استراتژی های ترید

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟

تفاوت تحلیل بنیادی و تکنیکال در بازار بورس؛ ماهیت تحلیل بنیادی

تحلیل فاندامنتال فارکس؛ آموزش تحلیل بنیادی در فارکس

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال در دنیای مالی نقش بسیار حیاتی در ارزش گذاری هر چیزی از سهام شرکتها تا املاک و مستغلات، بازی می کند. تحلیل بنیادی، برای معاملات بازار ارزهای بین المللی فارکس، مکانیزم اصلی بررسی زیربناهای به ظاهر تصادفی نوسانات نرخهای ارزی است.

همانگونه که می دانید در بازار مالی فارکس سه نوع تحلیل داریم. تحلیل تکنیکال فارکس، تحلیل فاندامنتال فارکس و تحلیل احساسات بازار فارکس. پیشتر در وبسایت دنیای ترید از سری مقالات مربوط به بخش فارکس، تحلیل تکنیکال فارکس را توضیح دادیم.

در اینجا قصد داریم از تحلیل بازار مالی، سراغ تحلیل فاندامنتال در فارکس برویم و برای شما توضیح دهیم.

تحلیل فاندامنتال فارکس چیست؟

تحلیل بنیادی در فارکس فرآیند تجزیه تاثیرات عوامل سیاسی، اقتصادی و فاکتورهای اجتماعی، بر روی ارزش نسبی یک ارز است. از طریق شناسایی محرک های اصلی ارزش ذاتی یک ارز، شرکت کنندگان در فارکس آنگاه می توانند تصمیمات تجاری آگاهانه ای اتخاذ کنند.

کار تحلیل تکنیکال بررسی چارت قیمت و نمودارها برای شناسایی الگوها یا روندها است، تحلیل بنیادی شامل بررسی اطلاعات اقتصادی و عناوین خبری است.

شما باید بتوانید دلایل و چگونگی تأثیر برخی رویدادها مانند افزایش نرخ بیکاری، تورم و نرخ GDP بر اقتصاد و سیاست های پولی یک کشور را که در نهایت بر سطح تقاضا برای پول آن کشور تأثیر می گذارد را، درک کنید.

ایده پشت این نوع تحلیل این است که اگر چشم انداز اقتصادی فعلی یا آینده یک کشور خوب باشد، باید ارز آن کشور تقویت شود. هرچه اقتصاد یک کشور بهتر باشد، مشاغل و سرمایه گذاران خارجی بیشتری در آن کشور سرمایه گذاری خواهند کرد. این امر منجر به نیاز به خرید ارز آن کشور، برای به دست آوردن دارایی های آن کشور می شود.

تحلیل فاندامنتال فارکس

آموزش فاندامنتال فارکس

در اینجا ما سعی داریم به صورت تقریبا جامع، به شما یک دستورالعمل گام به گام آموزش فاندامنتال فارکس، نشان دهیم. امید است که شما بعد از مطالعه این قسمت، بتوانید خودتان عوامل اقتصادی تاثیر گذار روی بازار فارکس را تشخیص دهید؛ بعد از آن است که خواهید توانست دارایی مناسب خود را در بازار فارکس کشف کرده، و شروع به ترید آن کنید.

دستورالعمل ما شامل دو گام ساده ولی جامع است. گام اول یادگیری و مطالعه فاکتورهای مهم اقتصاد کلان، و گام دوم بررسی مسائل و فاکتورهای سیاسی کشورها است.

اولین گام، مطالعه فاکتورهای مهم اقتصاد کلان است. برای ایجاد ثروت، باید یک ساختار تحلیلی فراهم کنیم. برای ایجاد ساختار، ابتدا باید اساس آن را تعیین کنیم. اساس تجزیه و تحلیل ما شامل مطالعه اقتصاد کلان در مقیاس جهانی خواهد بود.

باید زمینه این امر را در بالاترین سطح ایجاد کنیم تا بتوانیم داده ها را فیلتر کرده و به پویایی جفت ارزها تا پایین ترین سطوح شان، دست یابیم. با انجام این کار، پویایی چرخه ای، سیاست های پولی بانک های مرکزی اصلی و چند شاخص دیگر را بررسی می کنیم.

رفتارهای گذشته موسسات پولی، ارتباط زیادی با انتخاب های آینده آنها دارد. به همین دلیل است که باید داده های تاریخی را حین تحلیل مسیر آینده مارکت ها، در نظر داشته باشیم.

مرحله اول نسبتاً ساده است زیرا در طول رونق، نوسانات کاهش می یابد و نقدینگی در مقیاس جهانی فراوان می شود؛ در زمان رکود نیز، عکس این قصه صادق است. با این وجود، خیلی مهم است که یک معامله گر بتواند شایعه ها یا نویزهای بازار را از داده ها، جدا کند.

اگر او نتواند این مهم را انجام دهد، قربانی موضوعات سیاسی یا رسانه ای می شود و تحلیلش، با شکست مواجه می شود.

در راستای گام اول، مهمترین فاکتوری که باید بررسی شود، نرخهای بهره است که توسط بانکهای مرکزی کشورها منتشر می شود. در یک فضای اقتصادی سالم و در حال رشد، نرخهای بهره بالاتر منجر به افزایش ارزش پول می شود، در حالیکه نرخهای بهره پایین تر، سبب کاهش ارزش پول می شود.

فاکتور بعدی تورم است. اگر کشوری در چرخه اقتصادی تورمی قرار داشته باشد، که ابزار سنجش آن دو اندیکاتور CPI و PPI است، آن کشور نرخهای بهره را برای جلوگیری از افزایش و تشدید تورم، پایین نگه می دارد.

فاکتور مهم بعدی تراز تجاری کشور است. داشتن مازاد تجاری یا کسری تجاری، هردو روی ارزش ارز یک کشور تاثیر می گذارند. مسئله مهم بعدی اعتبار یک کشور است. اگر کشوری از کشوری دیگر یا صندوق بین المللی پول وام زیادی گرفته باشد، ارز آن کشور قطعا بازتاب این بدهی را منعکس خواهد کرد.

فاکتورهای مهم بعدی که باید بررسی شوند، به این شرح هستند: تولید ناخالص داخلی، قیمت کالاها، داده های مرتبط با اشتغال، تولیدات صنعتی یک کشور، شاخص خرده فروشی، شاخص قیمت مصرف کننده، شاخص قیمت تولید کننده، نرخ بیکاری داده های مربوط به بخش مسکن و ساخت و ساز، میزان خرید اوراق بهادار یک کشور توسط خارجیان و غیره.

برای اطلاعات بیستر نسبت به فاکتورهای اقتصادی، مطالعه دو مقاله روش ترید کردن تقویم اقتصادی پیشنهاد می شود.

قبل از اینکه گام اول را ترک کنیم، لازم به ذکر است که در این قسمت باید توجه ویژه ای به قیمت کالاها نیز شود. قیمت کالاهای کلیدی مثل طلا و نفت، اثر بسیار زیادی روی ارزش ارزها دارد. مثلا قیمت بالای نفت، به دلار کانادا و پوند بریتانیا کمک زیادی می کند و به دلار امریکا و ین ژاپن، خسارت وارد می کند.

گام دوم که باید در تحلیل بنیادی به آن دقت کنید، عوامل سیاسی است. کشورهایی با دولت های با ثبات، ارزهایشان طرفدار بیشتری دارد. ضمنا تنش ها و جنگهای احتمالی نیز، روی ارزش ارز کشورها، تاثیر زیادی خواهد گذاشت.

یادتان باشد برای بررسی فاکتورهای گام اول، نیاز به یک تقویم اقتصادی دارید. برای این منظور وبسایت دنیای ترید، یک تقویم اقتصادی خوب و جامع فراهم کرده، که پاسخگوی نیازهای معامله گران بازارهای مالی است. برای بررسی آن، لطفا به تقویم اقتصادی دنیای ترید سری بزنید.

چه زمانی از تحلیل فاندامنتال استفاده کنیم؟

قبلا تحلیلگران فارکس به دو گروه تقسیم می شدند. 1- تحلیلگران تکنیکال 2- تحلیلگران فاندامنتال. به عقیده برخی سرمایه گذاران، چند سالی است که گروه سومی به نام تحلیلگران احساسات بازار نیز، به فارکس پیوسته اند.

همانطور که می دانید دو گروه اول درست نقطه مقابل همدیگر قرار دارند. برخی می گویند فقط تحلیل تکنیکال و پرایس اکشن جوابگوی ما است و باقی بر این باورند که تحلیل فاندامنتال، چاره نهایی معامله گران است.

فارغ از هیاهوی این دو گروه، برای پاسخ به سوال چه زمانی از تحلیل بنیادی استفاده کنیم، مسلما نظرات و عقاید زیادی وجود دارد. اجازه دهید با ذکر مثالی، مسئله را کمی واضح تر کنیم.

فرض کنید شما بدون در نظر گرفتن تحلیل بنیادی و اینکه چه خبرها و رویدادهای مهمی قرار است امروز در تقویم اقتصادی بازار فارکس منتشر شود، چارت خود را باز کرده تا به تحلیل یک جفت ارز بپردازید.

تصور کنید شما EUR/USD را که بالاترین حجم معاملات بین جفت ارزها را به خود اختصاص داده، انتخاب کردید. ساعت 9 صبح است و امروز قرار است ساعت 17 بعد از ظهر، گزارش مهم مشاغل بخش غیر کشاورزی ایالات متحده موسوم به Non Farm Payrolls یا NFP اعلام شود.

تحلیل فاندامنتال فارکس

فرض کنید امریکا قرار بوده اعلام کند 450.000 شغل جدید ایجاد کرده و شما اصلا اطلاعی نسبت به این خبر ندارید. در صورت صحت این خبر، ارزش دلار امریکا نسبت به یورو بالا خواهد رفت.

شما تحلیلهای تکنیکال خود را انجام داده و به این نتیجه رسیدید که یورو در وضعیت بهتری نسبت به دلار است. شروع به خرید یورو و فروش دلار کردید و حد سود و ضرر خود را گذاشته اید. چند ساعتی از سیستم دور می شوید و بعد از بازگشت، با فعال شدن دستور حد ضرر خود مواجه می شوید.

وقتی پیگیر این مسئله و دلیل ضرر معامله تان می شوید، با خبر بنیادی گزارش خوب مشاغل امریکا مواجه می شوید. فکر می کنم با این مثال، متوجه اهمیت استفاده تحلیل بنیادی، قبل از تحلیل تکنیکال شدید.

حرفه ای ها و موفق های بازار، تعصبی نسبت به هیچکدام از تحلیل ها ندارند. آنها به خوبی نسبت به اهمیت این دو تحلیل، واقف هستند. به قول شاعر بلند آوازه؛ مولانا جلال الدین محمد بلخی، سخت گیری و تعصب خامی است، تا جنینی کار خون آشامی است.

معایب و مزایا تحلیل فاندامنتال فارکس

تحلیل فاندامنتال نیز مثل هر چیز دیگری مزایا و معایبی دارد که باید به آنها بپردازیم. متاسفانه عده ای از سرمایه گذاران فکر می کنند تحلیل بنیادی کار بیهوده ای است. اینها همان گروه متعصب طرفدار رویکرد تکنیکال هستند.

عده ای دیگر می گویند ابزارهای تکنیکال، به تنهایی پاسخگوی نیازهای بازار نیست و باید از تحلیل بنیادی نیز، کمک گرفت. عده سومی نیز می گویند، تلفیق تکنیکال با فاندامنتال، مکمل هم خواهد بود و زمینه های کسب سود بیشتر را، فراهم خواهد کرد.

با توجه به تمام نکات و نظریه های معامله گران، ابتدا درباره معایب تحلیل فاندامنتال صحبت خواهیم کرد.

معایب تحلیل بنیادی فارکس

ایراد اولی که بر این تحلیل گرفته می شود، زمان بر بودن آن است. برخی معامله گران بر این باورند که نمی توان تمام شاخص های اقتصاد کلان را مطالعه کرد. این قضیه نیازمند زمان زیادی است.

ایراد دوم این گروه، نبود سیگنال است. این دسته اعتقاد دارند که از طریق تحلیل بنیادی ما نمی توانیم سیگنالی به دست بیاوریم. در واقع مشکل آنها این است که از طریق تحلیل بنیادی ، نقطه ورود و خروجی پیدا نخواهند کرد.

ایراد بعدی این است که اعداد و ارقام اقتصادی قابلیت دستکاری شدن دارند. گاهی برای خرید سهام در بازارهای مالی، عده ای می گویند شرکتها، اعداد و ارقام خود را دستکاری می کنند.

اینها برخی از باورهای موجود بازار درباره تحلیل بنیادی است. حال به مزایای تحلیل بنیادی می پردازیم.

مزایای تحلیل فاندامنتال فارکس

اولین حسن تحلیل بنیادی، این است که شما با مطالعه فاکتورهای اقتصاد کلان، می توانید تشخیص دهید که آیا ارز مورد نظر شما برای خرید، ارزشمند است یا خیر.

این نوع تحلیل مناسب تریدرهایی است که استراتژی معاملاتی بلند مدت دارند. منظور این است که بعد از بررسی عوامل تاثیر گذار اقتصادی، شما می توانید به بازار ورود کرده و با خیال راحت، سود مورد نظرتان را کسب کنید. حداقل خیالتان راحت است که بعد از انتشار داده مشاغل بهتر از پیشبینی بازار، دارایی مورد نظر شما خلاف جهت شما حرکت نخواهد کرد.

از دیگر مزایای خوب تحلیل بنیادی این است که شما فقط با مطالعه اقتصاد کلان، دلایل پشت پرده حرکات ارزها و دیگر دارایی های مورد نظرتان را خواهید فهمید. این امر باعث می شود شما زودتر از دیگران بتوانید حرکات ارزها را پیش بینی کنید.

درست است که مطالعه فاکتورهای اقتصاد کلان اندکی زمان گیر است، ولی ارزش این را دارد که شما تصویر کلی بازار را خواهید داشت. بعد از مدتی مطالعه این فاکتورها، شما یاد خواهید گرفت که شاخص های اقتصادی را فیلتر کنید.

آنها از درجات اهمیت کم، متوسط و بالایی در زمان انتشارشان برخوردار هستند. در نتیجه نیازی نیست که شما تمام آنها را بدانید. شما با اندکی کسب تجربه در بازار فارکس و تمرین و تکرار، خودتان به محاسن و معایب تحلیل بنیادی پی خواهید برد.

به عقیده حرفه ای های بازار، مزایای تحلیل بنیادی بر معایبش غالب است. برای کسب سودهای عالی در این بازار، بهتر است تحلیل بنیادی را خوب فرا بگیرید و از آن در تریدهای خود، نهایت استفاده را بکنید.

معامله گران بازار فارکس

در بازار فارکس چند نوع معامله گر وجود دارد؟

انواع مختلفی از تریدرها در بازار فارکس وجود دارند. برخی می گویند سه نوع تریدر در بازار فارکس وجود دارد. برخی دیگر می گویند چهار نوع تریدر داریم. عده ای دیگر هم بر این باورند که شش نوع تریدر در بازار ارزهای بین المللی وجود دارد.

1- اسکالپرها

اسکالپرها در واقع معامله گران کوتاه مدت بازار هستند. آنها از چند ثانیه تا چند دقیقه، در بازار مانده و بعد از تریدهایشان، از بازار خارج می شوند. آنها استراتژی مختص به خودشان را دارند. این استراتژی شامل تریدهای بیشتر، با سودهای کمتر است.

2- معامله گران روزانه

این دسته نیز، معاملاتشان را در تایم فریم های روزانه انجام می دهند. اگر چه شیوه متفاوتی نسبت به اسکالپرها از لحاظ زمان تریدهایشان دارند ولی، اینها نیز تمام معاملاتشان را تا قبل از پایان روز می بندند.

3- معامله گران سوئینگ

می شود به این نوع معامله گران، معامله گران موج هم گفت. در این نوع استراتژی، تریدرها از چند روز تا چند هفته در معامله شان، منتظر می مانند. در واقع این گروه چیزی بین معامله گران روزانه و معامله گران بلند مدت هستند.

این نوع استراتژی نیازمند صبر و شکیبایی است. این دسته، یک روند را پیدا می کنند و حداکثر چند هفته در معاملاتشان، منتظر می مانند.

4- معامله گران بلند مدت یا پوزیشن

دلیل نامگذاری این معامله گران به بلند مدت، این است که معامله ای را از چند هفته تا چند سال نگه می دارند. اینها در تایم فریم های بلند مدت فعالیت می کنند. اینها در واقع، صبور ترین تریدرهای بازار هستند چرا که، باید برای مدتهای طولانی سرمایه شان را نگه دارند.

5- معامله گران الگوریتمی

دلیل اینکه به این دسته از تریدرها الگوریتمی گفته می شود این است که آنها به نرم افزارهای کامپیوترشان تکیه می کنند. این نرم افزارهای از قبل برنامه ریزی شده، دارایی مورد نظر این دسته را در بهترین قیمتی که به نرم افزار داده اند، خرید می کند.

این نوع استراتژی، مناسب تریدرهایی است که آشنایی بالایی با کامپیوتر و تکنولوژی های موجود آنها دارند.

6- معامله گران خبر-محور

تریدرهای خبر-محور یا رویداد-محور، استراتژی شان بدین صورت است که بیشتر به چارتهای تکنیکال، از طریق اخبار فاندامنتال نگاه می کنند. آنها بیشتر به دنبال صعودها یا ریزش های ناگهانی ناشی از اخبار فاندامنتالی یا سیاسی دارایی ها هستند.

اخباری مثل افزایش غیر منتظره گزارش مشاغل، بالا بردن نرخهای بهره، گزارشات تولید ناخالص داخلی و انتخابات سیاسی. شما از بین انواع تریدرهای ذکر شده، باید ببینید کدام یک مناسب روحیه، شخصیت و زمان کاری شما است.

نتیجه گیری

تحلیل فاندامنتال یکی از سه نوع تحلیل موجود در بازار فارکس است. تاثیرات بسیار مهم و حیاتی تحلیل بنیادی در بازار فارکس، بر هیچ متخصصین بازار فارکس پوشیده نیست. همانگونه که بازارهای مالی و اقتصاد کشورها از هم جدا نیستند، انواع تحلیل های بازار فارکس نیز، به هم متصل هستند.

تحلیل بنیادی در فارکس به زبانی ساده، عرضه و تقاضا بر روی یک ارز خاص را بررسی می کند. تحلیل بنیادی شامل فاکتورهای بسیار مهمی از جمله تعیین نرخهای بهره بانکی است. مسلما اگر قرار باشد فقط یک فاکتور مهم در تحلیل بنیادی که بیشترین تاثیر را روی مارکت دارد نام ببریم، نرخ بهره است. ما در این مقاله سعی کردیم شما را از مزایای یادگیری و به کار گیری تحلیل بنیادی و تحلیل بازار از این روش، آگاه کنیم.

امید است با یادگیری علم ساده و شیرین تحلیل بنیادی، سودهای بیشتر و آگاهانه تری در بازار فارکس، کسب کنید.

تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی در بورس چیست؟

تحلیل‌ها مهم‌ترین بخش معامله در بازار سرمایه هستند که توسط آن‌ها می‌توان سهام یک شرکت را ارزیابی کرده و ارزنده بودن آن را تشخیص داد. سرمایه‌گذارانی که قصد دارند به‌صورت مستقل در بازارهای مالی به ویژه بازار بورس، فعالیت نمایند، باید با استفاده از قدرت تحلیل بتوانند سهامی را شناسایی کنند، به‌موقع خرید کنند و به‌موقع هم بفروشند. خرید و فروش سهام بدون آگاهی و استفاده از تحلیل‌های موجود، همانند رها کردن تیری در تاریکی است که احتمال اصابت آن به هدف شانسی و نامشخص می‌باشد. در بازار سرمایه دو روش کاملاً متفاوت برای تحلیل سهام وجود دارد. تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال. برای درک تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی در بورس، قبل از هر چیزی باید هر یک از آن‌ها را به‌خوبی بشناسیم. هر یک از این تحلیل‌ها بر اساس اطلاعات خاصی بنا می‌شوند. اما هدف اصلی و نهایی آن‌ها پیش‌بینی روند تغییر قیمت‌ها در سهام مختلف است.

اگر شما هم جزء تازه‌واردان بورسی هستید و سوالاتی از این قبیل را در ذهن دارید که تحلیل تکنیکال چیست؟ تحلیل بنیادی چیست؟ تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی در چیست؟ کدام‌ یک بر دیگری برتری دارد؟ و …، با ادامه‌ی این مقاله از سری مقالات آموزش بورس در چراغ همراه باشید.

تحلیل بنیادی چیست؟

در تحلیل بنیادی یا فاندامنتال گفته می‌شود که قیمت جاری سهام در بازار همیشه با ارزش ذاتی و حقیقی شرکت مربوط به آن برابر نیست. تحلیل‌گران با استفاده از تحلیل بنیادی، به بررسی صورت‌های مالی، روش‌های مدیریت، تحلیل رقبا، مزیت‌های رقابتی و از همه مهم‌تر سودهای آتی یک سهم می‌پردازند و از همین طریق هم ارزش ذاتی سهم را محاسبه می‌کنند؛ در واقع، می‌توان گفت که فاندامتالیست‌ها بیش از هر چیزی سلامت سهم را بررسی می‌کنند. سپس با توجه به مقایسه‌ی ارزش بازار و ذاتی که برای آن سهم تخمین می‌زنند، می‌تواند تشخیص دهند که سهم ارزان و زیرقیمت (under value) است یا گران و بالای قیمت (over value). در نهایت و از این طریق اقدام به خرید و فروش سهم خواهند کرد. تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی

تفاوت تحلیل بنیادی و تکنیکال در بازار بورس؛ ماهیت تحلیل بنیادی

تفاوت تحلیل بنیادی و تکنیکال در بازار بورس؛ ماهیت تحلیل بنیادی

تفاوت تحلیل بنیادی و تکنیکال در بازار بورس؛ ماهیت تحلیل بنیادی

در روش فاندامنتال، سعی بر این است که ابتدا همه‌ی عوامل موثر را شناخت و بعد ارزش ذاتی سهم را محاسبه کرد. به‌عبارتی می‌توان گفت که فاندامنتالیست‌ها همانند یک متخصص تغذیه عمل می‌کنند که یک وعده‌ی غذایی را از لحاظ پروتئین، چربی، کربوهیدرات‌ها و …، بررسی کرده و در نهایت از لحاظ ارزش تغذیه، آن وعده‌ی غذایی را باارزش یا بی‌ارزش اعلام می‌نماید. در بیان تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی در بورس، همچنین باید گفت که برخلاف تحلیل تکنیکال، روش فاندامنتال یک روش دو مرحله‌ای است که در ابتدا بسیاری از عوامل آتی را حدس می‌زند و سپس بر اساس این حدسیات، سودهای آتی را پیش‌بینی می‌کند. در نهایت با استخراج این موارد، ارزش ذاتی را محاسبه می‌کند. همین چند مرحله‌ای بودن موجب می‌شود تا امکان خطا تا حد زیادی افزایش یابد.

مشکل دیگر تحلیل فاندامنتال این است که هیچ روش مشخصی را برای پذیرش اشتباه بودن تحلیل، ارائه نمی‌کند. برای مثال اگر سهمی ۵۰ درصد زیر قیمت ارزش ذاتی‌اش در حال معامله باشد، در آن توصیه به خرید می‌شود. درحالی‌که در بسیاری از مواقع مثل رکود سال ۲۰۰۸، هیچ دلیلی وجود ندارد که سهم ۵۰درصد یا حتی ۹۵درصد از ارزش واقعی خود فاصله بگیرد!

تحلیل تکنیکال چیست؟

اصلی‌ترین تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی در این است که تحلیل تکنیکال بر خلاف تحلیل بنیادی، تنها بر روند تغییرات قیمت دارایی‌ها تمرکز دارد. در واقع، در این روش تحلیل سعی بر این است که با بررسی روند قیمتی، آرایش‌های تاریخی و حجم معاملات گذشته‌ی یک سهم، رفتار کلی سهم را مطالعه و نسبت به پیش‌بینی آینده‌ی قیمت سهم اقدام کند. تکنیکالیست‌ها معتقدند که گذشته‌ی نمودار سهم می‌تواند، چراغ راه آینده باشد؛ یعنی با مطالعه‌ی گذشته و بررسی رفتارهای عمومی سهم، می‌توان آینده‌ی آن را شبیه‌سازی کرد. حجم معاملات نیز عنصر کلیدی دیگری در تحلیل تکنیکال است. برای مثال شکسته شدن روند میانگین حجم معاملات می‌تواند نشانگر افزایش یا کاهش سطح قیمت باشد. دقت داشته باشید که هنگام استفاده از این نوع تحلیل فرض بر آن است که تمامی فاکتورهای بنیادی از جمله سلامت مالی شرکت‌ها و صنایع، وضعیت اقتصادی و …، از قبل در قیمت دارایی‌ها لحاظ شده‌اند.

تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی در بازار بورس؛ ماهیت تحلیل تکنیکال

تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی در بازار بورس؛ ماهیت تحلیل تکنیکال

تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی در بازار بورس؛ ماهیت تحلیل تکنیکال

در بحث تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی می‌توان گفت که برخلاف تحلیل بنیادی، تحلیل تکنیکال سعی در تحلیل برآیند عوامل موثر بر قیمت سهم دارد. رفتار آن به مانند یک اشتهاسنج است که اشتهای فرد را می‌سنجد. یک فرد بسیار گرسنه ممکن است غذاهای فاقد ارزش کیفی را هم مصرف کند. اما برعکس، یک فرد کاملاً سیر از صرف باارزش‌ترین غذاها نیز خودداری می‌کند. تحلیل تکنیکال هم درست به همین شکل است. در این روش انرژی فعلی، اشتها و تمایل حرکتی بازار به ادامه‌ی روند فعلی سنجیده می‌شود. درست برعکس تحلیل بنیادی، تحلیل تکنیکال یک مرحله‌ای بوده و با بررسی رفتار واقعی بازار که همان نمودار قیمت و حجم معاملات می‌باشد، اقدام به قضاوت می‌کند. این تحلیل، تنها روشی است که قبل از معامله، سیگنالی مشخص برای تشخیص اشتباه بودن تحلیل ارائه می‌کند تا معامله‌گر با ریسکی روشن وارد بازار شود.

تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی

برای درک بهتر تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی به این مثال توجه کنید:

سرمایه‌گذار الف، یک تحلیل‌گر فاندامنتال و سرمایه‌گذار ب، یک تکنیکالیست می‌باشد. هر دوی این افراد در بررسی ارزشمند بودن چند مرکز خرید برای سرمایه‌گذاری هستند. سرمایه‌گذار الف، به هرکدام از این مراکز خرید سر می‌زند. محصولات، طراحی و صورت‌های مالی هریک از آن‌ها را به‌صورت جداگانه بررسی می‌کند و بعد تصمیم می‌گیرد که سهام شرکت را خریداری کند یا خیر؟ چرا که او به‌دنبال فروشگاهی است که بهترین شرایط بنیادی را داراست و عواملی مثل محصولات خوب، مدیران مسئولیت‌پذیر و … را در نظر می‌گیرد. تحلیل‌گران تکنیکال، با توجه به روندهای تاریخی که از صعود قیمت خبر می‌دهند، اقدام به خرید سهام یک شرکت می‌کنند. نه با توجه به آنچه که در شرکت رخ می‌دهد.

اما سرمایه‌گذار ب، از طریق کامپیوتر، وضعیت قیمت سهام فروشگاه‌ها و نمودار شرکت‌های مختلف را بررسی می‌کند تا متوجه شود که ارزش سهام کدام یک از این شرکت‌ها بهترین عملکرد را داشته است؟ سپس الگوهای قیمتی را شناسایی می‌کند که بیانگر روند صعودی و قدرت ارزش سهام یک شرکت باشند. در تحلیل تکنیکال، سرمایه‌گذار ب، محصولات فروشگاه و وضعیت مالی آن را در نظر نمی‌گیرد. چرا که او یک تکنیکالیست است و معتقد است که تمام عوامل بنیادی را می‌توان از قیمت سهام فهمید. درواقع، این سرمایه‌گذار نیازی ندارد که برای تصمیم‌گیری به فروشگاه‌ها سر بزند. خب این هم دیگر تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی است؛ در واقع، یک تحلیل‌گر فاندانتال، با توجه به عملکرد شرکت‌ها برای معامله، تصمیم‌گیری می‌کند. آن‌ها معتقدند که عوامل بنیادی در قیمت سهام یک شرکت و یا در آینده‌ی آن تاثیر خواهند گذاشت.

در نهایت، هر دوی این سرمایه‌گذاران، با وجود دلایل متفاوتی که برای انتخاب سهم دارند، ممکن است که در یک فروشگاه مشترک سرمایه‌گذاری کنند.

تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی در بازار بورس؛ کدام یک بهتر است؟

تحلیل تکنیکال یا بنیادی

تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی در بازار بورس؛ کدام یک بهتر است؟

حالا که با تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی در بازار بورس آشنا شدید، احتمالاً این سوال برایتان پیش خواهد آمد که کدام یک از این رو‌ش‌ها بر دیگری برتری دارد؟ باید بگوییم که هر دوی این تحلیل‌ها برای ارزیابی و تحلیل بورس و سهام کارایی دارند. در اصل، این استراتژی و نگرش افراد در سرمایه‌گذاری یا معامله‌گری است که مشخص می‌کند کدام تحلیل برای شما مفیدتر است. پس بهتر است، ابتدا اهداف و روش سرمایه‌گذاری خود را مشخص کنید تا ببینید کدام تحلیل برای شما مناسب‌تر است؟ البته گاهی ممکن است به‌طور همزمان از هر دو روش برای تصمیم‌گیری خرید استفاده کنید. توصیه‌ی بسیاری از حرفه‌ای‌های بازار، این است که همزمان از هر دو تحلیل برای انتخاب سرمایه‌گذاری و سهام مناسب جهت خرید استفاده نمایید. پس به‌جای داشتن نگاه متعصبانه به یک نوع تحلیل، دانش و آگاهی خود را نسبت به تحلیل‌ها گسترش دهید.

برای آشنایی بیش‌تر با تحلیل بنیادی و تکنیکال و آگاهی از ویژگی‌های هر کدام از آن‌ها، می‌توانید از اینجا شروع کنید 👇👇👇

سخن آخر

در این مقاله از سایت آموزش چراغ به بررسی تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی در بازار بورس پرداختیم و راجع به ويژگی‌های هر یک از آن‌ها صحبت کردیم. در کل، تحلیل بنیادی بهترین گزینه برای کسانی‌ست که می‌خواهند بر عملکرد شرکت‌ها تمرکز کنند و تمایل به سرمایه‌گذاری بلندمدت دارند؛ این تحلیل برای سرمایه‌گذاری دوران بازنشستگی و دیگر اهداف بلندمدت سرمایه‌گذاری ایده‌آل است. جایی که نتایج مالی بلندمدت کسب‌وکارها میزان موفقیت سرمایه‌گذاری را تعیین می‌کنند. اما تحلیل تکنیکال بهترین گزینه برای سرمایه‌گذارانی است که می‌خواهند از تغییرات قیمت دارایی‌ها استفاده کنند و برای سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت و کسانی که ریسک‌پذیری بیشتری در قبال دارایی‌هایشان دارند، بسیار کاربردی است. اما همان‌طور که در این مقاله گفتیم که لزومی ندارد، به‌عنوان سرمایه‌گذار، استراتژی سرمایه‌گذاریتان را صرفاً به یک نوع تحلیل وابسته نمایید. ممکن است در برخی موقعیت‌ها تحلیل تکنیکال و در برخی دیگر تحلیل بنیادی را موثر بیابید.

چراغ ، به‌عنوان پلتفرم آموزش و کاریابی در تلاش است تا با بیان نکات آموزشی مهم در زمینه‌ی کار و سرمایه‌گذاری به شما برای رسیدن به موفقیت در این زمینه‌ها کمک نماید.

تحلیل بنیادی در بورس چیست؟ چه کاربردی دارد؟

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال روشی برای تحلیل بازار بورس است. معامله گران با استفاده از تحلیل تکنیکال یا تحلیل بنیادی سهام و بازار سرمایه، تصمیم به خرید یا فروش می کنند. یک تحلیلگر بنیادی با مطالعه بازار و اخبار دنیای واقعی، قیمت سهام را پیش بینی می کند. سپس بر اساس دانش و استراتژی های خود، عمل خرید یا فروش سهام را انجام می دهد.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی یکی دیگر از شیوه‌های معتبر و مرسوم دارایی‌های مختلف در بازارهای مالی است. از این شیوه‌ی تحلیل نه تنها در بورس، بلکه در فارکس و بازارهای ارز دیجیتال و حتی بازارهای موازی نظیر اوراق مشتقه نیز استفاده می‌شود. این روش نیز مانند سایر شیوه‌های تحلیلی مزایا و معایبی دارد که موجب می‌شود برخی از آن طرفداری کنند و برخی دیگر انتقاد.

تحلیلگر بنیادی باور دارد، اوراق بهادار یا سهام دارای ارزش ذاتی هستند. ارزش ذاتی سهام شرکت ها وابسته به تعدادی متغیرهای بنیادی است. یعنی معامله گرها با ارزیابی متغیرهای بنیادی، ارزش سهام یک شرکت را برآورد می کنند. در تحلیل بنیادی، معامله گرها بعد از بدست آوردن ارزش ذاتی یک سهام، آن را با قیمت فعلی بازار مقایسه می کنند.

اگر ارزش ذاتی بیشتر از ارزش بازار باشد، زمان مناسبی برای خرید است. ولی اگر ارزش ذاتی کمتر از ارزش بازار باشد، زمان مناسبی برای فروش می باشد. در کلاس های آموزش بورس دوره ای به نام تحلیل بنیادی، برگزار می کنند که یادگیری آن، از مفاهیم پایه ای در آموزش بورس است. در این مقاله می خواهیم شما را با نکات مهم آن آشنا کنیم.

مهدسرمایه - تحلیل بنیادی در بورس

چرا باید تحلیل بنیادی را فرا بگیریم؟

معاملات موفق نیازمند یادگیری تحلیل بنیادی است. تحلیل بنیادی در بازار مالی به قدری اهمیت دارد که بدون یادگیری آن امکان ندارد بتوانید بهترین عملکرد را داشته باشید و به نتیجه مطلوب برسید. اگر می خواهید در معاملات خود موفق شوید باید به دنبال یادگیری تحلیل بنیادی باشید که پایه و اساس معامله است. با تحلیل بنیادی می توانید اطلاعات بسیار مفیدی در مورد شرکت هایی که می خواهید سهام آنها را خریداری کنید به دست آورید.

به طور کلی بنیاد سهم باید مورد بررسی قرار بگیرد زیرا ممکن است شرکتی که ارزش ذاتی بسیار پایینی دارد بالاتر از قیمت واقعی خود در حال معامله باشد. توجه داشته باشید که برای معامله‌گری شرکت ها باید بدانیم چگونه باید تحلیل بنیادی را انجام داد؟ در ادامهاین مقاله سعی داریثم به بررسی تحلیل بنیادی در بازار های مالی بپردازیم تا آشنایی کاملی بدست آورید.

اهمیت یادگیری تحلیل بنیادی در بازار بورس

همانطور که در بالا تر هم توضیح داده ایم بسیاری از افراد تمایلی به یادگیری تحلیل بنیادی ندارند زیرا این نوع تحلیل نیاز به صرف انرژی و زمان زیادی دارد. به طور کلی تحلیل بنیادی کار بسیار آسانی نیست و تنها زمانی که می‌خواهید سرمایه گذاری بلند مدتی انجام دهید، باید به سراغ این نوع تحلیل بروید. ممکن است بعضی از افراد تمایل داشته باشند در ابتدا تا انتهای این نوع تحلیل‌ها را آموزش ببینند تا بتوانند در بلند مدت سود خوبی به دست آورند.

در این صورت این افراد حتما باید تحلیل بنیادی را هم در برنامه خود قرار دهند. عده‌ای دیگر هم وجود دارند که تنها می‌خواهند مقداری از پول خود را در بازار بورس ایران سرمایه‌گذاری کنند اما هیچ وقت زمانی برای یادگیری آموزش ندارند، در این صورت آنها حتما باید از معامله‌گران حرفه‌ای در بازار بورس ایران کمک بگیرند تا دچار ضرر و زیان نشوند.

کاربرد تحلیل بنیادی در بورس

تحلیل بنیادی به تحلیل پایه نیز معروف است و با تحلیل تکنیکال در متد تفاوت هایی دارد. در روش بنیادی به شکل پایه و بنیادین به بررسی عوامل تاثیرگذار مالی می پردازد و امکان هیچگونه مقایسه‌ای برای سهام وجود ندارد و بر قیمت سهام پرداخته می شود. این عوامل نشان دهنده آن هستند که برای تحلیل بنیادی در بورس نیازمند بررسی های جامعه صورت های مالی هستیم زیرا بدون این بررسی‌ صورت ها امکان مقایسه داده ها به هیچ عنوان وجود ندارد.

فرق تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال

تحلیلگران بنیادی معتقد هستند، یک علت بنیادی و اقتصادی باعث ایجاد تغییرات در قیمت سهام و بازار بورس می شود. آنها ارزش ذاتی یک سهام را با مطالعه عواملی چون صورت های مالی، مدیریت شرکت، صنعت و شرایط اقتصادی و سایر عوامل بنیادی بدست می آورند. در حالی که تحلیلگران تکنیکال با استفاده از روند تغییرات قیمت سهام در ماه ها و سال های گذشته، قیمت آن را در آینده پیش بینی می کنند.

یک معامله گر در روش تحلیل تکنیکال با استفاده از ابزارهای فنی مختلف چون نمودارها اقدام به خرید و فروش سهام می کند. تحلیل بنیادی نسبت به تحلیل تکنیکال طولانی و دشوار است و نیازمند جمع آوری داده ها از منابع مختلف می باشد.

تحلیل بنیادی در سهام

تحلیل بنیادی، طرفداران خاصی چون وارن بافت را دارد. وارن بافت از بورس بازهای میلیادر جهان است. در آموزش بورس لازم است تا با نکات مهم و اساسی این نوع تحلیل آشنا باشیم. یک تحلیلگر بنیادی با استفاده از محاسبه ارزش ذاتی سهام یک شرکت و مقایسه آن با قیمت فعلی بازار اقدام به خرید یا فروش می کند. به نمودار زیر توجه کنید:

مهدسرمایه - تحلیل بنیادی در بورس

این نمودار از مهمترین نمودارها در روش تحلیل بنیادی است. با استفاده از این نمودار می فهمیم چه زمانی یک سهم را بخریم یا چه زمانی آن را بفروشیم. با بررسی نمودار با سه حالت مواجه می شویم.

  1. اگر ارزش ذاتی بیشتر از ارزش واقعی آن باشد می گوییم سهم Undervalue است. یعنی قیمت سهم مورد نظر پایین تر از ارزش ذاتی است و مناسب خرید است.
  2. اما اگر ارزش ذاتی یک سهم کمتر از ارزش واقعی آن در بازار بورس باشد، در حقیقت آن قیمت سهم گران بوده و می گوییم سهم Overvalue است و بهتر است به فروش سهم فکر کنیم.
  3. در حالت سوم اگر ارزش ذاتی سهم با قیمت فعلی آن در بازار بورس برابر یا نزدیک به هم باشند، خرید و فروش سهم بدون سود یا ضرر است.

مهدسرمایه - تحلیل بنیادی در بورس

عوامل کیفی تاثیرگذار در تحلیل بنیادی

در تحلیل بنیادی، معامله گران ابتدا عوامل کیفی موثر در عملکرد شرکت را بررسی می کنند. بازار بورس تحت تاثیر مستقیم شرایط اقتصادی کشور است. یک رابطه قوی بین وضعیت اقتصادی کشور و بازار سهام وجود دارد. اگر وضعیت اقتصادی کشور مناسب باشد، در نتیجه عملکرد شرکت ها هم بهتر خواهد بود و بالعکس.

وقتی ما می خواهیم در یک سهم مشخص سرمایه گذاری کنیم باید اطلاعات کافی در مورد عملکرد آن صنعت داشته باشیم. مثلا با مطالعه در مورد صنعت های مختلف می فهمیم در دوران رکود بازار کدام شرکت ها عملکرد ضعیف و کدام عملکرد خوبی داشته اند. به گفته حرفه ای ترین تحلیل گران بنیادی، از دلایل شکست معامله گران، عدم آشنایی آنها با صنعت مورد نظر می باشد.

به طور مثال صنایعی چون تجهیزات اداری و کامپیوتر، معمولا بدون توجه به شرایط اقتصادی، روندی رو به رشد دارند و یا به علت نیاز همیشگی مردم به مواد غذایی باعث شده سهام این صنعت کمتر تحت تاثیر وضعیت اقتصادی نامناسب کشور قرار بگیرد.

در حالیکه صنایعی چون خودرو رابطه مستقیمی با شرایط اقتصادی دارند. در صورت رونق اقتصاد، از عملکرد خوبی برخوردار می شوند و در شرایط رکود اقتصادی از رشد این صنعت هم کاسته می شود. البته موارد خیلی زیاد دیگری در بررسی بازار به کار برده می شود که با شرکت در کلاس های آموزش بورس می توانید به طور کامل با همه عوامل کیفی موثر در تحلیل بنیادی آشنا شوید.

مهدسرمایه - تحلیل بنیادی در بورس

عوامل تاثیر گذار در تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی از پایه ای ترین دوره های آموزش بورس است. برای کاهش ضرر در معاملات ، لازم است تا با نکات مهم بورس آشنا باشیم. عوامل کمی که در تحلیل های بنیادی ما تاثیر گذار هستند شامل صورت حساب های مالی یک شرکت می باشند. اصول کمی، به داده هایی گفته می شود که قابل اندازه گیری اند و از اعداد تشکیل یافته اند. در اینجا تعدادی از مهمترین عوامل کمی موثر در تحلیل بنیادی را معرفی می کنیم.

شاخص سهام در تحلیل بنیادی

در تحلیل بنیادی، شاخص سهام نمایانگر وضعیت بازار در سال های گذشته است. شاخص کل بورس تهران به “تیپکس” معروف است. این شاخص نشان دهنده چشم انداز قیمت سهام در یک دوره زمانی است.

ترازنامه چیست؟

ترازنامه به صورت مالی گفته می شود که شامل دارایی های شرکت، بدهی ها و سرمایه حقوق صاحبان سهام است.

صورت حساب سود و زیان در تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی با بررسی صورت حساب یک کشور، میزان هزینه و سود و ضرر آن شرکت را مشخص می کند.

تامین مالی شرکت از نکات مهم برای تحلیل سهام

تحلیل بنیادی، بدست آوردن منابع مالی یا فاینانس شرکت برای ادامه فعالیت شرکت و طرح های اجرایی را ضروری می داند.

تحلیل بنیادی بهتر است یا تکنیکال؟

همیشه بر سر این‌که کدام یک از دو شیوه‌ی تحلیل بنیادی (یا فاندامنتال) یا تحلیل تکنیکال بهتر و موثرتر هستند بحث و جدل‌های فراوانی میان طرفداران این دو روش تحلیل وجود دارد. هر یک از منتقدان هم دلایل خود را در این خصوص دارند. اگر با دید منطق و بدون تعصب به این مباحثات نگاه کنیم و مسئله را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهیم، می‌توانیم به یک نتیجه‌ی مهم برسیم.

هر دو شیوه‌ی تحلیلی مزایا و معایبی دارند که با توجه به آن‌ها می‌توان دریافت که اتخاذ کدام رویکرد مناسب‌تر است. زمانی که استراتژی معاملاتی خود را مشخص می‌کنید، ناخودآگاه به سمت یکی از این دو شیوه‌ی تحلیلی جذب می‌شوید. چرا که با توجه به ویژگی‌های این دو رویکرد تحلیلی، و تفاوت‌های میان آن دو می‌توان با دید بلندمدت یا کوتاه‌مدت وارد سهامی خاص شد.

تحلیل بنیادی معیارهایی را بررسی می‌کند که در تحلیل تکنیکال خبری از آن نیست. در تحلیل تکنیکال نیز همین امر برقرار است. یعنی مواردی حضور دارند که خلا آن در تحلیل فاندامنتال محسوس است. به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که این دو شیوه مکمل یک‌دیگر هستند. اگر قصد دارید سهام مختلف را از جنبه‌های متفاوتی بررسی کنید، بهترین رویکرد آن است که از هر دو شیوه‌ی فوق بهره ببرید.

به این ترتیب هم ارزش ذاتی سهم را بررسی کرده‌اید و هم روند و تحرکات قیمت آن را در آینده پیش‌بینی کرده‌اید. پس در نهایت ریسک سرمایه‌گذاری شما کمتر، و احتمال سودآوری بیشتر خواهد بود.

افزون بر این باید این امر را نیز مدنظر داشت که گاهی شرایط بازار به شکلی است که حتی این دو شیوه‌ی تحلیلی هم چندان کارآمد نخواهند بود. اما اگر سرمایه‌گذاری خود را بر اساس الگوهای صحیح انجام داده باشید و در مدیریت سرمایه نیز از تجربیات کافی برخوردار باشید، حتی در صورت متضرر شدن در کوتاه‌مدت، بعدها ضررتان جبران خواهد شد. حتما شنیده‌اید که می‌گویند تنها بستری که می‌تواند ضررهای ناشی از بازار بورس را جبران کند، خود بازار بورس است.

تحلیل بنیادی و مسئله‌ی مهم زمان

از آن‌جا که بررسی ارزش ذاتی رکن اساسی تحلیل بنیادی است، اهمیت آن نیز مشخص است. مشخص کردن چنین فاکتور برای سهم بر اساس معیارهای مختلفی انجام می‌شود. اما آیا به این امر فکر کرده‌اید که بررسی این‌همه اطلاعات و موارد مختلف چطور امکان‌پذیر است؟ حقیقت آن است که تجزیه و تحلیل این حجم از اطلاعات نیازمند زمانی طولانی است.

اگر این امر زمان زیادی به طول بینجامد دیگر آن‌وقت این تحلیل چه ارزشی دارد؟

مسئله‌ی زمان عامل مهمی است که همیشه باید به آن توجه کرد. به این مسئله توجه کنید که گاهی تحلیل‌گران بنیادی با وسواس زیادی شروع به بررسی وضعیت صنعت و صورت‌های مالی یک شرکت می‌کنند. ممکن است در طی همین مدت، قیمت سهم رشد فراوانی داشته باشد. حال‌ آن‌که تحلیل‌گر مذکور، فرصت سرمایه‌گذاری خود را از دست داده است.

چرا که اگر پیش‌تر در چنین سهمی سرمایه‌گذاری می‌کرد سود بیشتری نصیبش می‌شد. درست است که نگرش افراد در تحلیل بنیادی بلندمدت است، اما این امر به آن معنا نیست که تحلیل‌گر در این خصوص زمانی نامحدود و بی‌انتها در فراوانی دارد. اگر قصد سرمایه‌گذاری هوشمندانه را دارید باید تمام عوامل را یک‌جا مدنظر داشته باشید.

از سوی دیگر نباید با خواندن این چند خط این برداشت اشتباه برای شما پیش بیاید که بهتر است تحلیل بنیادی را در زمانی کوتاه و با عجله و سرسری انجام داد. قطعا که در این صورت احتمال وقوع اشتباه بسیار زیاد خواهد بود. آن‌چه که مهم است این است که نباید روی یک شیوه‌ی تحلیل تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ تعصب داشت و از سایر موارد غافل شد.

چند پرسش و پاسخ در خصوص تحلیل بنیادی

چرا طرفداران تحلیل تکنیکال از تحلیل بنیادی انتقاد می‌کنند؟

طرفداران تحلیل تکنیکال معتقد هستند که مسائل بنیادی به شکل کامل اثر خود را در قیمت سهام نشان می‌دهند. به همین دلیل آن‌چه که مهم است بررسی رفتار و تاریخچه‌ی تحرکات قیمتی است. از همین رو این دسته از افراد، تحلیل تکنیکال را معتبرتر و کاربردی‌تر از تحلیل فاندامنتال می‌دانند و معاملات خود را بر اساس نمودارها و ابزارهایی مانند انواع اندیکاتورها انجام می‌دهند. آن‌ها معتقدند که گذشته‌ی سهم روند آینده‌ی آن را مشخص می‌کند؛ نه بررسی صورت‌ها و ترازهای مالی.

آیا می‌توان از تحلیل بنیادی در کوتاه‌مدت بهره برد؟

گفتیم که بررسی ارزش واقعی سهام، امر بسیاری مهمی در تحلیل فاندامنتال است، پس نیازمند زمان بیشتری است. تحلیل‌گران بنیادی معتقدند که قیمت در طولانی مدت به سمت ارزش ذاتی خودش حرکت می‌کند. حال اگر شما با تکیه بر تحلیل فاندامنتال وارد یک سهم شوید و در میانه‌ی راه سهام را به هر دلیل بفروشید، نه تنها ممکن است سود نکنید، بلکه متضرر شدن شما نیز دور از ذهن نیست. چرا که شما بر مهم‌ترین عامل در تحلیل بنیادی چشم پوشیده‌اید.

آیا بازه زمانی در تحلیل بنیادی مشخص است؟

یکی از انتقاداتی که به این شیوه‌ی تحلیل وارد می‌شود، دقیقا به همین امر بر می‌گردد. درست است که این شیوه‌ی تحلیل از ارزش‌مندی سهام در طولانی‌مدت سخن می‌گوید؛ اما این طولانی‌مدت یعنی چه وقت؟ شش ماه؟ ده ماه؟ یک سال یا بیشتر؟ اهمیت این امر زمانی مشخص می‌شود که شما می‌خواهید برای آینده‌ی خود برنامه‌ریزی کنید. قطعا اگر بدانید که طی چه زمانی به اهداف خود می‌رسید، با خیال آسوده‌تری می‌توانید برنامه‌های خود را پیاده کنید.

آیا امکان بروز خطا در تحلیل بنیادی وجود دارد؟

صد در صد بله. همان‌قدر که گاهی افراد در تحلیل تکنیکال با پیش‌فرض‌های ذهنی خود اموری را انجام می‌دهند، این امر در تحلیل بنیادی هم رخ می‌دهد. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، عوامل و مفروضات متعددی در این شیوه‌ی تحلیل وجود دارد که برخی کمی و برخی کیفی هستند. نگرش تحلیل‌گر می‌تواند به میزان زیادی بر عوامل کیفی بگذارد. نهایتا به همین دلیل است که ممکن است دو تحلیل‌گر بنیادی دیدگاه‌های متفاوتی در بررسی یک سهم و تعیین میزان ارزش‌مندی آن داشته باشند.

هدف تحلیل بنیادی چیست؟

همان‌طور که همگان می‌دانند و در این مطلب نیز به کرات اشاره شد که تحلیل بنیادی چشم‌اندازی بلندمدت به آینده‌ی سهم دارد، مشخص است که چه اهدافی در نظر دارد. این تحلیل در شناسایی سهام برای سرمایه‌گذاری بسیار کاربردی است. نوسان‌گیران و معامله‌گرانی که تنها به قصد کسب سود چند درصدی معامله می‌کنند، هرگز نمی‌توانند با تکیه بر این تحلیل خرید و فروش خود را انجام دهند. در چنین شرایطی آن‌چه برای این افراد کارآمد است، تکیه بر خروجی‌های تحلیل تکنیکال است.

انواع روش های تحلیل قیمت: تحلیل فاندامنتال و تکنیکال

روش های تحلیل قیمت

ارزهای دیجیتال یا همان رمز ارز ها، پول های مجازی که بسیاری از سرمایه های دنیا را به سمت خود جذب کرده است، موضوع جذابی برای سرمایه گذاری است، به شرط آنکه با چم و خم این مساله آشنا باشیم. ورود به سرمایه گذاری در این مقوله مساله پر ریسکی است که نیاز به مطالعه فراوان دارد. اینکه اصلا رمز ارزها چیست، بلاکچین چیست، یا هزاران سوال دیگر که در مقالات مجله ارزپایا تا اینجای کار سعی کرده ایم به آن ها پاسخ بدهیم.

در ادامه صرافی آنلاین ارزپایا قصد دارد شما را با تحلیل قیمت ارزهای دیجیتال بهتر آشنا کند لذا مقالات آموزشی در این موضوع منتشر خواهد کرد.

در این مقاله قصد داریم انواع روش های تحلیل قیمت را مطرح کنیم و در مورد آنها بحث نماییم، بنابراین تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.

بررسی روش های تحلیل قیمت ارزهای دیجیتال

اگر می خواهیم در بازار ارز های دیجیتال سرمای گذاری کنیم باید به دو سوال مهم درباره قیمت یا ارزش یک رمز ارز پاسخ دهیم:

۱- ارزش ذاتی این رمز ارز چقدر است؟

۲- قیمت این ارز دیجیتال برای خرید مناسب است یا خیر؟

پاسخ دادن به این دو پرسش منتچ به دو مفهوم تحلیلی است. یکی تحلیل فاندامنتال یا بنیادی و دیگری تحلیل تکنیکال.

بنابراین اگر بخواهیم روش های تحلیلی ارز های دیجتال را به صورت کلی تقسیم بندی کنیم باید دونوع روش تحلیلی بالا را نام ببریم. یکی تحلیل فاندامنتال و دیگری تحلیل تکنیکال.

در ادامه به بررسی این دو مفهوم می پردازیم.

تحلیل فاندامنتال در ارزهای دیجیتال

تحلیل فاندامنتال یا بنیادی در ارزهای دیجیتال، تحلیلی است که با ارزش ذاتی یک رمز ارز سر و کار دارد. یعنی میگوید این رمز ارز می ارزد یا نه یا بهتر است بگوییم این ارز دیجیتال چقدر ارزش دارد. در واقع ما در تحلیل فاندامنتال با متغییر های مالی، اقتصادی و دارای یک رمز ارز سر کار داریم. متغیرهایی که می تواند شامل مواردی همچون، پروژه، تیم، زیر ساخت و برنامه های توسعه ای یک ارز دیجیتال باشد.

یک تحلیل فاندامنتال خوب می تواند اطلاعات بسیار مفیدی را درباره قیمت فعلی و آینده یک ارز در اختیار قرار دهد و به ما بگوید آیا سرمایه گذاری بر روی این ارز رمز کار عاقلانه ای است و اگر عاقلانه است برای چه مدت می تواند سود ساز باشد.

برای آنکه بتوانیم یک ارز دیجیتال را به صورت بنیادی تحلیل کنیم نیاز مند دانستن اطلاعات اقتصادی و طرح های توسعه آن ارز هستیم. شاید دانستن میزان طرفداران یک رمز ارز در شبکه های اجتماعی بتواند اطلاعات مفیدی باشد اما فاندامنتال محسوب نمی شود. برای داشتن یک تحلیل فاندامنتال باید اطلاعات دقیق و سود مندی از سه مقوله زیر داشته باشیم:

۱- پروژه‌ی ارز دیجیتال و عوامل دخیل در آن

۲- توجه به معاملات ارز در بازار

۳- ساختار و فناوری ارز دیجیتال

در ادامه توضیح مختصری از هر معیار می آوریم:

بررسی پروژه ارز دیجیتال در تحلیل فاندامنتال

قبل از آنکه بخواهیم بر روی یک ارز دیجیتالی سرمایه گذاری کنیم بهتر است زیر و بم پروژه آن را استخراج کنیم تا بفهمیم اصلا این ارز ارزش خرید دارد یا نه.

معیار های پروژه برای انجام یک تحلیل فاندامنتال شامل موارد زیر است:

۱- وایت پیپر : وایت پیپر سندی است که اهداف یک ارز و شبکه را به خوبی شرح داده و اطلاعات مفیدی در خصوص فناوری، طرح توسعه و نحوه توزیع کوین یا توکن در بر دارد.

۲- تیم : سوابق اعضای تیم یک پروژه و مهارت های آن ها می تواند بر روی ارزش یک سهام تاثیر گذار باشد. سایت رسمی هر پروژه بهترین منبع برای بررسی تیم پروژه است.

۳- رقبا : رقبا بر اساس هم پوشانی نوع پروژه ها تعیین می شود. برای مثال پروژه های حوزه متاورس، اوراکل، سولانا و غیره. مثلا اتریوم و چین لینک در حوزه قرارداد های هوشمند در دسته اوراکل رقابت می کنند.

۴-اخبار : اخبار می تواند بر روی قیمت یک ارز بسیار تاثیر گذار باشد.

۵- افراد حمایت کننده و سرمایه گذار بر روی رمز ارز: برای مثال حمایت ایلان ماسک از دوج کوین توانست ارزش آن را بالا ببرد.

۶- نحوه توزیع توکن : باید بدانیم آیا رمز ارز قابل استخراج است یا خیر و نحوه توزیع آن در صرافی بوده است یا خیر و میزان توزیع بین افراد چگونه است. برای مثال اگر میزان قابل توجهی از توکن دست چند نفر باشد ریسک سرمایه گذاری بالا می رود.

معیار بازار در تحلیل فاندامنتال

توجه به بازار یک رمز ارز و پارامترهای آن می تواند عامل مهمی در میزان ارزش آن باشد. این پارامتر ها شامل موارد زیر است:

۱- ارزش کل بازار

۲- حجم معاملات و نقدینگی

۳- صرافی هایی که آن کوین در آنجا معامله می شود.

ساختار و فناوری ارز دیجیتال

این معیار فاندامنتال شامل موارد زیر است:

۱- تعداد تراکنش ها

۲- ارزش تراکنش ها

۳- آدرس های فعال

۴- نرخ هش یا استیک

تحلیل تکنیکال در ارزهای دیجیتال

برای آنکه بدانیم آیا وقت تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ مناسبی برای خرید یک ارز دیجیتال است یا خیر باید تحلیل تکنیکال بلد باشیم. با استفاده از یک تحلیل تکنیکال مناسب می توان قیمت یک سهام را به خوبی پیش بینی کرد و نقطه ورود و خروج از یک ارز دیجیتال را شناسایی نمود. بالواقع تحلیل تکنیکال، تحلیلی است که با استفاده از تاریخچه قیمتی، حجم معاملات و رفتار معامله گران به پیش بینی قیمت یک ارز دیجیتال می پردازد. البته مفهوم تحلیل تکنیکال یک مفهوم عام است که برای تمامی بازارهی مالی از جمله، کالا، سهام، ارزدیجیتال و … مشترک است و علمی است که بر اساس رفتار مشترک معامله گران در بازارهای مالی شکل گرفته است.

در تحلیل تکنیکال دو اصطلاح بیشترین کاربرد را دارد یکی حمایت و دیگری مقاومت.

حمایت : منظور از حمایت سطحی از قیمت است که پس از نزول به آن واکنش نشان داده و صعودی می شود.

مقاومت: منظور از مقاومت سطحی از قیمت است که پس از صعود به آن واکنش نشان داده و نزولی می شود.

در ادامه سری مقالات آموزشی مجله ارزپایا قصد داریم تحلیل تکنیکال ارزهای دیجیتال را به صورت کامل آموزش دهیم. بنابراین با ما همراه باشید تا در بازار پر رسیک ارزهای دیجیتال بهتر معامله کنید.

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟

پذیرش جهانی بیت کوین تا سال ۲۰۳۰ به ۱۰ درصد می رسد.

آموزشی

پذیرش جهانی بیت کوین تا سال ۲۰۳۰ به ۱۰ درصد می رسد.

اخبار اقتصادی

پذیرش جهانی بیت کوین تا سال ۲۰۳۰ به ۱۰ درصد می رسد.

پذیرش جهانی بیت کوین تا سال ۲۰۳۰ به ۱۰ درصد می رسد.

ارز های دیجیتال

پذیرش جهانی بیت کوین تا سال ۲۰۳۰ به ۱۰ درصد می رسد.

بورس امریکا

بیت کوین

پذیرش جهانی بیت کوین تا سال ۲۰۳۰ به ۱۰ درصد می رسد.

  • توسط alavi
  • ۰۳/۲۴/۱۴۰۱
  • کمتر از یک دقیقه

پذیرش ارز دیجیتال بیت ‌کوین (BTC) می ‌تواند سریع ‌تر از پذیرش فناوری ‌های مخرب گذشته مانند خودروها و انرژی الکتریکی اتفاق بیفتد و طبق یک گزارش جدید احتمالاً تا سال ۲۰۳۰ استفاده جهانی از این رمزارز به ۱۰ درصد خواهد رسید. در گزارش ۸ ژوئن، Blockware Intelligence گفت که با بررسی تاریخچه منحنی‌ های […]

تحلیل قیمت طلا

تحلیل قیمت طلا : صعود محدود کوتاه مدت

  • توسط alavi
  • ۰۳/۲۴/۱۴۰۱
  • کمتر از یک دقیقه

قیمت طلا از پایین ترین حد چند هفته ای خود بازیابی می شود در حالی که قدرت این روند کوتاه مدت صعودی محدود به نظر می رسد. طلا در ناحیه ۱۸۱۰ دلار مورد حمایت خریداران قرار گرفت و از پایین ترین سطح چهار هفته ای که در اوایل این سه شنبه به ثبت رسید، یک […]

تحلیل تکنیکال ین ژاپن

تحلیل تکنیکال ین ژاپن به دلار امریکا – ۷ خرداد ۱۴۰۱

  • توسط alavi
  • ۰۳/۰۶/۱۴۰۱
  • کمتر از یک دقیقه

جفت از ین ژاپن به دلار امریکا تلاش کرد تا روی جهش قیمت دیرهنگام یک شبه، سرمایه گذاری کند و در جلسه آسیایی روز جمعه با عرضه جدیدی مواجه شد. این نزول قیمت‌ها را به پایین‌ترین محدوده معاملاتی سه روزه کشاند و توسط سوگیری رایج فروش دلار آمریکا نیز حمایت شد. تحلیل فاندامنتال ین ژاپن […]

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال ، کدام بهتر است؟

  • توسط مهسا بقایی
  • ۰۱/۰۵/۱۳۹۹
  • کمتر از یک دقیقه

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال ؟ کلیه افرادی که در بازارهای مالی، فعالیت دارند از روش های مختلفی جهت تحلیل بازار بهره می برند. این روش ‌‌‌ها دربردارنده انواع مفاهیم ساده و یا پیچیده ای هستند که سرمایه گذاران برای موفقیت خود، می بایست آشنایی کافی از آنها داشته باشند تا در صورت لزوم و برای […]

defenition of fundamental analysis and all kinds

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال و مزایای آن

  • توسط محمدرضا ابراهیم بای سلامی
  • ۰۷/۲۰/۱۳۹۸
  • کمتر از یک دقیقه

در تحلیل تکنیکال روند قیمتها مورد بررسی قرار میگرفت اما در تحلیل بنیادی یا پایه ای(فاندامنتال) معمولا ارزش ذاتی کالا یا خدمت یا سهام مورد بررسی قرار میگیرد. ارزش ذاتی نیز با مطالعه وضعیت مالی وضعیت مدیریت شرکت ، صنعت و تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ شرایط اقتصادی کلان بدست می اید . این کار به این خاطر انجام میشود […]

the concept of codal.ir

مفهوم کدال و کاربرد آن

  • توسط alavi
  • ۰۷/۰۲/۱۳۹۸
  • کمتر از یک دقیقه

مفهوم کدال مخفف اصطلاح انگلیسی comprehensive database of all listed است و به معنی سامانه اطلاعات جامع شرکت های پذیرفته شده است. این سیستم یک سامانه الکترونیک است که از سیستم های اطلاع رسانی بورس های دیگر جهان گرفته و راه اندازی شده است. تحلیل دقیق تر یکی از بازارهای سرمایه گذاری بازار بورس اوراق […]

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا