هــزار میلیــارد ریــال در پایــان مــرداد، شــاهد تغییــر بااهمیتــی در نــرخ بازدهــی اوراق نبودهایــم و اســناد خزانــه کوتــاه مــدت و بلندمــدت بــا اختلافی در حــدود 2 درصــد معاملــه شــده اســت. انتظـار ما اینسـت در صـورت عدم افزایش نـرخ ارز و ثبات قیمت هـا، نـرخ بهـره کوتاه مـدت برای شـهریورماه نیز در حـدود فعلی بیـن 21-23 درصـد در نوسـان باشـد. البتـه با توجه بـه احتمال افزایـش کسـری بودجـه دولت در ماههـای آتـی و افزایش حجم اوراق دولتـی، کاهـش ارزش اوراق بدهـی و صندوقهای با درامد ثابـت در نتیجـه افزایش نرخ بهـره دور از انتظار نمی باشـد.

تحلیل چشم انداز اقتصاد ایران، سه ماهه اول سال 1398

با افزایش 31.5 درصدی شاخص کل بورس تهران در سه ماهه نخست سال جاری که انتظار آن نیز در ابتدای سال وجود داشت، فعالان بازار سرمایه به دنبال اطلاعاتی هستند تا بتوانند تحلیلی از چشم انداز بازارهای سرمایه‌گذاری در ماه‌های آینده داشته باشند. در گزارش " تحلیل چشم انداز اقتصاد ایران، سه ماهه اول سال 1398" تامین سرمایه نوین با نگاهی اقتصادی به روند گذشته بازارهای سرمایه‌گذاری و متغیرهای کلان اقتصادی و شبیه سازی وضعیت فعلی با دوره‌های گذشته، تحلیلی خلاصه از چشم انداز اقتصادی در ماه‌های آینده با استفاده از وضعیت اقتصادی سه ماهه نخست 98 ارائه نموده است.

بزنگاه بزرگترین اقتصاد دنیا

شواهد از قرارگیری اقتصاد آمریکا در «نقطه چرخش» (Turning Point) حکایت دارد.

سیر اقتصادی آمریکا در بزنگاه چرخشی قرار گرفته که عبور از آن دو مسیر متنافر برای آینده این کشور رقم خواهد زد؛ چرخش صعودی همراه با رشد اقتصادی و چرخش نزولی توام با رکود و بحران.

به گزارش پایگاه خبری بانک مسکن- هیبنا، چهار سیگنال متفاوت، در حال مخابره نزدیکی زمان بروز چرخش اقتصادی در آمریکا هستند. ثبت اولین مقدار دو رقمی پیش‌ بینی ماهانه فدرال رزرو نیویورک درباره احتمال وقوع رکود پس از ۸ سال، اولین موج حامل را منتشر کرد . چهار سیگنال قدرتمند از قرارگیری اقتصاد آمریکا در «نقطه چرخش» خبر می‌دهند. منحنی بازدهی اوراق قرضه رو به خطی شدن است و شاخص‌های «استرس اقتصادی» و «سرگردانی ناشی از ریسک تورم پایین» شباهت‌های زیادی به دوران پیش از بحران اقتصادی دهه گذشته پیدا کرده‌اند. تحلیلگران معتقدند تغییرات آینده می‌تواند نشان دهد که اقتصاد آمریکا در نقطه انتخاب به سمت رکود می‌چرخد یا ادامه رونق؟

پس از دوره بحران اقتصادی در سال ۲۰۰۹ میلادی، احتمال وقوع رکود همواره تک‌ رقمی گزارش شده بود. بعد از هشدار نیویورکی‌ها، مشاهده شاخص «استرس اقتصادی» فدرال رزرو سنت‌ لوییس هم زنگ خطر ثانویه را با طول موج مشابهی ارسال کرد. سومین سیگنال نیز از جانب فدرال رزرو شیکاگو مخابره شد. این بانک با بررسی بیش از ۱۰۰ اندیکاتور اقتصادی مختلف، «سرگردانی ناشی از ریسک تورم پایین» را مشابه با دوره پیشابحرانی سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ میلادی گزارش کرده است. سه موج هم‌ فرکانس بانکی، با تغییر رویه «منحنی بازده» اوراق قرضه از وضعیت نرمال به سمت خطی شدن، همراه شدند. عبور از شرایط نرمال و خطی شدن منحنی بازده به‌ عنوان آغاز دوره گذار اقتصادی تعبیر می‌شود. حالا که امواج حامل هشدار از جانب چهار برج مخابراتی معتبر، از تشکیل هسته اولیه گذار اقتصادی حکایت دارند، مجاورت اتمسفر اقتصاد آمریکا با نقطه چرخش دور از ذهن نیست.

سایه بی‌ اطمینانی فضای اقتصادی آمریکا را تسخیر کرده است. رویکرد نامشخص کابینه دولت با حکمرانی دونالد ترامپ، وعده‌های تصویب نشده مانند طرح سلامت ترامپ، وعده‌ مبهم کاهش مالیات که هنوز از سد سنا عبور نکرده، تغییر رئیس فدرال رزرو و مشاجرات ژئوپلیتیک و حتی داخلی، بی‌اطمینانی سیاسی را به‌ شدت منبسط کرده‌اند. در چنین شرایطی که بسته‌های تسهیل مقداری، رکود اقتصادی بحران دهه پیش را کنار زده‌اند، توجه برخی از کارشناسان به تبعات انبساطی این بسته‌ها جلب شده است. تجربه حباب مسکن سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ میلادی که نطفه بحران را کاشته بود، در شرایطی با بسته‌های انبساطی مرتفع شد که نرخ بهره بالای ۵ درصد قرار داشت. بنابراین سیاست‌های انبساطی قادر به کاهش نرخ بهره تا نزدیک صفر بودند. اما اکنون که فدرال رزرو در حال اعمال افزایش نرخ بهره است و چشم‌ انداز پولی «کمیته بازار باز آمریکا» انقباض را تا نرخ بهره ۳ منحنی بازدهی درصدی ممکن می‌داند، فدرال رزرو قدرت مانور ۵ درصدی سابق را دارا نیست. فقدان میدان کافی برای تنظیم اقتصادی در شرایط بی‌ اطمینانی سیاسی، تغییر رئیس فدرال رزرو و کرسی‌های خالی سیاست‌گذاران پولی که ترامپ باید متخصصان دلخواهش را برای تصدی آنها معرفی کند، همگی از گسترش بی‌ اطمینانی‌ها از سیاست به سیاست پولی و در نهایت به اقتصاد آتی آمریکا حکایت دارد .منحنی بازدهی

تحلیل شرایط کنونی اقتصاد آمریکا با رصد داده‌های اقتصادی بانک‌ها، موسسات مالی و بازار‌های مالی از پیدایش بزنگاه اقتصادی در آمریکا حکایت دارد. این بزنگاه اقتصادی می‌تواند به یک نقطه چرخش تبدیل شده، دو مسیر متفاوت را برای آتیه آمریکا ممکن سازد. یک سوی ماجرا با مدیریت صحیح و استفاده به‌ اندازه از ابزار‌های کنترل‌کننده به رونق منتهی خواهد شد، اما طرف دیگر به وقوع یک بحران اقتصادی فراگیر منجر خواهد شد. با این تفاسیر، پردازش شواهد و دلایلی که اقتصاد آمریکا را در مجاورت با نقطه چرخش نشان می‌دهند، چرایی بروز این بزنگاه را به‌ خوبی ارائه می‌دهد. دو رقمی شدن احتمال وقوع رکود، گرایش منحنی بازدهی به خطی شدن، وضعیت شبه‌ بحرانی شاخص استرس اقتصادی و افزایش سرگردانی ناشی از تورم پایین چهار شاهد قدرتمند نزدیکی نقطه چرخش اقتصاد آمریکا هستند .

فدرال رزرو نیویورک هر ماه احتمال وقوع رکود را در گزارشی پیش‌ بینی و منتشر می‌کند. رصد این احتمال در سال‌های پیش از بحران از صحت و صدق گزارش بانک نیویورکی حکایت دارد. طبق گزارش‌های این بانک، احتمال رکود در سال ۲۰۰۰ میلادی پس از ورود به اعداد ۲ رقمی تا ۴۰ درصد نیز رسید و به نحو قابل توجهی رکود بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۲ را پیش‌ بینی کرد. فدرال رزرو نیویورک در ماه ژوئن سال ۲۰۰۶ احتمال رکود را ۲رقمی پیش‌ بینی کرده بود و پس از آن این احتمال تا سال ۲۰۰۷ به حدود ۴۰ درصد رسید. گزارش بانک نیویورک این بار نیز رکود بزرگ سال‌های ۲۰۰۹-۲۰۰۷ را به درستی پیش‌ بینی کرده بود. گزارش‌های ماهانه شعبه نیویورکی فدرال رزرو از سال ۱۹۵۹ میلادی هر ماه منتشر شده است که پیش‌ نیاز تجربی این گزارش را نیز تضمین می‌کند. اما آنچه در شرایط کنونی توجه‌ برانگیز شده، عبور احتمال رکود از مرز تک‌ رقمی است. احتمال بروز رکود پس از سال‌ بحرانی ۲۰۰۹ میلادی همواره تک‌ رقمی ثبت شده بود تا اینکه آخرین گزارش بانک نیویورکی از ۲رقمی شدن احتمال ارزیابی‌ شده خبر داد. در گزارش ابتدای ماه اکتبر، احتمال ۳۳/ ۱۰ درصدی به ثبت رسیده تا هشدار ابتدایی به مزرعه اقتصادی آمریکا مخابره شود .

سیگنال سکه به انتظارات

براساس آمارهای منتشر شده از ابتدای طرح پیش‌فروش تاکنون، بیش از دو میلیون و ۹۱ هزار قطعه سکه پیش‌فروش شده است، این میزان پیش‌فروش سکه باعث شده که رقمی حدود دو هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان نقدینگی از بازارها جذب شود که البته بانک مرکزی باید منابع سود این طرح را برای بازه‌های زمانی تامین کند، اما در طرح جدید علاوه‌بر جذب نقدینگی، سیاست مدیریت انتظارات نیز دنبال می‌شود. در حال حاضر، در شرایطی که عملیات خرید و فروش ارز با چالش روبه‌رو شده و نرخ سود بانک‌ها نیز به سطح قبلی بازگشته است، بازار پیش‌فروش سکه، به عنوان یکی از اصلی‌ترین گزینه‌های سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود. تداوم رشد سرمایه‌گذاری و تقاضا در این بازار می‌تواند عمق آن را افزایش دهد و حتی بستر را برای ایجاد یک بازار متشکل پیش‌فروش فراهم آورد که در زمان التهاب بازارها، بانک مرکزی را در اجرای سیاست‌های هدف‌گذاری شده کمک کند. علاوه‌بر این، سیاست‌گذار می‌تواند از این شرایط برای کشف نرخ تعادلی دلار نیز بهره ببرد. بررسی‌ها حاکی از آن است که در حال حاضر نرخ تعادلی دلار براساس شرایط قیمت پیش‌فروش سکه در بازه یک ماهه و قیمت طلای جهانی کمتر از ۵ هزار تومان است که البته این رقم پس از کسر مالیات ارزش افزوده به حدود ۴ هزار و ۴۰۰ تومان خواهد رسید؛ رقمی که به سطح مدنظر سیاست‌گذار نزدیک است.
از سوی دیگر، منحنی بازدهی نرخ بازدهی پیش‌فروش سکه در کوتاه‌مدت بیشتر از بازه زمانی بلندمدت بوده و در نتیجه میزان بازدهی از یک روند نزولی تبعیت می‌کند. بررسی تجارت دیگر کشورها نشان می‌دهد که سیاست منحنی بازدهی نزولی، عمدتا از طریق بازار بدهی اجرایی می‌شود؛ اما در شرایط کنونی بانک مرکزی این روش را از طریق کانال پیش‌فروش سکه انجام داده و سعی کرده با کمرنگ شدن عملیات حراج سکه به‌عنوان سیاست مکمل، شرایط هیجانی را از بازار دور کند. کارشناسان معتقدند این روند اگر با گام‌های تکمیلی همراه شود، می‌تواند عنان انتظارات تورمی را در اختیار سیاست‌گذار قرار دهد. نخست آنکه برای کنترل انتظارات تورمی، باید سیاست‌گذاری بانک مرکزی برای عموم تشریح شود و دیپلماسی ارتباطی مناسب شکل گیرد.
به عقیده کارشناسان، یکی از راه‌های کنترل انتظارات تورمی، پس از هدف‌گذاری مناسب از سوی بانک‌های مرکزی دنیا، تشریح مسائل و سیاست‌های مدنظر تیم اقتصادی است که در نبود این ارتباط موثر، بازار شایعات و خبرهای ساختگی، فضای بازار را تحت تاثیر قرار می‌دهد. همچنین عنصر دیگر برای کنترل انتظارات تورمی، اعتبار سیاست‌گذار بوده است که این اعتبار در گرو عملی شدن وعده‌های عنوان شده به جامعه کسب می‌شود.
بررسی‌ها از قیمت‌های پیش‌فروش سکه حاکی از آن است که منحنی بازدهی آن از یک روند نزولی پیروی می‌کند، به این شکل که نرخ بازدهی در بازه زمانی کوتاه‌مدت بیشتر بوده و به مرور از سطح نرخ کاسته می‌شود، روندی که برخلاف نرخ سود شیوه کنونی نرخ سپرده بانکی است. در روش‌های دستوری بازارهای پول در تعیین نرخ بهره، بانک مرکزی منحنی بازده را به‌صورت نرمال یا صعودی در نظر می‌گیرد، به‌عبارت دیگر، تعیین نرخ سود بهره به شکل دستوری باعث تغییر در منحنی بازده خواهد شد. با این روند تورم مورد انتظار در سیستم پولی کشور نهادینه می‌شود. اگر روند نرخ بازدهی صعودی تداوم داشته باشد، نتیجه‌ای جز بالا نگه داشتن نرخ سود و رسوب تورم انتظاری در اقتصاد کشور حاصل نمی‌شود، اما در حال حاضر سیاست‌گذار با بهره‌گیری منحنی بازدهی از منحنی نزولی، در پیش‌فروش سکه سعی کرده که عنان انتظارات تورمی را در اختیار گیرد.
جزئیات پیش‌فروش سکه
بانک مرکزی در اطلاعیه شماره ۲خود، نرخ‌های پیش‌فروش سکه را در بازه‌های زمانی متفاوت منتشر کرد. بر این اساس نرخ سکه پیش‌فروش در بازه یک میلیون و ۱۶۰ هزار و یک میلیون و ۵۹۰ هزار تومان قرار گرفته است و بازه‌های زمانی پیش‌فروش سکه از یک ماهه تا دو ساله برای سرمایه‌گذاران ارائه شده است. بانک مرکزی در این اطلاعیه تاکید کرده است: در راستای یکسان‌سازی نرخ ارز و به‌منظور همسان‌سازی بازار سکه به‌عنوان بازار همراستا با بازار ارز، امکان عرضه سکه به متقاضیان در تمام شعب بانک ملی ایران و با سررسیدهای متفاوت به شرح جدول فراهم خواهد شد. از سوی دیگر، به‌منظور ایجاد امکانات بیشتر برای متقاضیان پیش‌خرید، ودیعه و نگهداری سکه‌های خریداری شده پس از سررسید (موعد تحویل) به‌صورت امانت نزد بانک ملی ایران در صورت توافق بانک و خریدار نیز فراهم خواهد بود. علاوه‌بر این، در آینده نزدیک امکان جا‌به‌جایی و تبادل سکه‌های خریداری شده از طریق کارت سکه تحویل شده به متقاضیان به‌صورت الکترونیکی و از طریق دستگاه‌های خودپرداز بانک نیز میسر شده و از این طریق خطرات ناشی از جا‌به‌جایی و نگهداری سکه نزد متقاضیان کاهش خواهد یافت.
جذب نقدینگی از بازار
بانک ملی نیز در خبری آخرین آمار پیش‌فروش سکه را منتشر کرده است. براساس آمارهای منتشر شده در این گزارش تا روز چهارشنبه ۲۲ فروردین ماه بیش از دو میلیون و ۹۱ هزار قطعه سکه پیش‌فروش شده است. براساس گزارشی که صورت گرفته طی دو مرحله پیش‌فروش سکه در سال گذشته بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار قطعه سکه پیش‌فروش شد که از این تعداد، درخواست پیش‌فروش بیش از ۸۰۳ هزار قطعه سکه به‌صورت یک ساله بوده است، همچنین در سال جاری نیز تا پایان ۱۹ فروردین ماه بیش از ۸۹۱ هزار قطعه توسط متقاضیان پیش‌خرید شده که از این تعداد، پیش‌فروش حدود ۵۶۲ هزار قطعه سکه به‌صورت ۶ ماهه بوده است. بنابراین می‌توان عنوان کرد که در مجموع یک میلیون و ۱۳۲ هزار قطعه سکه یک‌ساله و ۹۵۹ هزار قطعه به شکل شش ماهه پیش‌فروش شده است. محاسبات نشان می‌دهد که طرح پیش‌فروش سکه توانسته ۲ هزار و ۸۳۴ میلیارد تومان نقدینگی سرگردان را جذب کند که ادامه این روند می‌تواند بر پیش‌فروش اثر مثبت داشته باشد. زیرا بررسی‌ها نشان می‌دهد در شرایطی که خرید و فروش ارز با مشکل روبه‌رو بوده و همچنین نرخ سود سپرده‌های بانکی نیز به روال گذشته بازگشته است، پیش‌فروش سکه با نرخ سود بالا، توجه بسیاری از سرمایه‌گذاران را به خود جلب کرده است.
بازدهی نزولی در بازار
اما با آمارهای منتشر شده براساس قیمت تمام شده می‌توان قیمت نرخ سود در بازه زمانی و نرخ سود موثر سالانه را حساب کرد. شیوه محاسبه به این شکل است که تفاضل قیمت آتی با مجموع قیمت پیش‌فروش و کارمزد خرید و فروش بر مجموع وجه تضمین برای یک سکه و قیمت پیش‌فروش تقسیم می‌شود. این عدد رشد در هر بازه زمانی را منعکس می‌کند و با به‌دست آمدن نرخ سود در هر بازه زمانی می‌توان نرخ سود موثر سالانه را محاسبه کرد. بررسی‌ها نشان می‌دهد نرخ سود سالانه در این محاسبات به شکل منحنی بازده حاصل می‌شود. در اصطلاح رابطه بین زمان تا سررسید و بازدهی را ساختار زمانی بهره یا منحنی بازده عنوان می‌کنند. در صورتی که در یک مقطع زمانی نرخ‌های بازدهی برای دوره‌های متفاوت را برای یک ریسک مشابه به هم متصل می‌کنند که منحنی حاصل، منحنی بازده یا yield Curve نامیده می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد منحنی بازده سکه روند نزولی دارد که نرخ سود موثر یکساله برای دوره یک ماهه رقم قابل‌توجهی بوده و این رقم به مرور برای بازه‌های زمانی بیشتر کاهش می‌یابد. بهره‌گیری از منحنی بازده نزولی، در راستای تصمیم سیاست‌گذار برای کاهش نرخ تعادلی سود بوده که تداوم این روند می‌تواند نرخ سود را در بازار کنترل کند و همچنین جهت‌دهی برای کنترل نرخ سکه باشد.
از سوی دیگر، بانک مرکزی می‌تواند با این سیاست انتظارات تورمی را نیز جهت‌دهی و نرخ بهره تعادلی بازار را براساس سیاست‌های خود تنظیم کند. در حال حاضر به دلیل سود بالا در کوتاه‌مدت این طرح با استقبال خوبی روبه‌رو شده و در نتیجه با توجه به افزایش تقاضا و عمیق‌تر شدن پیش‌فروش بازار، این روند می‌تواند بر بازار اثرگذار باشد. همچنین براساس آمارهای منتشر شده و براساس فرمول رایج می‌توان نرخ ارز معادل را برای هر سکه در نظر گرفت. در این محاسبه اگر میزان حق‌الضرب هر سکه ۱۵هزار تومان، قیمت اونس را ۱۳۴۰ دلار، وزن سکه را ۷.۳۲ گرم و وزن اونس را ۳۱.۱۰۳ گرم در نظر بگیریم در نتیجه می‌توان در دو سناریو قیمت تعادلی دلار را برای سکه محاسبه کرد. در سناریو، نخست‌ با در نظر گرفتن ۹ درصد مالیات ارزش افزوده و در سناریوی دوم نیز بدون در نظر گرفتن مالیات ارزش افزوده. در نتیجه این محاسبات نشان می‌دهد روند نرخ تعادلی ارز نیز نزولی در نظر گرفته شده است، البته در این محاسبات نرخ اونس برای تمام بازه‌های زمانی یکسان در نظر گرفته شده است و به همین دلیل این محاسبات نیز با خطای احتمالی به دلیل تغییر قیمت اونس مواجه خواهد بود. البته به دلیل متفاوت بودن عیار، سکه و اونس می‌توان این تغییرات را نیز لحاظ کرد، اما قیمت تعادلی ارز در شرایط کنونی با لحاظ ارزش افزوده ۴ هزار و ۴۳۰ تومان خواهد بود. کارشناسان معتقدند بانک مرکزی علاوه‌بر سیاست‌های مدیریت انتظارات از طریق بازار سکه، باید گام‌های تکمیلی را نیز عملی کند. سیاست پیش‌فروش سکه می‌تواند علاوه‌بر یک گام انقباضی باعث تغییرات نرح بهره تعادلی در زمان شود که البته با کم‌رنگ شدن حراج کارگشایی از رفتار هیجانی در بازار جلوگیری کرده است. اما برای بهبود مدیریت انتظارات باید مدیریت ارتباطی سیاست‌گذار با عموم مردم نیز بهبود یابد و در گام سوم، سیاست‌های بودجه‌ای برای کاهش فشار نقدینگی به بازارها و اقتصاد کشور اصلاح شود.

رابطه بین ریسک و بازدهی در بورس

رابطه بین ریسک و بازده

در این مقاله به رابطه بین ریسک و بازده می‌پردازم، یک سرمایه‌گذار باید بداند رابطه ریسک با بازده در بورس به چه شکل است تا بتواند در مواقع ضروری تصمیمات درستی اتخاذ کند. یک سرمایه‌گذار پس از سرمایه‌‌‌‌‌گذاری در یک پروژه، یک شرکت می‌‌‌‌‌خواهد نتایج حاصل از پروژه را بدست آورد. نتایج یا منافع حاصل از سرمایه گذاری، بازده نامیده می‌‌‌‌‌شود. رویکرد حداکثر سازی ثروت براساس مفهوم ارزش آینده جریان‌‌‌‌‌های نقدی مورد انتظار از یک پروژه احتمالی استوار است. بنابراین جریان‌‌‌‌‌های نقدی چیزی جز درآمد حاصل از پروژه نیست که ما از آن‌‌‌‌‌ها به عنوان بازده یاد می‌‌‌‌‌کنیم. از آنجا که فیکسچر نامشخص است، بنابراین بازده‌‌‌‌‌ها با درجاتی از عدم اطمینان همراه است. به عبارت دیگر، برخی از تغییرات در تولید جریان‌‌‌‌‌های نقدی وجود دارد، که ما آن‌‌‌‌‌ها را ریسک می‌‌‌‌‌نامیم. در این مقاله از سری مقالات آموزشی دلفین وست ما به مفاهیم ریسک و بازدهی و رابطه بین آن‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌پردازیم.

ریسک و بازدهی در مدیریت مالی

ریسک کردن در کارها برای سرمایه‌‌‌‌‌گذاران بسیار مهم است و ریسک کردن درکارها به معنی پیشبینی کردن احتمال به وقوع نپویستن رویدادی است. این تعریف در بازارسرمایه بسیارکاربرد دارد و موضوع مهمی است. مثل ریسک کردن و پولی را در جایی گذاشتن. مانند سرمایه گذاری در بورس و پول خود را درصندوق‌‌‌‌‌هایی گذاشتن و درآمدهای ثابتی از آن بدست آوردن دراین حالت ریسک این سرمایه صفر بوده است چون هرماه همان سود و بازده پیش بینی شده را دریافت می‌‌‌‌‌کند.ئمنظور از سود درسرمایه‌‌‌‌‌گذاری همان منحنی بازدهی بازده است که درقبال انجام کاری دریافت می‌‌‌‌‌کنید. ریسک و بازده دو واژه مخالف هم است که دردنیای مالی و سرمایه گذاری وجود دارد و وجود تفاوت‌‌‌‌‌های بین ریسک و بازدهی را می‌‌‌‌‌توان توانایی در راحت خوابیدن دانست.

نمودار ریسک و بازده

به نمودار رابطه بین نرخ بازده تا سررسید اوراق قرضه با ریسک یکسان و سررسید همان اوراق قرضه، منحنی یا نمودار بازده گفته می‌‌‌‌‌شود. منحنی بازده الگویی است برای رسم و ارائه وضعیت اوراق قرضه دولتی است. منحنی بازده نشان می‌‌‌‌‌دهد که نرخ بهره در موقعیت‌‌‌‌‌های زمانی خاص برای کلیه اوراق بهادار دارای ریسک برابر است اما سررسیدهای مختلفی برای آن وجود دارد. یکی از رایج ترین منحنی‌‌‌‌‌های بازده که گزارش شده است اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده آمریکا است. این منحنی بازده منحنی بازدهی معیاری است برای سایر انواع اوراق قرضه در بازارسرمایه مثل نرخ‌های وام مسکن یا نرخ بهره‌‌‌‌‌های بانکی است. منحنی بازده هم برای پیش بینی تغییرات خروجی در بازار و رشد در بازار مورد استفاده قرار می‌‌‌‌‌گیرد.

منحنی ریسک، یک نمودار دوبعدی است که محور طولی آن بازده مالی و محورعمودی آن ریسک مالی باشد. این منحنی می‌‌‌‌‌تواند رابطه عقلانی بین ریسک و بازده منحنی بازدهی از نگاه سرمایه‌‌‌‌‌گذاران داشته باشد. این منحنی یک حالت رو به بالا دارد، یعنی دائما رو به افزایش دارد و حالتی صعودی دارد وقتی که ریسک یک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری بیش‌‌‌‌‌تر می‌شود میزان سود یا بازده بیشتری از ریسک را می‌‌‌‌‌خواهد به عبارتی تغییرات در سود و بازده خیلی بیش‌‌‌‌‌تر تغییرات در ریسک است. بنابراین می‌‌‌‌‌توان نتیجه گرفت که این منحنی حالتی صعودی دارد و صعودی بودن این منحنی به این دلیل است که تمامی سرمایه‌‌‌‌‌گذاران حالتی ریسک گریز دارند. اما این حالت ریسک گریزی برای تمام سرمایه‌‌‌‌‌گذاران یکسان نمی‌‌‌‌‌باشد و این منحنی ریسک می‌‌‌‌‌تواند شیب کمتر یا بیش‌‌‌‌‌تری به خود بگیرد.

رابطه ریسک و بازدهی

رابطه بین ریسک با بازده

هنر سرمایه‌‌‌‌‌گذاری با ریسک وبازده تعریف می‌‌‌‌‌شود. سرمایه‌‌‌‌‌گذاری به معنی قبول یک مقدار ریسک به ازای یک بازده مورد انتظار است. برای هرفرد قبل از ورود به بازار سهام این نکته کاملا مهم است تا انواع مختلف ریسک و مخاطره راشناخته و آن را ارزیابی می‌‌‌‌‌کند.
اساساً ریسک پذیری بیشتر دریک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری این معنی را می‌‌‌‌‌دهد که برای این ریسک بازده بالاتر و بیش‌‌‌‌‌تری مورد انتظار است.
در مورد سرمایه‌‌‌‌‌گذاری‌‌‌‌‌هایی با ریسک بالاتر که نوسان بیش‌‌‌‌‌تری نسبت به اوراق قرضه دولتی دارد بازده بالاتری داشته است. سودهایی با ریسک‌‌‌‌‌های صحیح شده را می‌‌‌‌‌توان با مقایسه بازده سرمایه‌‌‌‌‌گذاری مقایسه کرد.

ارزش یک سهام به عملکرد آن در شرکت بورس بستگی دارد. اگر عملکرد این سهم درشرکت بورس خوب باشد ارزش این سهم نیز به تبع زیاد می‌‌‌‌‌شود و اگرعملکرد آن خوب نباشد ارزش آن کم می‌‌‌‌‌شود و سرمایه‌‌‌‌‌گذاران به سمت آن جذب نمی‌‌‌‌‌شوند. البته مسائل زیادی در ارزش یک سهم تاثیر گذار است. درکل باید بدانیم که هیچ تضمینی برای ارزش یک سهم و همچنین برای افزایش قیمت یک سهم درشرکت بورس وجود ندارد.

تفاوت ریسک و بازده

رابطه بین ریسک و بازده یک رابطه مستقیم است، یعنی هرچه بازده کمتر باشد ریسک هم کمتر است و برعکس. درواقع ریسک به معنای تفاوت بین آن سود یا بازدهی که انتظارداریم و آن سودی که به وجود می‌‌‌‌‌آید.

ملاحظات

ریسک به تغییرپذیری بازده احتمالی مرتبط با یک سرمایه گذاری معین اشاره دارد. ریسک، همراه با بازده، مورد توجه عمده تصمیمات بودجه بندی سرمایه است. شرکت باید بازده مورد انتظار از یک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری معین را با ریسک مرتبط با آن مقایسه کند. برای جبران افزایش سطح خطر، نیاز به بازده بالاتر است. به عبارت دیگر، هرچه ریسک انجام شده بیشتر باشد، بازده آن نیز بیشتر خواهد بود و بالعکس، هرچه ریسک کمتر باشد، بازده آن نیز ملایم‌‌‌‌‌تر است.

این معامله ریسک و بازده به عنوان طیف بازده ریسک نیز شناخته می‌‌‌‌‌شود. کلاس‌‌‌‌‌های مختلفی از سرمایه گذاری-های احتمالی وجود دارد که هر کدام موقعیت‌‌‌‌‌های خاص خود را در طیف بازده کل ریسک دارند. پیشرفت کلی این است: بدهی کوتاه مدت، بدهی بلند مدت، دارایی، بدهی با بازده بالا و حقوق صاحبان سهام. وجود ریسک باعث می‌‌‌‌‌شود که مجبور به انجام تعدادی از هزینه‌‌‌‌‌ها شوید. به عنوان مثال، هرچه سرمایه‌‌‌‌‌گذاری با ریسک بیش‌‌‌‌‌تر باشد، معمولاً به زمان و تلاش بیش‌‌‌‌‌تری برای کسب اطلاعات در مورد آن و نظارت بر پیشرفت آن نیاز است. علاوه بر این، اهمیت از دست دادن مقدار X ارزش می‌‌‌‌‌تواند بیش از اهمیت افزایش مقدار X مقدار باشد، بنابراین یک سرمایه‌‌‌‌‌گذاری با ریسک بیشتر حق بیمه بالاتری را به خود جلب می‌‌‌‌‌کند حتی اگر بازده پیش بینی همان مقدار کم خطر باشد. بنابراین خطر چیزی است که باید جبران شود، و هر چقدر خطر بیشتر باشد، غرامت بیش‌‌‌‌‌تری نیز لازم است.

هنگامی که یک شرکت تصمیم گیری در مورد بودجه بندی سرمایه اتخاذ می‌‌‌‌‌کند، آن‌‌‌‌‌ها آرزو می‌‌‌‌‌کنند که به عنوان حداقل هزینه، بهبودی کافی را برای پرداخت هزینه‌‌‌‌‌های افزایش یافته سرمایه‌‌‌‌‌گذاری ناشی از تورم به دست آورند. بنابراین، تورم ورودی اصلی در هزینه سرمایه شرکت است. با این حال، از آنجا که نرخ‌‌‌‌‌های بهره توسط بازار تعیین می‌‌‌‌‌شود، اغلب اتفاق می‌‌‌‌‌افتد که برای جبران تورم ناکافی هستند. ریسک پذیری نیز در تعیین بازده مورد نیاز یک شرکت برای سرمایه‌‌‌‌‌گذاری نقش مهمی دارد. ریسک گریزی مفهومی است مبتنی بر رفتار بنگاه‌‌‌‌‌ها و سرمایه‌‌‌‌‌گذاران در حالی که در معرض عدم اطمینان برای کاهش این عدم اطمینان هستند. به عنوان مثال، یک سرمایه‌‌‌‌‌گذار متنفر از ریسک ممکن است تصمیم بگیرد پول خود را به یک حساب بانکی با نرخ بهره کم اما تضمین شده بجای سهامی که ممکن است بازده مورد انتظار زیادی داشته باشد، قرار دهد اما احتمال از دست دادن ارزش را نیز در برداشته باشد.

سه سطح در ریسک گریزی

  1. ریسک پذیری یا پرهیز از خطر
  2. ریسک خنثی
  3. ریسک دوست یا ریسک طلب

ریسک گریزی در بورس

بتا معیاری است که شرکت‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌توانند به منظور تعیین حساسیت بازگشت سرمایه نسبت به ریسک کلی بازار استفاده کنند. بتا نوسانات همبسته یک دارایی را در رابطه با نوسانات معیاری که دارایی مذکور با آن مقایسه می-شود، توصیف می‌‌‌‌‌کند. این معیار به طور کلی بازار مالی کل است و غالباً با استفاده از شاخص‌‌‌‌‌های نمایندگی مانند S&P 500 تخمین زده می‌‌‌‌‌شود. همچنین از بتا به عنوان کشش مالی یا نوسان نسبی همبسته یاد می‌‌‌‌‌شود و می‌‌‌‌‌تواند به عنوان معیاری از حساسیت بازده دارایی به بازده بازار، ریسک غیر قابل تنوع آن، ریسک سیستماتیک آن یا ریسک بازار. سرمایه‌‌‌‌‌گذاری‌‌‌‌‌های بتا بالاتر تمایل بیشتری دارند و بنابراین خطرناک‌‌‌‌‌تر هستن، اما پتانسیل بازده بالاتر را فراهم می‌‌‌‌‌کنند. سرمایه‌‌‌‌‌گذاری‌‌‌‌‌های بتا پایین خطر کمتری دارند، اما به طور کلی بازده کم‌تری دارند.

فرمول ریسک و بازده

رابطه بین ریسک و بازده به این شکل است که ریسک ازطریق کم کردن مقداربازده مورد انتظار و بازده واقعی بدست می‌‌‌‌‌آید.

بازده سبد سهام

سبد سهامی مانند سهام شرکت‌‌‌‌‌های بزرگ مثل شرکت‌‌‌‌‌های صنایع غذایی وشرکت‌‌‌‌‌های خودرویی هریک ازاین سهم‌‌‌‌‌ها به صورت جداگانه باعث نوسان قیمت‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌شود و منجربه افزایش ریسک مالی شرکت‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌شود و کمترشدن قیمت سهم درآن شرکت می‌‌‌‌‌شود و از طرفی دیگر انعقاد بعضی قراردادها باعث افزایش قیمت سهم درشرکت می‌‌‌‌‌شود هر دو تغییراز نوع تغییر ریسک غیر سیستماتیک است.

کلام آخر

برای سرمایه گذاران هیچ تضمینی وجود نداد که در بازارسرمایه گذاری قراردادی را انعقاد کنند و اگرهم قراردادی را منعقد کردن باید بسیار ریسک پذیر باشند در بازار سرمایه گذاری هر احتمالی وجود دارد. امیدواریم که این مقاله از سری مقالات این وب سایت برای شما عزیزان مفید واقع شده باشد. همچنین شما می‌‌‌‌‌توانید در صورت نیاز به مشاوره و نیاز به آموزش‌‌‌‌‌های بیش‌‌‌‌‌تر در این خصوص از مشاورین دلفین وست و کلاس‌‌‌‌‌های آموزشی آن کمک بگیرید.

منحنی یادگیری و نقش آن در افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌ها

به زمانی که برای اولین بار شروع به آموزش شغل یا پروژه‌ای کردید فکر کنید. آیا به‌ خاطر می‌آورید که چطور با اصول ابتدایی دست و پنجه نرم می‌کردید و برای عادت کردن به کار با فرآیندها و روال‌‌های جدید چقدر زمان می‌گذاشتید؟

اما بعد از گذشت چند ماه، چنان به انجام آن کار عادت کردید که باورتان نمی‌شد در ابتدا آنقدر برای‌تان مشکل بوده باشد.

توضیحی برای این موضوع وجود دارد: اگر متوجه شدید عملکردتان با تجربه بهبود می‌یابد و بعد از اینکه چند بار کاری را انجام دادید، انجام آن برای‌تان راحت‌تر می‌شود، در حال تجربه‌ی «منحنی یادگیری» هستید.

این اثر در یادگیری برای اولین بار توسط مهندس پرواز تی.پی. رایت (T. P. Wright) در سال ۱۹۳۶، و زمانی که هنگام تولید قطعات، هواپیما را مطالعه می‌کرد، مطرح شد. او به این نتیجه رسید که وقتی کارگران تجربه‌ی بیشتری کسب می‌کردند، می‌توانستند قطعات را سریع‌تر تولید کنند. همینطور که تجربه‌ی کارگران افزایش پیدا می‌کرد، زمان انجام کارها مدام کاهش پیدا می‌کرد. با این حال، زمان صرفه‌جویی شده در نقطه‌ی خاصی متوقف می‌شد. این نشان می‌داد که «یادگیری تکمیل شده است».

در تجارت، این موضوعِ بسیار مهمی است. می‌توانید از این اصل در جهت تأثیر‌گذاری مثبت بر محیط‌کاری استفاده کنید، زیرا کاری که بازدهی بالایی داشته باشد، زمان و هزینه را کاهش می‌دهد.

وقتی منحنی یادگیری را درک می‌کنید، می‌توانید از آن برای پیش‌بینی دقیق منابعی که به‌ مروز زمان به آنها نیاز خواهید داشت، منحنی بازدهی استفاده کنید. همچنین به شما کمک می‌کند تا برای دوره‌‌‌ی آغازینِ بعد از اعمال تغییرات و زمانی که بهره وری کمتر از چیزی است که انتظار دارید، آماده شوید. به عنوان مثال، اگر نرم‌‌افزار جدیدی نصب کرده‌اید، احتمالا در ابتدا انتظار دارید نرخ بهره‌وری پایین باشد. سپس، بعد از اینکه افراد از این نرم‌افزار بیشتر استفاده کردند، بهره‌وری آنها به مرور زمان افزایش پیدا می‌کند تا زمانی که نرخ یادگیری به نقطه‌ی ثابتی برسد.

همچنین می‌توانید از منحنی یادگیری برای شناسایی و پایه‌ریزی پیشرفت در فرآیندها و روال‌های کاری استفاد کنید. به عنوان مثال، در یک محیط تولیدی، همینطور که کارکنان یاد می‌گیرند تا کارها‌یشان را سریع‌تر و با بازدهی بالاتر انجام دهند، پیشرفت‌های کیفی در زمینه‌ی طراحی و مهندسی محصولات نیز بهبود پیدا می‌کند.

گروه مشاوران تجاریِ بوستون منحنی یادگیری را مورد مطالعه قرار دادند و به سه نتیجه‌ی اساسی زیر رسیدند:

  1. با تکرار کاری، زمان انجام آن کار کاهش می‌یابد.
  2. با تولید واحدهای بیشتر، پیشرفت در یادگیری کاهش می‌یابد.
  3. وقتی نرخ پیشرفت ثابت می‌شود، می‌توانید نموداری به عنوان منحنی یادگیری رسم کنید.

شناخت ابزار

سرعت یادگیری را می‌توان در نموداری نشان دهید. زمانی که صرف تولید یک واحد می‌شود بر روی محور y و تعداد واحدهای تولید شده روی محور x نمایش داده می‌شوند (تصویر زیر). سپس یک منحنی‌ با شیبی به سمت پایین به دست می‌آید.

شیب منحنی، میزان یادگیری را نشان می‌دهد. هر قدر نرخ یادگیری بیشتر باشد، شیب تندتر است. تصویر ۲ (در زیر) نرخ بالاتری از تصویر ۱ را نشان می‌دهد، به بیان دیگر، وقتی نرخ یادگیری بالاتر می‌رود، زمان تولید هر واحد کم‌تر می‌شود.

فرمول‌هایی که برای ایجاد منحنی استفاده می‌شوند، زمانی مفید هستند که بخواهید چگونگی کاهش زمان و هزینه‌ی تولید را به مرور زمان پیش‌بینی کنید. با این حال، در موقعیت‌های تجاری عمومی‌تر، تعیین تعداد دقیق فعالیت‌هایی مانند تولید قطعه‌ای جدید در آخر ماه، سود چندانی در بر ندارد.

کاربرد منحنی یادگیری

روش‌های دیگر برای منحنی بازدهی سرعت‌ بخشیدن به یادگیری شامل توسعه‌ی برنامه‌های آموزشی مؤثر و اطمینان از در اختیار داشتن منابع و پشتیبانی‌های مناسب است.

منحنی یادگیری همچنین می‌تواند به شما و تیم‌تان کمک کند تا برای تأثیراتی که تغییرات به وجود می‌آورند، آماده شوید. وقتی از منحنی یادگیری برای توصیف تأثیر بازدهی استفاده می‌کنید، می‌توانید به افراد کمک کنید تا بر مشکلات یادگیریِ مطالب جدید فائق بیایند. همچنین به کارگران کمک می‌کند تا متوجه شوند که چرا بازدهی‌شان در طول زمان کاهش می‌یابد.

به عنوان مثال، گاهی اوقات، اعضای تیم وقتی می‌بینند بازدهی‌شان بعد از یک دوره رشد بالا، ناگهان متوقف می‌شود یا کاهش می‌یابد، احساس دلسردی می‌کنند. با استفاده از منحنی‌های یادگیری، می‌توانید قبل از اینکه این اتفاق بیفتد به آنها هشدار دهید تا آمادگی رویارویی با آن را داشته باشند.

اگر سیستم یا تکنولوژی جدیدی معرفی کرده‌اید، بهتر است برنامه‌ی آموزشی جامعی نیز تدارک ببینید تا از وجود پشتیبانی مناسب مطمئن شوید. این کار باعث افزایش سرعت یادگیری کارگران می‌شود.

همچنین ایجاد تیم پروژه با توضیحی مختصر برای معرفی فواید و پیشرفت‌هایی که از کار کردن سریع کارگرها به دست می‌آید هم فکر خوبی است. وظیفه‌ی این تیم این است که منحنی بازدهی بر پیشرفت‌های افراد در روال‌های کاری مختلف، نظارت کند.

همچنین زمان خوبی برای تأکید بر این نکته است که چرا پیشرفت مداوم برای سازمانی سالم، تا این حد اهمیت دارد. در هر کار جدیدی، به میزان محدودی از بازدهی می‌توانید دست پیدا کنید. برای اینکه به پیشرفت ادامه دهید باید دائما به دنبال راه‌های جدید در انجام کارها باشید.

محدودیت‌های منحنی یادگیری

ایده‌ی منحنی یادگیری فرض را بر این می‌گذارد که صرف زمان کم‌تر در انجام کارها، همیشه بهترین گزینه است و بهترین نتایج را به همراه دارد. این منحنی معمولا در تولید، ساخت و پردازش اسناد کاربرد دارد. با این حال، در بعضی مواقع، منحنی یادگیری کاربردی ندارد، خصوصا اگر شرایط زیر وجود داشته باشند:

  • تولید بی‌قاعده باشد.
  • حجم تولید کم باشد.
  • محصولات به شدت سفارشی‌شده باشند.

در چنین مواقعی، کارگران نمی‌توانند از یادگیری و کسب تجربه سودی ببرند، زیرا هر موقعیت، چالش جدیدی در یادگیری به وجود می‌آورد و افراد لزوما یک کار را دو بار تکرار نمی‌کنند.

نکته‌ی دیگری که باید در نظر گرفت، هزینه‌ی سرمایه گذاری است. قبل از استفاده از منحنی یادگیری برای توجیه ایجاد تغییرات جدید، حتما اطمینان حاصل کنید که صرفه‌جویی‌هایی که به دلیل یادگیری سریع‌تر انجام می‌‌دهید بیشتر از هزینه سرمایه گذاری باشد. انجام سریع کارها به شرطی خوب است که منفعتی مالی برای شما به همراه داشته باشد.

در این مجموعه ارزشمند، تمام نیازمندی‌های شما برای شروع و رشد کسب‌وکار فراهم شده است.
این مجموعه حاصل تجربیات اساتید هاروارد است که هر یک،‌ از کارآفرینان و مشاوران بزرگ در دنیا هستند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا