دوره آموزش فارکس

چگونه شغل مناسب خود را انتخاب کنیم؟

شناخت علایق خود

شغل چیست؟ 8 ویژگی شغل مناسب که باید به آن‌ها توجه کنید.

انسان به طور تقریبی حدود یک سوم از عمر خود را در محل کارش سپری می کند، پس می‌توانیم نتیجه بگیریم، شغلی که داریم تأثیر زیادی بر احساس خوشبختی ما دارد. بسیاری از افرادی که از شغل خود راضی نیستند، اگر توانایی مالی داشته باشند، شغل خود را برای پیدا کردن یک کار بهتر رها می‌کنند. می‌توان گفت شغل مناسب شبیه لباس مناسب است. اگر لباسی داشته باشید که فکر می‌کنید برای شما مناسب است و با آن ظاهر خوبی پیدا می‌کنید، بیشتر اوقات آن را می‌پوشید و از پوشیدن آن احساس خوبی دارد. زمانی هم که شغل مناسبی دارید، احساس بهتری در زندگی دارید و آن را برای مدتی طولانی حفظ می‌کنید. اما شغل چیست؟ شغل یک فعالیت منظم و رسمی است که برای به دست‌آوردن پول انجام‌ می‌دهید تا بتوانید نیازهای خود را برطرف کنید. یک شغل ممکن است تمام‌وقت یا پاره‌وقت یا کوتاه‌مدت باشد. یک شغل مناسب خصوصیاتی دارد. در این مقاله بعضی از ویژگی ‌های یک شغل مناسب را با شما در میان می‌گذاریم.

ویژگی ‌های یک شغل مناسب

۱- حقوق و مزایا

می‌گویند پول همه چیز نیست، ممکن است همین طور باشد، اما زمانی که می‌خواهیم ویژگی ‌های یک شغل مناسب را تعریف کنیم، پول اولویت بالایی دارد. اگر حقوق شما کافی نباشد و نتوانید به راحتی نیازهای اساسی خود، مثل غذا، سرپناه، حمل‌و‌نقل، مراقبت‌های بهداشتی و درمانی و … را تامین کنید، دچار استرس خواهید شد. این موضوع در دراز مدت باعث ایجاد افسردگی و اضطراب مزمن در شما می‌شود. به علاوه اگر به ازای ساعت‌ها کار حقوق کمی دریافت کنید، به تدریج انگیزه‌ی خود را از دست می‌دهید.یک شغل مناسب درآمد منصفانه ای دارد، درآمدی که بتوانید با آن نیازهای اساسی خود را به طور کامل تامین کنید و حتی بخشی از نیازهای دیگر مثل نیاز به سرگرمی و تفریح را بر‌آورده کنید.

علاوه بر حقوق، یک شغل مناسب مزایای مالی دیگری هم دارد. بیمه خدمات درمانی یکی از مزایایی است که بسیاری از افراد بدون آن حاضر به پذیرش یک شغل نیستند. برنامه‌های بازنشستگی، پاداش متناسب با عملکرد، پاداش سالانه، صندوق پس انداز وام، کمک هزینه‌های آموزشی و…. از مزایای دیگر یک شغل مناسب است. این مزایا به شما کمک می‌کنند تا راحت‌تر بتوانید هزینه‌های غیرمنتظره را پرداخت کنید و برای آینده‌ی خود پس انداز کنید.

۲- امنیت شغلی

امنیت شغلی به معنی این است که شما اطمینان داشته باشید تا زمانی که خودتان تصمیم نگرفته‌اید کارتان را ترک کنید، شاغل باقی می‌مانید. افراد زیادی عقیده دارند امنیت شغلی مهم‌ترین جنبه‌ی یک شغل بعد از درآمد است. زمانی که شما امنیت شغلی دارید، لازم نیست نگران صورت‌حساب‌ها و وام‌ها و بدهی‌های خود در پایان ماه باشید و تلاش می‌کنید که وظایف خود را به بهترین نحو ممکن انجام دهید و پیشرفت کنید. در زندگی شخصی خود هم احساس آرامش و امنیت بیشتری می‌کنید. درحالی‌که در در نبود امنیت شغلی، چون شما به طور مدام نگران هزینه‌های زندگی خود هستید، تمرکز بالایی ندارید و نمی‌توانید وظایف خود را به‌درستی انجام دهید و همین مسئله بر کارآیی شما تاثیر می‌گذارد. نگرانی مدام و کاهش کارایی به عزت نفس شما آسیب می زند و باعث می‌شود که نتوانید زندگی شادی داشته باشید.

برای بالا بردن امنیت شغلی خود زمانی که قصد دارید در یک شرکت استخدام شوید، درباره‌ی وضعیت مالی آن تحقیق کنید. اگر شرکت در آستانه‌ی ورشکستگی باشد امنیت شغلی نخواهید داشت. همچنین ایجاد رابطه‌ی خوب با مدیران و کارمندان، یادگیری فناوری‌های روز که مرتبط با شغل شما هستند و کمک به شرکت در انجام پروژه‌های بلند مدت، به بالا بردن امنیت شغلی شما کمک می‌کند.

۳- فرصت رشد یکی از ویژگی های شغل مناسب که نباید فراموش شود.

یک شغل مناسب شغلی است که شما بتوانید چیزهای جدیدی از آن یاد بگیرید و به‌طور مدام مهارت‌های خود را ارتقا دهید و با کسب این مهارت‌ها بتوانید مسئولیت‌های بیشتری را بر عهده بگیرید. اگر شغلی داشته باشید که شامل یک سری وظایف تکراری است و فرصت زیادی برای پیشرفت وجود ندارد، احتمال زیادی هست که با گذشت زمان بی‌حوصله شوید و کار خود را رها کنید.

علاوه بر این مهم است که سازمانی که در آن کار می‌کنید، شما را به تلاش برای پیشرفت تشویق کند و از آن حمایت کند. به عنوان مثال شما را به کنفرانس ها و سمینارهای آمورشی بفرستد یا برای شرکت در دوره‌های آموزشی به شما کمک هزینه پرداخت کند.

۴- محیط کاری

یکی دیگر از ویژگی ‌های یک شغل مناسب که تاثیر زیادی بر رضایت شغلی دارد و باعث می‌شود که چگونه شغل مناسب خود را انتخاب کنیم؟ بخواهید برای مدتی طولانی شغل خود را حفظ کنید، وجود محیط کاری‌ای است که جو مثبتی دارد. یک محیط کاری خوب محیطی است که درآن به شما احترام می‌گذارند و قدر کاری را که انجام می‌دهید، می دانند. برای نظرات شما ارزش قائل هستند و در صورتی که کار خود را به درستی انجام دهید به شما پاداش می‌دهند.

زمانی که در محیط کاری احترام وجود دارد، شرایطی‌ ایجاد نمی‌شود که کارمندان بتوانند به آزار و اذیت یکدیگر بپردازند. محیط آرام‌تر است و سطح استرس شغلی کاهش پیدا می‌کند. شما در چنین محیطی راحت‌تر می‌توانید ایده‌های خودتان را با دیگران به اشتراک بگذارید و استعدادهای ‌خود را بروز دهید

. کاهش استرس در محیط کاری بر سلامت ذهنی و جسمی شما هم می‌گذارد و باعث می‌شود که روحیه‌ بهتری داشته باشید. در حالی‌که در محیطی که احترام وجود ندارد، ضمن اینکه کارآیی شما کاهش پیدا می‌کند، به عزت‌نفس و احساسات‌تان هم آسیب وارد می‌شود و این موضوع می‌تواند حتی بر روابط غیر کاری شما هم تاثیر منفی بگذارد.

۵- ساعات کاری

در بازار کار پر رقابت امروز شغلی که درآمد مناسبی برای شما داشته باشد، معمولا هشت تا نه ساعت در روز زمان می‌برد. اگر ساعات کاری شما طولانی باشد، شما فرصت کافی برای استراحت ندارید. خستگی مدام و هر روزه باعث می‌شود که دچار فرسودگی شغلی شوید، که این فرسودگی در دراز مدت منجر به استرس مزمن می‌شود و بر عملکرد شغلی شما تاثیر می‌گذارد. اما مسئله به همین جا ختم نمی ‌شود. چون شما وقت کافی برای تغذیه‌ی سالم و ورزش ندارید، سلامت جسمی‌تان به خطر می‌افتد. روابط شخصی‌تان هم دچار اختلال می‌شوند.

نکته ی دیگر این است که ساعت پایان کار دقیق و مشخص باشد، در غیر این صورت مرز میان زندگی شخصی و زندگی کاری شما از بین خواهد رفت، و به تدریج متوجه خواهید شد، دیگر وقتی برای زندگی شخصی خود ندارید.

۶- انعطاف پذیری

یکی دیگر از ویژگی ‌های یک شغل مناسب انعطاف‌پذیری است. منظور از انعطاف‌پذیری این است که اگر شغل شما به‌صورت بالقوه امکان دورکاری دارد، گاهی به شما اجازه داده شود که وظایف‌تان را در منزل انجام دهید. یا اگر نوبت دکتر دارید، یا قصد شرکت در یک دوره‌ی آموزشی را دارید که بعضی از ساعات آن با ساعات کاری شما تداخل دارد، به شما اجازه داده شود که چند ساعت در هفته مرخصی بگیرید. این یک سطح حداقلی از انعطاف‌پذیری است. در سطوح بالاتر به شما این آزادی داده می‌شود که زمان، مکان و نحوه‌ی انجام کار را خودتان انتخاب کنید، و تنها بر نتیجه‌ی کار تمرکز می‌شود.

انعطاف‌پذیری باعث می‌شود، که تعادل بیشتری بین زندگی کاری و شخصی شما ایجاد شود و بهتر بتوانید نیازهای شخصی خود را برآورده کنید. اگر انعطاف پذیری از نوع آزادی در زمان، مکان و نحوه‌ی انجام کار باشد، چون نتیجه‌ی کار اهمیت دارد، کارآیی شما بیشتر می‌شود و همین باعث می‌شود که در آینده بیشتر پیشرفت کنید و رضایت شغلی بالایی داشته باشید.

۷- مدیر خوب

وجود مدیری که برای شما و کاری که انجام می‌دهید، ارزش قائل است تاثیر زیادی بررضایت شما از شغل‌تان دارد. یک مدیر خوب می‌تواند نقاط قوت شما را تشخیص بدهد و شما را طوری راهنمایی کند، که از این نقاط قوت به بهترین شکل استفاده کنند. او اگر احساس کند که شما توانایی‌ لازم را دارید، مسِئولیت‌های بیشتری بر عهده‌ی شما قرار می‌دهد و به شما این فرصت را می‌دهد که مهارت‌ها و حتی جایگاه شغلی خود را بالا ببرید.

یک مدیر خوب، تلاش‌های شما را می‌بیند و به خاطر آن‌ها از شما قدردانی می‌کند. به پیشنهادها و انتقادهای شما گوش می‌کند، درباره‌‌ی آن‌ها فکر می‌کند و در صورتی‌که درست و منطقی باشند، آن‌ها را در تصمیم‌گیری‌های خودش لحاظ می‌کند. زمانی که در کار خود با بحرانی رو‌به‌رو شوید، راه‌حل‌هایی پیشنهاد می‌دهد و شما را دلگرم می‌کند که توانایی عبور از این بحران را دارید.

در مقابل یک مدیر بد می‌تواند محیط کار را به جهنم تبدیل کند و باعث شود که حتی اگر به شغل خود علاقه دارید و درآمد بالایی دارید به فکر ترک کار بیفتید.

۸- شرح وظایف مشخص

باید مشخص باشد که شغل شما به چه مهارت‌هایی نیاز دارد، چه مسئولیت‌ها و وظایفی بر عهده‌ی شماست، این وظایف چطور چه باید انجام شوند و شما با چه کسانی باید در ارتباط‌ و به چه کسانی باید پاسخگو باشید.

اگر وظایف شما مشخص و واضح نباشد، احتمال زیادی وجود دارد که از شما خواسته شود که وظابف فرد دیگری را انجام دهید یا در صورتی‌که یکی از کارکنان از شرکت خارج شود ممکن است بخشی از وظایف او برعهده‌ی شما گذاشته شود بی‌آن‌که حقوق شما افزایش پیدا کند. زمانی که کارهای شما زیاد می‌شود، شما وقت زیادی ندارید که وظایف اصلی خود را پیگیری کنید و این موضوع بر کیفیت کار شما تاثیر می‌گذارد. از طرفی انجام وظایفی که خارج از حد توان شماست باعث می‌شود که در دراز مدت دچار و فرسودگی شغلی شوید، در حالی‌که داشتن وظایف شغلی مشخص به شما کمک می‌کند که برای آینده‌ی شغلی خود چشم‌انداز مناسبی ترسیم کنید و با انگیزه‌ی بیشتری برای موفقیت تلاش کنید.

جمع‌بندی: ویژگی های یک شغل مناسب

در این مقاله تعریف کردیم که شغل چیست و به معرفی ویژگی ‌های یک شغل مناسب پرداختیم. گفتیم که اگر شغلی داشته‌باشیم که حقوق مناسب و ساعات کاری معقولی داشته باشد. امنیت شغلی ما تضمین شده‌باشد و محیط کار ما مثبت جو مثبتی داشته‌باشد، شرایط رشد و پیشرفت در این محیط فراهم باشد و مدیری داشته باشیم که حامی و پشتیبان کارکنانش است، احتمالا شغل خود را برای مدت بیشتری حفظ می‌کنیم و در زندگی خود هم خوشحال‌تر و راضی‌تریم. ممکن است شغل ما به گونه‌ای باشد که جمع شدن همه‌ی این ویژگی‌ها در آن امکان‌پذیر نباشد. در این صورت هر چه شغل ما ویژگی‌های بیشتری داشته‌باشد، مناسب‌تر و رضایت‌بخش‌ترخواهد بود.

چگونه می توانیم از ابزارهای خودشناسی برای انتخاب شغل استفاده کنیم؟

افراد در زمانی که به دنبال انتخاب شغلی هستند اغلب از خود می‌پرسند که آیا روشی وجود دارد که با استفاده از آن بتوانند متوجه شوند که در چه شغلی می توانند موفق شوند. متاسفانه، روش خاص و یکتایی که به صورت جادویی بتواند به شما بگوید که برای بقیه عمرتان چه کاری را انتخاب کنید، وجود ندارد. با این حال، مجموعه ای از روش ها و ابزارهای خودشناسی وجود دارد که می تواند در مسیر یافتن بهترین شغل کمک کند.

در طی مرحله خودشناسی ابتدا اطلاعاتی درباره خود جمع آوری نمایید تا برای برنامه‌ریزی شغلی یک تصمیم آگاهانه بگیرید. خودشناسی باید شامل بررسی کامل ارزش‌ها، علایق، شخصیت و استعداد شما باشد .

  • ارزش‌ها: مواردی مثل دستاورد، موقعیت و استقلال است، که خیلی مهم هستند.
  • علایق: کاری هایی مثل بازی گلف، پیاده‌روی طولانی، و گردش با دوستان که از آن ها لذت می‌برید.
  • شخصیت: مواردی مثل صفات برجسته، محرک های انگیزشی، نیازها و نگرش‌ها که در شما وجود دارد.
  • استعداد: فعالیت‌هایی مثل نوشتن، برنامه‌نویسی کامپیوتر، و آموزش که آنها را خیلی خوب می توانید انجام دهید. این فعالیت ها می توانند به صورت ذاتی در شما وجود داشته باشند یا از طریق آموزش به دست آورده باشید.

استخدام بازاریاب در رفسنجان

برای مشاهده تمام آگهی های این بخش روی عکس زیر کلیک کنید.

استخدام بازاریاب در رفسنجان

بسیاری از افراد مشاور حرفه ای را استخدام می کنند تا به آنها در این فرایند کمک کنند و جنبه های مختلف خودشناسی را در کنار هم مورد بررسی قرار دهند. در ادامه پیرامون انواع مختلف ابزارهای خودشناسی صحبت خواهد شد و همچنین نکات دیگری که باید هنگام استفاده از نتایج این ابزارها و روش های انتخاب شغل در نظر گرفت، ارائه می شود.

فهرست ارزش ها

احتمالا مهمترین شاخصی که در هنگام انتخاب شغل مورد توجه قرار می گیرد ارزش های شخصی است. اگر زمانی که در حال برنامه‌ریزی شغلی هستید ارزشهای شخصی خود را در نظر نگیرید، احتمالا شانس به دست آوردن شغلی که دوست دارید و در آن می توانید موفق شوید را نخواهید داشت. برای مثال، کسی که استقلال برای او اولویت بالایی دارد در کارهایی که آزادی عمل کمتری دارد، هرگز خوشحال نخواهد بود .

ارزش ها از دو جنبه درونی و بیرونی می توانند مهم باشند. جنبه درونی ارزشها مرتبط با خود کار و آنچه که به جامعه کمک می‌کند، است. جنبه بیرونی ارزش های یک شغل شامل ویژگی‌های خارجی مثل مشخصات فیزیکی و پتانسیل درآمد، است. سوال های زیر در زمینه ی فهرست‌ ارزش ها، می توانند مطرح شوند :

آیا حقوق بالا برای شما مهم است؟

آیا در کار شما مهم است که با دیگران در ارتباط باشید ؟

آیا در کار شما مهم است که به جامعه کمک کنید؟

آیا داشتن یک شغل معتبر برای شما مهم است؟

در طول یک فرایند خودشناسی، یک مشاور حرفه ای ممکن است یکی از موارد زیر را برای فهم دقیق فهرست های ارزش ها درباره شما انتخاب نماید:

  • پرسشنامه اهمیت Minnesota (MIQ)
  • بررسی ارزش‌های بین فردی (SIV)
  • مزاج و فهرست ارزش‌ها (TVI)

فهرست علایق

متخصصان توسعه شغلی به طور پیوسته فهرست علایق مانند فهرست بیشترین علاقه مندی (SII) را تهیه می کنند، که در گذشته با عنوان فهرست Strong-Campbell نامیده می شد. این روش خودشناسی از افراد می‌خواهد که به یک سری سوالات در رابطه با علایقشان پاسخ دهند. پیشگام توسعه ی روش های مبتنی بر علایق روانشناسی به نام استرانگ است. او از طریق اطلاعاتی از مردم درباره دوست داشتن یا نداشتن فعالیت‌ها، اشیا و انواع افراد، فهمید افرادی که در شغل یکسانی که از آن راضی بودند، علایق مشابهی داشتند .

دکتر جان هلند و همکارانش سیستمی از علایق مشترک با یک یا چند نوع، از شش گانه زیر را فراهم کردند:

سپس او این انواع را با مشاغل مرتبط کرد. زمانی که فهرست علایق را ایجاد کنید می توانید نتایج را با این مطالعه مقایسه نمایید تا ببینید که شما در کجا قرار دارید - آیا علایق شما مشابه یک افسر پلیس و یا یک حسابدار هستند؟

ویژگی های شخصیتی

بسیاری از ویژگی های شخصیتی مورد استفاده در برنامه‌ریزی شغلی بر پایه تئوری شخصیت روانشناس کارل Carl Jung's هستند. او باور به چهار جفت از اولویت‌های متضاد داشت، شخصیت آنها را ایجاد می کند. این موارد عبارتند از:

  • برون گرایی و درون‌گرایی هستند (چگونه یک فرد اطلاعات را درک می‌کند)
  • تفکر یا احساس (که چگونه تصمیم‌گیری می‌کند)
  • سنجش و شهود (چگونگی درک اطلاعات)
  • قضاوت و درک (نحوه زندگی او).

انتخاب هر مورد در این جفت ها، تیپ شخصیتی هر شخصی را تشکیل می‌دهد .

مشاوران شغلی اغلب از نتایج ارزیابی‌های مبتنی بر تئوری شخصیت Jungian ، مانند شاخص Myers-Briggs ( MBTI ) برای کمک به مشتریان برای انتخاب شغل مناسب استفاده می‌کنند. آن‌ها معنقند که افراد با یک تیپ شخصیتی خاص برای مشاغل خاصی مناسب‌تر هستند. مثلا برای یک فرد درون‌گرا، شغلی که به صورت مداوم نیاز است با دیگران در ارتباط باشد، مناسب نیست.

ارزیابی استعداد

وقتی تصمیم می‌گیرید که باید در چه زمینه‌ای شروع به کار نمایید ابتدا باید استعدادهای بالقوه خود را کشف کنید. استعداد یک توانایی طبیعی یا اکتسابی است. علاوه بر توجه به چیزهایی که در انجام دادن آنها مهارت دارید، چیزهایی را که از آنها لذت می‌برید را هم در نظر بگیرید. امکان دارد که در کاری مهارت خاصی داشته باشد اما هر ثانیه از انجام دادن آن احساس بدی کنید. البته به طور کلی مردم از انجام کارهایی که در آن خوب هستند، لذت می‌برند .

در حالی که شما مهارت‌های خود را ارزیابی می‌کنید، در مورد اینکه چه زمانی لازم است برای کسب مهارت‌های پیشرفته وقت صرف کنید، فکر کنید. سوالی که باید از خودتان بپرسید این است - اگر یک شغل با تمام ویژگی‌هایی مناسب را پیدا کنم و مدت زمان خاصی لازم باشد که برای آن آماده شوم، آیا من حاضر و قادر خواهم بود که برای این آماده شدن تلاش کنم؟

موارد دیگر که لازم است درباره آنها بیندیشید

در هنگام انجام فرآیند خودشناسی، عوامل دیگری که شما را در هنگام انتخاب شغل تحت‌تاثیر قرار خواهند داد، فکر کنید. مثلا به مسئولیت‌های زندگی خانوادگی تان و توانایی برای پرداخت هزینه تحصیل یا آموزش فکر کنید. فراموش نکنید که خودشناسی اولین گام در فرآیند برنامه‌ریزی شغلی است، نه آخرین مرحله از آن .

پس از اتمام این مرحله به سراغ مرحله ی بعدی که همان کشف شغل مناسب است، بروید. با در نظر گرفتن نتایج خودشناسی، مشاغل مختلف را مورد بررسی قرار دهید تا ببینید کدام یک از آن‌ها برای شما بهتر است. در حالی که مرحله خودشناسی ممکن است شغل خاصی را با علایق، شخصیتی، ارزش‌ها و استعداد شما مناسب است را نشان دهد امابه این معنی نیست که این تنها شغلی است که برای شما مناسب است. همچنین یک شغل را صرفا به این دلیل که در نتایج خودشناسی شما جای نگرفته، حذف نکنید. تحقیقات زیادی در مورد هر شغلی که به آن علاقه‌مند هستید انجام دهید.

بررسی نقش ترجیحات روی انتخاب شغل مناسب

شخصیت شناسی mbti

در ادامه مباحثِ کاربرد تیپ شخصیتی در انتخاب شغل مناسب ، در این قسمت می‌خواهیم در مورد نقش ترجیحات جمع‌آوری اطلاعات، تصمیم‌گیری و سازمان‌دهی به شرایط صحبت کنیم و ببینیم این ترجیحات چه تأثیری روی انتخاب شغل می‌توانند داشته باشند.

این مقاله سومین قسمت از مجموعه مباحث MBTI و انتخاب شغل مناسب است، در صورتی که هنوز قسمت‌های قبلی را مطالعه نکرده‌اید پیشنهاد می‌کنیم برای حفظ انسجام مطلب و درک بهتر آن، نگاهی به قسمت‌های قبلی بیندازید.

۲-ترجیح دریافت اطلاعات و تأثیر آن روی انتخاب شغل

یکی از عوامل مهمی که هر کدام از ما بر اساس آن دست به انتخاب یک شغل می‌زنیم «توضیحات مربوط به شغل» یا همان (job description) است. در اصل باید هم این‌طور باشد و لازم است قبل از انتخاب شغل، به «توضیحات شغل» مربوطه توجه ویژه‌ای داشته باشیم.

اما چیزی که مشخص است، این است که قسمت‌های مختلف این توضیحاتِ شغلی، برای همه ما جذابیت یکسانی ندارد. در واقع هر کس به بخش‌های مختلفی از این توضیحات، توجه بیشتری می‌کند چگونه شغل مناسب خود را انتخاب کنیم؟ چون آن قسمت برای او اولویت بیشتری نسبت به بخش‌های دیگر دارد.

چیزی که مشخص می‌کند ما به کدام قسمت‌های یک (job description) توجه بیشتری نشان می‌دهیم تا حد زیادی به ترجیح دریافت اطلاعات (N و S) ما بستگی دارد.

همین فرض را می‌توان در مورد مصاحبه استخدامی هم داشت. در واقع ما روی قسمت‌های مختلف یک مصاحبهٔ استخدامی، تسلط متفاوتی داریم و شاید نتوانیم به همهٔ سؤالات، با یک میزان ثابت از تسلط پاسخ دهیم.

رویکرد حسی‌ها در مصاحبه استخدامی

مثلاً اگر شما یک فردی حسی (Sensing) باشید به احتمال زیاد نسبت به جزئيات شغلی که می‌خواهید انتخاب کنید حساسیت و دقت بیشتری دارید. مثلاً دانستن برنامه و روال کاری در آن سازمان، ساعات کاری، حقوق و مزایا، نقش و مسئولیت افراد در کار برای شما نسبت به سایر مسائل اهمیت بیشتری دارد.

وقتی هم دارید توضیحات شغل مربوطه را می‌شنوید یا توضیحات آن را از جایی می‌خوانید، بیشتر دنبال دانستن همین موارد هستید.

رویکرد شهودی‌ها در مصاحبه استخدامی

اما اگر ترجیح شهودی داشته باشید، در نگاه اول به مسائلِ غیرملموس‌تری توجه خواهید داشت. مثلاً موقعیت‌هایی که سازمان برای رشد و یادگیری شما فراهم می‌کند، یا دورنما و آیندهٔ شغلی برای شما اهمیت بیشتری خواهد داشت.

شهودی‌ها به مواردی مثل نقشه‌ها و برنامه‌ریزی‌های استراتژیکی که در سازمان استفاده می‌شود یا به عبارتی به «مأموریت سازمان» توجه ویژه‌ای نشان می‌دهند. بنابراین اگر شهودی هستید باید چگونه شغل مناسب خود را انتخاب کنیم؟ سعی کنید یک فهرست (Checklist) از عواملِ واقعی و ملموسی که شاید در نگاه اول از آن‌ها غفلت کنید، تهیه کنید و هر زمان که در حال بررسی گزینه‌های شغلی بودید، توجهِ همه‌جانبه‌ای به همه عوامل تأثیرگذار داشته باشید.

یک مثال کاربردی

همین ترجیح حسی و شهودی در دانشجویی که می‌خواهد برای دانشگاه انتخاب رشته کند به این صورت نمود دارد: دانشجویی که ترجیح حسی دارد، به واحدها و درس‌هایی که باید در طول دوران تحصیل بگذراند توجه می‌کند، برای این فرد مهم است که سرفصل دروس را با دقت مطالعه کند و ببیند در کدام یک مهارت بیشتری دارد.

اما همین دانشجو اگر ترجیح شهودی داشته باشد بیشتر به این فکر می‌کند بعد از چهار سال تحصیل در این رشته چه توانمندی‌هایی خواهد داشت؟ موقعیت اجتماعی‌اش چگونه خواهد بود؟ دقیقاً چه استفاده‌ای از رشته‌اش می‌تواند بکند و باقی سؤالات و احتمالاتِ این‌چنینی.

به تفاوت این دو دقت کردید؟ حسی‌ها معمولاً به موارد «ملموس»، «واقعی» و «قابل رؤیت» توجه می‌کنند اما شهودی‌ها در نگاه اول «احتمالات» و «مفاهیم ذهنی» را در نظر می‌گیرند. آن‌ها به الهامات و تصوراتشان اهمیت بیشتری می‌دهند.

دقت کنید اینجا لازم است نکتهٔ مهمی را یادآوری کنیم و آن هم این‌که به‌هرحال همه ما فارغ از این‌که شهودی هستیم یا حسی، به مجموعه‌ای از عوامل مهم و تأثیرگذار در شغلی که می‌خواهیم انتخاب کنیم توجه می‌کنیم.

مثلاً این‌طور نیست که بگوییم شهودی‌ها به میزان حقوق و ساعات کاری توجهی ندارند و حسی‌ها هم به موقعیت‌های پیشرفت و توسعهٔ شغلی‌شان بی‌تفاوت هستند، اما بحث این است که کدام قسمت‌ها برای ما در نگاه اول جذاب‌تر است و به آن‌ها توجه بیشتری نشان می‌دهیم.

۳-ترجیح تصمیم‌گیری و انتخاب شغل مناسب

ترجیح تصمیم‌گیری (T و F) یکی از مهم‌ترین ترجیحات در انتخاب شغل است. این‌که ما فکری باشیم یا احساسی به میزان زیادی مشخص می‌کند که به چه نوع شغلی علاقه بیشتری داریم.

فکری‌ها به چه چیزی بیشتر توجه می‌کنند؟

افرادی که ترجیح فکری در آن‌ها پررنگ‌تر است به مشاغل سیستمی و فنی که اعداد، ارقام، نمودارها و تحلیل‌ها در آن‌ها نقش مهمی دارند، علاقه بیشتری نشان می‌دهند. حسابداری، تحلیلگر شبکه و کارگزار بورس نمونه‌هایی از این مشاغل هستند.

احساسی‌ها به چه چیزی بیشتر توجه می‌کنند؟

از طرفی افرادی که ترجیح احساسی در آن‌ها پررنگ‌تر است عموماً به مشاغل خدماتی و سرویس-محور یا مشاغلی که زمینه‌ای انسانی دارند علاقه‌مند هستند. نکتهٔ مهم در مورد افراد احساسی این است که کاری که انجام می‌دهند با ارزش‌ها شخصی آن‌ها سازگار باشد. مشاغلی مثل معلمی، پرستاری، خدمات مشتریان یا عضویت در سازمان‌ها و مؤسسات مردم-‌محور نمونه‌هایی از مشاغلی هستند که احتمالاً احساسی‌ها بیشتر جذبشان می‌شوند.

تأثیر در مصاحبه‌های استخدامی

تأثیر ترجیح تصمیم‌گیری در مصاحبه‌های کاری هم مشهود و نمایان است. احساسی‌ها در مصاحبه‌های استخدامی بیشتر نگران این هستند که «خوشایند» به نظر برسند و ارتباط مناسب و صمیمانه‌ای با مصاحبه‌کنندگان برقرار کنند.

در عوض فکری‌ها تلاش می‌کنند شایستگی و صلاحیت خود را به رخ بکشند و تصویر مطلوبی از «توانمندی‌شان» به جا بگذارند.

واضح است که هر دو رویکرد در جای خود لازم و ضروری‌اند و نقش خودشان را در پیشبرد فرایند مصاحبه دارند، اما مسئلهٔ مهم این است که ما از سبک شخصی خودمان مطلع شویم و «آگاهانه» از مزیت‌های آن استفاده کنیم. ارزیابی رویکردهای متفاوت به ما کمک می‌کند، کارآمدترین روش را برای یک جلسه انتخاب کنیم و روی همان تمرین و تمرکز داشته باشیم.

فرض کنید شما فردی (Feeling) هستید و رویکرد اصلی شما برقراری ارتباطات دوستانهٔ بیشتر در محیط کار است، اما کسی که دارد با شما مصاحبه می‌کند عمدتاً روی موارد فنی مرتبط با کسب‌وکار مانور می‌دهد، در نتیجه شما هم باید رویکردتان را متناسب با سبکِ شخصیِ مصاحبه‌کننده «بهینه» کنید و اطلاعات را متناسب با رویکرد طرف مقابل به او ارائه کنید تا بهترین نتیجه حاصل شود.

۴-ترجیح سازمان‌دهی به دنیای بیرون و نقش آن در انتخاب شغل مناسب

ترجیح چهارم (J و P) روی مسیری که شما در انتخاب شغل طی می‌کنید تأثیر می‌گذارد. در واقع این قسمت، روی «فرایند» انتخاب شغل تأثیر می‌گذارد و اطلاعاتی در این باره به ما می‌دهد که مثلاً شما در مقابل پیشنهاداتِ جدید شغلی و گزینه‌های پیشِ روی خودتان چه واکنشی نشان می‌دهید.

رویکرد ساختارگراها

افراد ساختارگرا (J) به طور کلی هنگام جستجوی شغل مناسبشان، مسیری برنامه‌ریزی‌شده و روشمند را دنبال می‌کنند. این افراد چک‌لیستشان آماده است و هر بار موارد تازه‌ای را به این چک‌لیست مورد نظر اضافه می‌کنند و آن را کامل‌تر از قبل می‌کنند و هر دفعه، این موارد تازه را در مورد مشاغل مورد نظرشان چک می‌کنند.

البته معیارهای این افراد می‌تواند کاملاً متفاوت باشد، اما به‌هرحال Jها تا اندازهٔ زیادی از قبل می‌دانند چه می‌خواهند. Jها به احتمال زیاد در مورد قسمت‌های مختلف فرایند انتخاب شغل «یادداشت‌برداری» می‌کنند. مثلاً اسم اشخاص کلیدی، اطلاعاتی که در مورد میزان حقوق و ساعات کاری به آن‌ها داده می‌شود و موارد این‌چنینی را به احتمال زیاد در دفترچه‌شان یادداشت می‌کنند.

رویکرد منعطف‌ها

در عوض افراد منعطف (P) سعی می‌کنند تا حد زیادی اجازه دهند فرایندها، خودشان راهشان را پیدا کنند. آن‌ها معمولاً صبر می‌کنند تا بینند چه پیش می‌آید و درست سر وقت و موقعی که ضرورت ایجاب می‌کند دست به کار می‌شوند و کاری را که باید، انجام می‌دهند.

Pها- اگر به خودشان باشد- معمولاً مراحل و روال انجام یک کار را قدم‌به‌قدم طی نمی‌کنند بلکه هر کاری را درست موقعی که لازم است انجام می‌دهند.

در مورد این ترجیح هم، هر کدام از این دو رویکرد، مزایا و معایب خودشان را دارند. Jها و Pها لازم است نقاط مثبت هم را یاد بگیرند و برای رشد آن تمرین کنند.

متعادل کردن ترجیحات

مثلاً Jها باید روی انعطاف‌پذیری و مدیریت بحرانِ در لحظه بیشتر کار کنند و وقتی اطلاعات جدیدی به آن‌ها ارائه می‌شود که انتظارش را نداشته‌اند یا قبلاً در برنامه‌شان آن را لحاظ نکرده‌ بودند، به هم نریزند و سریعاً خودشان را با این تغییر شرایط وفق دهند.

Pها هم لازم است برای اقداماتشان از قبل برنامه‌ریزی کنند و کارهایی که باید انجام شود را مطابق یک لیست و با ترتیبِ مشخص و زمان‌بندی منظم پیش ببرند.

ضمن این‌که Jها باید دقت کنند در مورد موضوعات، خیلی زود تصمیم‌گیری نکنند. مثلاً ممکن است یک فرد ساختارگرا با به دست آوردن اطلاعات اولیه در مورد یک شغل، در رابطه با حضور با عدم حضور در آن تصمیم‌گیری کند و صبر نکند تا اطلاعات بیشتری در مورد آن به دست بیاورد و بعد تصمیم بگیرد.

بهتر است ساختارگراها خیلی زود پروندهٔ انتخاب شغل را نبندند و کمی روی گزینه‌های مختلف و احتمالات موجود فکر کنند.

از سوی دیگر افراد منعطف، قبل از این‌که در مورد موضوعی تصمیم بگیرند سعی می‌کنند همه ابعاد و جوانب آن را بررسی کنند و احتمالاً زمان زیادی را صرف این کار خواهند کرد، تا جایی که ممکن است بیش از اندازه زمانشان را صرف تصمیم‌گیری کنند.

بنابراین بهتر است افراد منعطف برای تصمیم‌گیری‌هایشان یک بازه زمانی مشخص تعیین کنند و خودشان را مقید کنند که در همان بازه زمانی و تا قبل از این‌که خیلی دیر بشود، در مورد موضوع تصمیم بگیرند. یکی از راهکارهای خوب و موثر در این زمینه برای افراد منعطف این است که تمرکزتان را روی یک مورد بگذارید و به طور کامل در مورد آن تحقیق کنید و فقط زمانی که در مورد آن به نتیجه رسیدید به سراغ گزینه‌های بعدی بروید.

این کار احتمال به تعویق انداختن تصمیمات را به میزان زیادی در افراد منعطف کاهش خواهد داد.

تا اینجا هدف ما این بود که با آگاهی از ترجیحات ذاتی‌مان، بتوانیم به تأثیر و نقش تیپ شخصیتی در انتخاب شغل مناسب پی ببریم. در قسمت‌های بعدی سعی می‌کنیم بیشتر روی راهکارها و بهینه کردن فرایند انتخاب شغل تمرکز کنیم.

دقت کنید روشِ شخصی شما هرچه باشد می‌توانید آن را تقویت کنید و با تمرین، مطابق اصول و استانداردها پیش بروید و در نتیجه موفقیت خودتان را تضمین کنید. آگاهی از نقاط ضعف بالقوه‌مان به ما کمک می‌کند برای حل‌وفصل آن‌ها چاره‌ای بیندیشیم.

مسئلهٔ مهم این است که خودمان را تنها محدود به تیپ شخصیتی‌مان ندانیم و بپذیریم در مواقع لازم می‌توانیم تا اندازه‌ای از قالب تیپ شخصیتی‌مان بیرون بیاییم و راحت‌تر به هدفمان دست پیدا کنیم. مثلاً اگر درون‌گرا هستید به بهانهٔ درون‌گرایی، موقعیت‌های شبکه‌سازی با دیگران را از دست ندهید و سعی کنید با یادگیری اصول شبکه‌سازی درست، به شیوهٔ‌ خودتان افراد مفیدِ کارتان را شناسایی کنید و با آن‌ها به تبادل اطلاعات کاری بپردازید.

انتخاب شغل آینده

انتخاب شغل آینده

انتخاب شغل آینده

انتخاب شغل آینده یکی از مهم‌ترین مراحل زندگی هر انسان است. همه ما روزی باید تصمیم بگیریم که قرار است چه نقش حرفه‌ای در جامعه ایفا کنیم و اگر آن روز انتخاب‌مان درست نباشد، تمام آینده‌مان تحت‌الشعاع قرار خواهد گرفت.

به نظر شما چطور می‌توان در انتخاب شغل آینده درست عمل کرد؟ مقاله حاضر برای رسیدن به جواب همین سوال نوشته شده است. با ما تا انتهای این مقاله همراه باشید.

چطور شغل آینده‌ام را انتخاب کنم؟

درصد زیادی از ما در کودکی علاقه داشتیم پرستار، دکتر، معلم، پلیس یا مهندس باشیم. در دنیای کودکی ما، قهرمانان جامعه همین گروه کوچک و محدود بودند.

دانش کم و محدود ما از جامعه باعث ایجاد چنین بینشی می‌شد. طبیعتا هرچه بزرگتر شدیم و شناخت ما از پیرامون‌مان افزایش پیدا کرد، گزینه‌های بیشتری در ذهن‌مان شکل گرفتند.

واقعیت این است که بسیاری از انسان‌ها تا اواسط سنین جوانی دقیقا نمی‌دانند که می‌خواهند چه شغلی را انتخاب کنند.

آنها برای رسیدن به جواب درست و قطعی بارها مشاغل گوناگون، حرفه‌ها و تخصص‌های متنوع را امتحان می‌کنند. اما بااین‌حال بسیاری تا آخر عمر به آنچه که دوست دارند نمی‌رسند. درواقع اصلا نمی‌فهمند بالاخره چه شغلی بهترین انتخاب برای آنها به حساب می‌آمده است.

اما چطور می‌توانیم به انتخابی درست و جوابی قطعی برای سوالات‌مان برسیم؟ پاسخ ساده و درعین حال بسیار مهم است. ما برای اینکه جزو این گروه نباشیم، باید یک پروسه چندمرحله‌ای شناختی را طی کنیم.

درصد زیادی از این پروسه به شناخت کامل خودمان برمی‌گردد. در ادامه بعضی از مهم‌ترین ابعاد پیش‌زمینه انتخاب شغل مناسب را باهم بررسی خواهیم کرد.

قدم اول؛ شناخت علاقه‌ها

بخش زیادی از مهارت ما در شغل‌مان به علاقه‌های ما وابسته است. اصولا کسی که به زمینه خاصی علاقه‌مند باشد، می‌تواند آن چگونه شغل مناسب خود را انتخاب کنیم؟ مهارت را با سرعت بیشتری یاد بگیرد و به آن مسلط شود.

به خودتان فکر کنید. به این که چه چیزهایی شما را به وجد می‌آورند. چه کاری می‌تواند ساعتها بدون آنکه گذشت زمان را حس کنید شما را سرگرم ‌کند. لیستی از فعالیت‌های موردعلاقه خودتان تهیه کنید و تمام مشاغل مرتبط با آن را یادداشت کنید.

حالا می‌توانید تمام مشاغلی که کاندیدای انتخاب شدن به عنوان شغل آینده شما هستند را از فیلترهای گوناگون رد کنید تا به گزینه‌های محدودتری برسید. قدم‌های بعدی می‌توانند فیلترهای خوبی برای رسیدن به گزینه نهایی شما باشند.

قدم دوم؛ شناخت تیپ شخصیتی خودمان

شناخت علایق خود

شناخت علایق خود

برای اینکه بتوانید گزینه‌های اضافی را از لیست‌تان خط بزنید، باید بیشتر خودتان را بشناسید. خودشناسی مهم‌ترین مساله‌ در انتخاب شغل آینده است. شغل آینده شما باید با تیپ شخصیتی‌تان جور باشد.

شما نمی‌توانید با داشتن شخصیت فعال و اجتماعی، در حوزه‌هایی که به فعالیت فیزیکی یا معاشرت چندانی نیاز ندارند کار کنید. مسلما برای کسی که از تیپ آدم‌های قردادی است، سخت است که در کارهای با ریسک بالا مشغول باشد. چنین آدمی اصلا مناسب فعالیت‌های اقتصادی مانند بورس نیستند.

سعی کنید به درستی تیپ شخصیتی خودتان را بشناسید. می‌توانید از آزمون‌های آنلاین یا مشاوره روانشناسان کمک بگیرید. با شناسایی درستی تیپ شخصیتی‌تان می‌توانید به درک بهتری از توانایی‌هایتان هم برسید.

قدم سوم؛ شناخت توانایی‌ها

یکی از مهم‌ترین فیلترها برای انتخاب شغل مناسب، چگونه شغل مناسب خود را انتخاب کنیم؟ شناخت صحیح توانایی‌هایمان است. تا زمانی که ندانیم در چه حوزه‌هایی توانایی بیشتری داریم و مهارت‌مان آموزش‌پذیرتر است، نمی‌توانیم انتخاب درست و کاملی داشته باشیم.۵ مسیر دستیابی به اهداف بزرگ کاملا واقعی را در این مقاله با هم می خوانیم .

شناخت صحیح توانایی‌ها به ما این امکان را می‌دهد که به سرعت در شغل آینده‌مان پیشرفت کنیم و کمتر اذیت شویم. اگر شغلی که انتخاب می‌کنیم درراستای توانایی‌های ذهنی و شناختی ما باشند، می‌توانیم وظایف محول شده را به درستی و با اعتمادبه‌نفس بیشتری انجام دهیم.

مسلما کسی که توانایی برقراری ارتباط موثر و مناسب با همه را دارد، می‌تواند بازاریاب بهتری باشد تا کسی که اصولا در برقراری ارتباط با غریبه‌ها مشکلات اساسی دارد.

به سوابق حرفه‌ای و تحصیلی‌تان نگاه کنید. در چه زمینه‌های موفقیت بیشتری داشتید؟ چه فعالیت‌هایی برای شما آسان‌تر از بقیه بودند؟ چه زمینه‌هایی برای شما یادآور شکست بوده‌اند؟

قدم چهارم؛ بررسی سطح تخصص

احتمالا تابحال بسیاری از گزینه‌های کاندید برای شغل آینده‌تان خط خورده‌اند. این یعنی شما درست پیش رفته‌اید. یکی دیگر از فیلترهای مناسب برای حذف گزینه‌های اضافی، فیلتر تخصص شماست.

طبیعتا کسی که هیچ تخصصی در حوزه علوم پایه ندارد، نمی‌تواند در آزمایشگاه‌های بیولوژی مشغول به کار شود. حالا هرچقدر هم که بخواهد عاشق کشف و گسترش علم باشد! آنچه که این وسط مهم است، این است که شما شغلی انتخاب کنید که درراستای تخصص شما باشد. یا لااقل امکان افزایش سطح تخصص و دانش‌تان را در آن حوزه داشته باشید.

تخصص، مهم‌ترین ابزار شما در شغل آینده‌تان است. چیزی که می‌توانید با تکیه بر آن، از سد مسائل مهم بگذرید. قبل از انتخاب شغل مناسب‌تان، حتما از داشتن اطلاعات و دانش کافی در حوزه آن حرفه مطمئن شوید.

قدم پنجم؛ بررسی بازار کار

شغل خوب و پر درآمد

شغل خوب و پر درآمد

یک واقعیت انکارناپذیر در انتخاب شغل آینده، بررسی بازار کار آن شغل است. شاید شما به شغلی علاقه زیادی داشته باشید و اتفاقا تخصص و توانایی‌تان هم درراستای آن شغل باشد. اما اگر بازار کار و وضعیت اقتصادی آن شغل اصلا مناسب نباشد، بازهم حاضر به انتخاب آن شغل برای آینده‌تان خواهید بود؟

اگر در سنین ابتدایی جوانی قرار دارید، احتمالا جوابتان به سوالی که مطرح کردم مثبت خواهد بود. فرق جوانی و گذر ایام همینجاست. ما انسان‌ها هرچقدر سالهای بیشتری از عمر را پشت سر می‌گذاریم، تفکرمان منطقی‌تر و مادی‌گراتر خواهد شد.

با درنظر گرفتن این واقعیت، بار دیگر به سوالم فکر کنید. شما باید شغلی داشته باشید که علاوه بر راضی نگه داشتن شخصیت و نیازهای روحی‌تان، نیازهای مالی و مادی‌تان را هم برآورده کند.

درصد زیادی از رضایت شغلی، به مسائل مالی برمی‌گردد. پس سعی کنید منطقی‌تر و مادی‌گرایانه‌تر به انتخابتان فکر کنید. تضمین می‌کنم که مادی‌گرا بودن هیچ بد نیست.

قدم ششم؛ در نظرگرفتن ویژگی‌های جسمی و روحی

حتما در انتخاب شغل‌تان به ویژگی‌های جسمی موردنیاز فکر کنید. بسیاری از مشاغل، مانند مشاغل درمانی، به فعالیت فیزیکی سنگین نیاز دارند. آیا شما کسی هستید که بتوانید سرپا ماندن در محیط کارتان را تحمل کنید؟ مثلا پرستاران ساعات زیادی از روز را سرپا هستند و مدام بین اتاق‌های هربخش در رفت‌وآمد هستند.

آیا شما کسی هستید که علی‌رغم خستگی‌های جسمی بتوانید همچنان لبخند بزنید و به بیماران انرژی بدهید؟ آیا شما کسی هستید که بتوانید با وجود خستگی جسمی زیاد همچنان به فعالیت ادامه بدهید؟

شغل مورد انتخاب شما باید با وضعیت جسمی شما انطباق کامل داشته باشد. هیچ کس به اندازه شما نمی‌تواند میزان سلامتی و وضع جسمانی‌تان را درک کند. پس این فاکتور مهم را قبل از انتخاب شغل درنظر داشته باشید.

قدم هفتم؛ درنظر گرفتن شرایط زندگی

قدم بعدی در انتخاب صحیح شغل آینده، درنظر گرفتن شرایط زندگی شماست. اگر شما توان رفت‌وآمد بین شهرهای مختلف کشور را ندارید، نمی‌توانید مشاغلی را انتخاب کنید که به سفرهای متعدد نیاز دارند.

وضعیت تاهل، فاصله از محل کار، ساعات کاری، مشغله‌های خانوادگی، شرایط خانواده و… از جمله موارد بسیار مهمی هستند که شاید کمتر به آنها توجه شود. اما شما نمی‌توانید بدون نادیده گرفتن زندگی شخصی و وضعیت زندگی‌تان شغل مناسب خودتان را انتخاب کنید.

به وضیعت زندگی شخصی‌تان نگاه کنید. اگر مادر هستید و وظایف مادری‌تان شما را محدود می‌کند، احتمالا انتخاب زندگی کارمندی شما را به دردسرهای بیشتر مبتلا کند. سعی کنید شغلی انتخاب کنید که ساعات کاری منعطف‌تری داشته باشد و شما را مقید به رفت‌وآمد در ساعت خاصی از شبانه‌روز نکند.

گاهی مشکلاتی که تعارض زندگی شخصی و زندگی حرفه‌ای به وجود می‌آورند انقدر شدید و سنگین است که می‌تواند منجر به فروپاشی یکی از این دو شود. پس حتما قبل از انتخاب شغل مورد نظرتان همه جوانب را به خوبی درنظر بگیرید و بسنجید.

قدم هشتم؛ تطابق شغل مورد نظر با انتظارات

حالا احتمالا انتخاب‌های شما بسیار محدودتر از قبل شده‌اند. در قدم آخر به گزینه‌های پیش رو، دقیق‌تر نگاه کنید. قبل از بررسی دقیق گزینه‌های نهایی از خودتان بپرسید به عنوان شاغل در شغل موردنظر، از خودتان چه انتظاری دارید؟

حالا شغل موردنظرتان را به صورت کاملا واقع‌بینانه بررسی کنید. دستاوردهایی که می‌توانید با فعالیت در مشاغل مورد نظر داشته باشید، سطح درآمد، هدف، احساسی که به شما به عنوان یکی از شاغلین در آن حوزه می‌دهد و ملزومات فعالیت در آن حرفه، همه چیزهایی هستند که باید به صورت دقیق مورد بررسی قرار بگیرند.

در انتها به این سوال پاسخ دهید که آیا با وجود بررسی‌های انجام گرفته، از فعالیت در آن شغل راضی خواهید بود؟ آیا همه انتظاراتی که از یک شغل ایده‌آل دارید را برآورده خواهد کرد؟ اگر جوابتان مثبت است؛ به شما تبریک می‌گویم. شما شغل موردنظرتان را پیدا کرده‌اید! موفق باشید.

۷ گام برای اینکه طی سال جدید در شغل خود پیشرفت کنیم

این نوشته یک راهنما برای پیگیری سریع پیشرفت شغلی در سال ۱۳۹۷ است. سال جدید در راه است و احتمالاً با خود اندیشیده‌اید که در این سال، سطح شغلی‌تان را ارتقا دهید. هر تصمیمی که به منظور ارتقای شغلی یا صرفاً بهبود عملکرد خود گرفته باشید، با ۷ گامی که در ادامه آمده است عملی خواهند شد؛ پس با ما همراه شوید.

جهت‌گیری خود را بررسی کنید

پیش از این‌که تصمیم بگیرید در مسیر شغلی‌تان پیشرفت کنید، لحظه‌ای درنگ کرده و جایی که اینک در آن قرار گرفته‌اید را مرور کنید. در مورد کار خود چه حس و حالی دارید؟ آیا از کار خود راضی هستید؟ دلیل این درنگ آن است که موفق شدن در زمینه‌ای که به آن اشتیاق ندارید یا هدفی شخصی را در آن جستجو نمی‌کنید، کار دشواری است. یک نویسنده مشهور گفته:

«مهم نیست که چقدر خودمان را نصیحت کنیم، در هر صورت اگر واقعاً از کار خود لذت نبریم، هر نکته و ترفندی را به کار بگیریم، در بلندمدت پاسخگو نخواهد بود. این ترفندها قدرت نگه‌داشتن ما را در آن کار نخواهند داشت.»

نقشه خود را برنامه‌ریزی کنیم

باید یک برنامه شغلی برنامه‌ریزی بکنید که شامل اهداف کوتاه‌مدت (سه تا شش ماه)، اهداف میان‌مدت (۶ ماه تا چند سال) و اهداف بلندمدت (۵ تا ۱۰ سال) باشد. همچنین فهرستی از کارها و وظایفی که برای رسیدن به آن‌ها نیاز دارید را تهیه کنید. ممکن است نگاه کردن به جایی که پنج یا ده سال دیگر در آن ایستاده‌ایم، در لحظه کنونی کار دشواری باشد؛ اما وقتی فکر کنیم که در طی ۳ تا ۶ ماه آینده چه کارهایی می‌توانیم انجام دهیم، تصور رسیدن به این چشم‌انداز آسان‌تر می‌شود و یک شالوده و جهت‌گیری برای موفقیت‌های بلندمدت‌تر ایجاد می‌کند.

این اهداف کوتاه، میان و بلندمدت همگی به هم گره خورده‌اند، اما تقسیم کردن آن‌ها به این صورت، کار را راحت‌تر می‌کند، چون در عمل می‌دانید که در حال حاضر در تلاش برای رسیدن به چه چیزی هستید و در طی چه مدت زمانی به آن خواهید رسید.

برخی از محققان برنامه‌ریزی فصل‌به‌فصل را پیشنهاد می‌کنند. وقتی برنامه‌ای به صورت فصلی تنظیم شود، می‌توان پیشرفت طبیعی آن را شاهد بود و همچنین کارهایی که برای به پایان رساندن برنامه لازم است را مشاهده کرد.

در ابتدا یک فهرست تهیه و با خود فکر کنید که چه چیزی را از قلم انداخته‌اید. آیا در روابطی که باید در محیط کار داشته باشید، شکافی مشاهده می‌شود و آیا باید با افراد بیشتری در محیط کار، روابطی جدید ایجاد کنید؟ شاید به چند تخصص نیاز داشته باشید و از طرفی شرکتی که در آن کار می‌کنید، دوره‌های آموزش ضمن خدمتی برگزار می‌کند که باعث می‌شوند این شکاف‌ها پر شوند.

حامیان و مشاوران را بشناسید و با آن‌ها ارتباط بگیرید

یافتن فردی که بتواند شما را راهنمایی کند و فردی که بتواند در پیشبرد مسیر شغلی کمک‌تان کند، مسئله بسیار ارزشمندی است. اما اشکالی که وجود دارد این است که در اغلب موارد این دو نقش با هم اشتباه گرفته می‌شوند. مشاور، کسی است که شما را راهنمایی می‌کند. وی در واقع یک همکار است که چند پیراهن بیشتر از شما پاره کرده است. اما حامی کسی است که در جایگاهی قرار دارد که می‌تواند به نیابت از شما عملی را انجام دهد.

«اسپرینتر» (sprinter) به کسانی گفته می‌شود که توانسته‌اند سریع‌تر از زمان میانگین به جایگاه‌های شغلی مدیریتی دست یابند. در تحقیقاتی که در خصوص این افراد انجام گرفته، مشخص شده که تقریباً نیمی از آن‌ها حامیانی داشته‌اند. اسپرینترها به صورت آگاهانه‌ای با حامیان همکاری کرده‌اند. آن‌ها آرزوهایشان را با حامیان در میان گذاشته‌اند و نه مشکلاتشان را؛ این افراد کارهایی انجام داده‌اند تا به حامی‌ها نزدیک شوند. آن‌ها درخواست‌هایی از حامیان داشته‌اند که برآورده کردنشان ساده بوده است و مهم‌تر از همه، اهداف خود را به صورت بی‌وقفه‌ای پیگیری کرده‌اند. بدین ترتیب این افراد کاملاً قابل‌اعتماد به نظر ‌رسیده‌اند و حامیان، آن‌ها را به افراد مختلف توصیه کرده‌اند یا کاری برایشان انجام داده‌اند. اسپرینترها اجازه نداده‌اند، فرصتها از چنگ‌شان بگریزند.

از سوی دیگر مشاوران می‌توانند راهنمایی‌هایی ارائه کنند و با تجربیات عینی که بیان می‌کنند، در تصمیم‌گیری‌ها به شما کمک نمایند. توصیه می‌شود زمانی که در جستجوی مشاور هستید، کسی را انتخاب کنید که بتواند برای شما زمان، صرف کند. مشاوران مشهوری که سرشان خیلی شلوغ است، ممکن است کارآیی چندانی نداشته باشند.

به دنبال استفاده از منابعی باشید که هم‌اینک در اختیار دارید

بسته به فرهنگ شرکتی که در آن کار می‌کنید و اهدافی که در جستجوی آن هستید، شاید بهتر باشد که اهداف‌تان را با مدیر خود در میان بگذارید تا شما را در مسیر پیشرفت شغلی کمک کند. در بیشتر موارد مدیران می‌خواهند ببینند که کارمندانشان موفق می‌شوند، کار خود را به خوبی انجام می‌دهند و به آنچه می‌رسند که آن‌ها را خوشحال می‌کند. مدیران می‌توانند از منظر متفاوتی به جایگاه کنونی شما بنگرند و کمک زیادی به رفع مشکلاتی که هم‌اینک دارید بکنند. اگر مطمئن باشید که آن‌ها از آنچه می‌خواهید به خوبی آگاهی دارند، می‌توانید انتظار داشته باشید که فرصت‌های مناسبی را پیش پای شما قرار دهند.

شاید برای این‌که بتوانید از این فرصتها استفاده کنید، بهتر باشد که در بخش‌های بزرگ‌تری از سازمانی که در آن کار می‌کنید، مشارکت داشته باشید، مثلاً به دنبال کمیته‌ها، پروژه‌ها، یا تیم‌های کاری بگردید که می‌توانید در آن‌ها حضور پر رنگ‌تری داشته باشید. همیشه به خاطر داشته باشید باید در زمینه‌هایی کار کنید که هم برای شرکت مهم است و هم شما را به سوی اهدافتان نزدیک‌تر می‌کند. ممکن است درگیر کارهایی شوید که یا برای رهبران سازمان مهم نیستند و یا مهارت‌ها و روابطی که شما به دنبالش هستید را برایتان به ارمغان نمی‌آورند. پس لازم است که این تلاش‌های بیشتر را آگاهانه و با دقت انجام دهید.

یاد بگیرید که چگونه بدون زیاده‌روی، توانایی‌هایتان را نمایش دهید

برای اینکه بتوانید ارتقای شغلی یا دیگر پیشرفت‌ها را در محیط کاری به دست آورید، لازم است که رهبران سازمان، توانایی‌ها و موفقیت‌های شما را ببینند. اما راه این کار، خودستایی نیست. اگر برای ارتقای شغلی شروع به تعریف از خود بکنید، این کار از نظر حرفه‌ای می‌تواند مخرب باشد. بنابراین نکته مهمی که در مورد «به چشم آمدن» در شرکت وجود دارد، این است که آن را چگونه انجام می‌دهید.

حامیان مناسب، کسانی هستند که برای کمک به شما از استعدادهای خودتان استفاده می‌کنند. به‌علاوه اگر این امکان وجود دارد که رئیس‌تان را خود انتخاب کنید، می‌بایست شخصی را انتخاب نمایید که بزرگوار باشد و اعتبار همه کارها را به نام خود ننویسد. هم‌چنین مشهور شدن به اینکه فرد قابل‌اعتمادی هستید و پشتکار زیادی دارید نیز از نکته‌هایی است که به پیشرفت سریع شغلی کمک می‌کند. شما با انتخاب یک رویکرد صحیح می‌توانید بدون خودستایی زیاد، اجازه دهید افراد استعدادها و توانایی‌های شما را ببیند.

پشتیبانی خانواده

یکی از زمینه‌هایی که افراد هنگام پیگیری پیشرفت شغلی نادیده می‌گیرند، پشتیبانی خانواده است. صرف زمان بیشتر در اداره یا داشتن تمرکز زیاد روی مسائل کاری، ممکن است به این معنی باشد که در این میان، اعضای خانواده قربانی شوند. این تغییرات احتمالی را بررسی کنید و مطمئن شوید که اعضای خانواده‌ موقعیت شما را درک می‌کنند یا برای جبران این کمبودها در تعادل بین کار و زندگی تدابیری بیندیشید. مقاومت یا تعارض در خانواده می‌تواند باعث پراکندگی حواس شود و آن انرژی را که باید برای رسیدن به اهداف صرف می‌شد، تلف کند.

مهارت‌های جدید یاد بگیرید

گاه تنها یک چیز وجود دارد که سبب می‌شود در زمینه‌ی شغلی خود پیشرفت نکنید، آنهم اینکه کوشش ندارید مهارت‌های خود را به روز رسانی کنید یا مهارت‌های جدید فرا بگیرد. مثلاً اگر یک حسابدار هستید شاید یادگیری بیشتر در مورد مجموعه‌ی آفیس مایکروسافت، خصوصاً ابزار اکسل به شما کمک کند؛ یک گرافیست می‌بایست دانش خود را در زمینه‌ی نرم‌افزارهای گرافیکی به روز رسانی کند. برای یک برنامه‌نویس، ورود به یک حوزه‌ی تازه و یادگیری یک زبان برنامه‌نویسی جدید می‌تواند جرقهٰ‌ی پیشرفت او محسوب شود. کسی که در حوزه‌ی تجارت فعالیت دارد، شاید لازم باشد یک زبان خارجی جدید را یاد بگیرد. حتی یک مدیر رده بالا هم گاه برای پیشرفت نیاز دارد به دانش خود بیافزاید و آن را به روز نگه دارد.

یادگیری آنهم وقتی کار تمام وقت دارید بسیار سخت خواهد بود و نیازمند صرف زمان و هزینه است. اما می‌توان از میانبرهایی برای غلبه بر این مشکلات استفاده کرد و کماکان بر مهارت‌های خود افزود. مثلاً دوره‌های آموزشی آنلاین دیگر شما را محدود به حضور در مکانی فیزیکی و در زمانی معین نمی‌کنند. با اینگونه آموزش‌ها و دوره‌ها قادر خواهید بدون هزینه‌‌ی بالا و در وقت‌های آزاد محدود خود مهارت‌های تازه بیاموزید.

اگر می‌خواهید در مسیر پیشرفت قرار بگیرید اصل یادگیری مهارت‌های جدید را فراموش نکنید و همواره بخشی معین از زمان خود را در سال جدید صرف تحقق این اصل نمایید، زیرا به یقین نتیجه‌ی آن را دیر یا زود مشاهده خواهید کرد. در پایان آرزو می‌کنیم شما خواننده عزیز فرادرس در هر زمینه شغلی که هستید، در سال جدید موفق باشید و در مسیر پیشرفت گام بردارید.

اگر مطلب بالا را می‌پسندید، شاید خواندن این مطالب نیز برای شما جالب باشد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا