استراتژی های ترید

اندیکاتور بولینگر باند (Bollinger Band)

باند بولینگر چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

در مقاله پیش‌رو تعریف کلی از اندیکاتور باند بولینگر و نحوه کار با آن را آموزش داده‌ایم. اگر معامله‌گر بازار بورس هستید، این مقاله را از دست ندهید. باید بدانید که Bollinger Band یا باندهای بولینگر از تأثیرگذارترین و کاربردی‌ترین اندیکاتورهایی هستند که از آن‌ها جهت انجام معامله در بازار بورس و همچنین در عملیات تحلیل تکنیکال بهره می‌گیرند.

شایان ذکر است که اکثر معامله‌گران بازار بورس نه تنها کار با باندهای ذکر شده را فرانگرفته‌اند، بلکه حتی با این باندها آشنایی مختصری نیز نداشته و در نتیجه نمی‌توانند از آن بهره لازم را ببرند و بسیاری از فرصت‌هایی که در معاملات ممکن است برای آن‌ها پیش بیاید را از دست می‌دهند.

در مقاله زیر، پس از معرفی کامل اندیکاتور باند بولینگر، نحوه کار با آن را نیز آموزش می‌دهیم. لازم به ذکر است که کلیه استراتژی‌های ذکر شده اندیکاتور بولینگر باند (Bollinger Band) مانند دیگر استراتژی‌های کارآمد در بازار بورس نیازمند تمرین و تکرار می‌باشند.

معرفی اندیکاتور باند بولینگر

اجازه دهید پیش از معرفی اندیکاتور باند بولینگر، به اختصار از تاریخچه شکل گیری آن برای شما صحبت کنیم، چراکه این کار موجب می‌شود تا درک بیش‌تری نسبت به آن داشته باشید. در دهه 1980 فردی به نام جان بولینگر نسبت به توسعه یک نوع اندیکاتور اقدام کرده و در انجام آن کار توانست به موفقیت برسد که امروزه آن اندیکاتور توسعه یافته را به نام اندیکاتور باند بولینگر می‌شناسیم.

از آن جایی که آقای بولینگر با تجربه زیاد در نحوه محاسبه جا به جایی قیمت در گذشته بازار، موفق به ابداع آن شد و امروزه نیز این فرد را به عنوان با سابقه‌ترین تکنیکالیست‌هایی که در بازار بورس دنیا وجود دارند، می‌شناسند. لازم به ذکر است که امروزه شیوه محاسبه پارامترهای مربوط به اندیکاتور باند بولینگر، ساده و روان می‌باشد.

از آن جایی که روند حرکت و جابجایی قیمت‌ها در بازار بورس به شکل نوسانی است، در چنین شرایطی بهترین و مناسب‌ترین راهکار جهت مشخص نمودن زمان خروج از بازار، این است که کف و سقف نوسان ذکر شده را بتوان به عنوان کانالی تعیین نمود. شایان ذکر است که اندیکاتور باند بولینگر به طور مشخص بر مبنای چنین اصلی کار کرده و در نتیجه می‌تواند از این طریق سقف و کف این جا به جایی قیمت را مشخص نموده و در نتیجه بهترین شرایط را برای معامله‌گران آماده کند.

اجزای تشکیل دهنده اندیکاتور باند بولینگر

پیش از ورود به مرحله ارائه آموزش‌های لازم جهت کار با اندیکاتور باند بولینگر، اجازه دهید تا اجزای مهم اندیکاتور باند بولینگر را به شما معرفی کنیم. در بخش‌های بعدی نیز به نحوه محاسبه این اجزا خواهیم پرداخت. باید بدانید که این اندیکاتور متشکل از 3 باند می‌باشد. این 3 باند شامل اندیکاتور مووینگ اوریج ساده و همچنین شامل 2 انحراف معیار از آن می‌باشد. یکی از اصل‌های اساسی و مهم در پیش بینی نمودن چگونگی روند جا به جایی قیمت‌ها در بازار بورس این است که هنگامی که شما در عملیات تحلیل تکنیکال، تنظیمات خاصی را جهت استفاده از این اندیکاتور اعمال می‌کنید، باید بدانید که در 9% مواقع، قیمت‌ها در میان باندهای کناری جا به جا شده و حرکت می‌کنند.

معامله در جهت روند با استفاده از باند بولینگر

ما می‌توانیم با استفاده از باند بولینگر قدرت روند را اندازه گیری کنیم و اطلاعات بسیار مفیدی از این طریق بدست بیاوریم. البته چند نکته مهم وجود دارد که باید در زمان آنالیز قدرت روند با استفاده از باند بولینگر به آن توجه کنیم:

  • در زمان شکل گیری روندهای قدرتمند، قیمت نزدیک به باندهای خارجی می‌ماند.
  • در صورتی که روند ادامه پیدا کند اما قیمت از باندهای خارجی دور شود، نشان دهنده کاهش قدرت روند می‌باشد.
  • زمانی که قیمت چند بار تلاش می‌کند تا به باندهای خارجی برسد اما نتواند آن را لمس کند، نشان دهنده عدم وجود قدرت در قیمت می‌باشد.

تحلیل نمودار با استفاده از باند بولینگر

تصویر زیر نشان می‌دهد که یک معامله‌گر فقط با استفاده از باند بولینگر چه اطلاعات مفیدی را بدست خواهد آورد. این موارد را با هم مرور می‌کنیم.

۱- بازار در یک روند نزولی قدرتمند قرار دارد و قیمت در تمام مدت نزدیک به باند پایینی مانده است. این یک سیگنال بسیار نزولی است.

۲- قیمت نتوانسته است که به باند پایینی برسد و پس از آن با قدرت به سمت بالا برگشته است. اینکه قیمت ناگهان در رسیدن به باندها ناموفق عمل کند می‌تواند نشانه‌ای مبنی بر کاهش قدرت روند باشد.

۳- در این بخش سه سقف شکل گرفته‌ است که هر سه آنها به طور متوالی پایین‌تر از یکدیگر تشکل شده‌اند. سقف اول توانسته باند بالایی را لمس کند؛ در حالی که دو سقف بعدی از انجام این کار ناتوان بوده‌اند. این یک سیگنال نزولی است.

۴- یک روند نزولی قدرتمند را می‌بینید که کندل‌ها نزدیک به باند پایینی مانده‌اند. هرچند قیمت سعی کرده تا از آن دور شود اما فروشندگان به طور کامل بازار را در اختیار داشته‌اند.

۵- حالا قیمت یک حرکت رنج انجام داده و دیگر به باند پایینی نرسیده است. همچنین یک دوجی سنجاقک نیز شکل گرفته که منجر به پایان حرکت نزولی شده است.

همانطور که مشاهده کردید باند بولینگر به تنهایی می‌تواند اطلاعات بسیار زیادی در رابطه با قدرت روند و وضعیت تعادل بین خریداران و فروشندگان به شما بدهد.

پیدا کردن سقف‌ها و کف‌ها با استفاده از باند بولینگر

شدیدا توصیه می‌کنیم که باند بولینگر را با اندیکاتور RSI ترکیب کنید. این یک ترکیب بسیار عالیست. همانطور که در تصویر زیر می‌بینید قیمت در تشکیل سقف‌های بالاتر در نزدیکی باند اندیکاتور بولینگر باند (Bollinger Band) بالایی می‌باشد اما در RSI شاهد شکل گیری یک واگرایی نزولی هستیم و در نهایت نیز روند قیمت برگشته است.

نحوه محاسبه باندهای بولینگر

اولین قدم در محاسبه باندهای بولینگر، محاسبه میانگین متحرک ساده ورقه بهادار مورد بحث (اغلب با استفاده از میانگین متحرک ساده 20 روزه) است.

یک میانگین متحرک 20 روزه می‌تواند میانگین قیمت‌های بسته شدن برای 20 روز اول را به عنوان اولین نقاط داده محاسبه کند.

نقطه داده بعدی باعث حذف قیمت اندیکاتور بولینگر باند (Bollinger Band) قبلی می‌شود و قیمت روز 21 را اضافه کرده و میانگین‌گیری می‌کند و الی آخر.
در مرحله بعد، انحراف معیار قیمت ورقه بهادار محاسبه می‌شود. انحراف معیار محاسبه ریاضی واریانس میانگین است و در علم آمار، اقتصاد، حسابداری و امور مالی کاربرد ویژه‌ای دارد.

برای مجموعه داده‌ای فرضی، انحراف معیار محاسبه می‌کند که چگونه اعداد توزیع شده از یک مقدار میانگین هستند. انحراف معیار را می‌توانید با استفاده از ریشه توان دوم واریانس که خود میانگین تفاوت‌های مجذور میانگین است محاسبه کنید. سپس، آن مقدار انحراف معیار را ضرب در دو کنید و مقدار حاصل را از هر نقطه در طول میانگین متحرک ساده هم تفریق و هم جمع کنید. مقادیر به دست آمده باندهای بالایی و پایینی را به وجود می‌آورند.

فرمول باند بولینگر:

که در آن:
باند بالایی بولینگر : BOLU
باند پایینی بولینگر : BOLD
میانگین متحرک : MA
3 ÷ (قیمت بسته شدن + قیمت پایین + قیمت بالا) : قیمت معمول (به انگلیسی Typical Price)
تعداد روزها در دوره هموارسازی (smoothing period) (معمولا 20) : n
تعداد انحراف معیار (معمولا 2) : m
انحراف معیار در طول n دوره گذشته از قیمت معمول : σ[TP, n]

محدودیت‌های باندهای بولینگر

باندهای بولینگر یک سیستم معاملاتی مستقل نیستند.

آنها فقط اندیکاتوری را شکل می‌دهند که طراحی شده تا به معامله گران اطلاعاتی در مورد نوسانات قیمت ارائه کند. پیشنهاد جان بولینگر استفاده از این ابزار به همراه دو یا سه اندیکاتور غیروابسته است که سیگنال‌های مستقیم‌تری از بازار ارائه می‌کنند.

به عقیده بولینگر، در تحلیل بازار باید از اندیکاتورهای متفاوت براساس انواع مختلف داده استفاده شود. برخی از تکنیک‌های تکنیکال مورد علاقه او، استفاده از اندیکاتور MACD، اندیکاتور on-balance volume، و شاخص قدرت نسبی (RSI) هستند.

از آنجا که باندهای بولینگر از یک میانگین متحرک ساده محاسبه می‌شوند، به داده‌های قدیمی‌تر قیمت وزنی مشابه داده‌های جدیدتر می‌دهند، به این معنا که اطلاعات جدید ممکن است به خاطر داده‌های قدیمی‌تر اهمیت خود را از دست بدهند.

علاوه بر این، استفاده از میانگین متحرک ساده 20 روزه و دو انحراف معیار تا حدی اختیاری است و ممکن است در هر موقعیتی و برای همه نتیجه مطلوب نداشته باشد. معامله‌گران باید بر این اساس فرضیات خود را در مورد میانگین متحرک ساده و انحراف معیار تطبیق دهند و بر آنها نظارت داشته باشند.

پس بطور خلاصه، باندهای بولینگر طراحی شده‌اند تا به تریدرها در کشف فرصت‌های معاملاتی که احتمال موفقیت در آنها بیشتر است کمک کنند.

مرکز آموزشی و کارآفرینی خوارزمی در مسیر یادگیری مهارت های حرفه ای، پیشرفت شغلی، کارآفرینی و توسعه کسب و کار با بهره مندی از دانش و تجربه اساتید متخصص و دارا بودن کادری مجرب در کنار فراهم آوردن محیطی پویا با امکانات روز آموزشی، با افتخار در کنار شما خواهد بود. امیدواریم بتوانیم نقش و سهمی موثر در آینده، جایگاه شغلی و اجتماعی شما مردم کشور عزیزمان ایران داشته باشیم و رسالت اجتماعی خود را به نحو احسن ایفا نماییم.

معرفی اندیکاتور(Bollinger Bands) و استراتژی آن

اندیکاتور بولینگر باند برای اولین بار در سال 1980 توسط جان بولینگرارائه شد.این اندیکاتور امروزه یکی از کاربردی ترین و مهمترین اندیکاتور های روند و از قدرتمندترین اندیکاتور های تکنیکالیست ها به شمار می رود.

در این مقاله قصد داریم تا با اندیکاتور بولینگر باندبه صورت حرفه ای آشنا شویم.

بولینگر باند یک اندیکاتور معروف تحلیل تکنیکال است که اطلاعات دقیق و بیشتری در مورد جفت ارز ها یا سهام ها در اختیار معامله گر قرارمی دهد.به طور خلاصه این اندیکاتور برای اندازه گیری نوسان بازار استفاده می شود.این ابزار تحلیل تکنیکال از دو باند بالا و پایین تشکیل شده که با یک خط مرکزی از هم جدا می شود.البته خط مرکزی بولینگر باند همان میانگین متحرک (Moving Average) می باشد.از این اندیکاتور جهت تشخیص روند،درک موقعیت های هیجانی وتایید سیگنال خرید و فروش استفاده می شود.

*ساختار اندیکاتوربولینگر باند

ساختار اندیکاتور بولینگر باند از سه باند بالا و پایین و خط مرکزی تشکیل شده است که دوخط بالا و پایین توسط خط مرکزی از هم جدا می شوند.

-باند بالایی یا UP
باند بالایی که فاصله ی آن توسط عددانحراف تنظیم می شود.این خط در اندیکاتور بولینگر باند بر بالای خط میانی قرار می گیردونشان دهنده ی اشباع در خرید است.

-خط میانی یا ML
در اندیکاتور بولینگر باند این خط نشان دهنده ی میانگین متحرک ساده است.میانگین قیمت در طول بازه ی زمانی است که به دلیل اینکه قیمت در بازه های زمانی مختلف متغیر است از اصطلاح متحرک برای آن استفاده می شود.

-خط پایینی یا LB
خط پایینی که فاصله ی آن توسط عدد انحراف تنظیم می شود.این خط در پایین خط میانی قرار می گیرد و اندیکاتور بولینگر باند (Bollinger Band) نشان دهنده ی فشار فروش سهم می باشد.

*تنظیمات بولینگر باند

در این اندیکاتور باند ها به کانال قیمت هم معروف هستند،که در نوسانات بالای قیمت از هم جداشده و در نوسانات کم ،نزدیک هم می شوند.اساسا کانال ها خودشان را با حرکت قیمت هماهنگ می کنندو نوسانات قیمت را بر می گیرند.
تنظیمات بولینگر باند به شکل ساده این گونه است:
اولین قدم دوره ی خط میانگین متحرک(خط مرکزی)اندیکاتور است که در حالت عادی روی 20 قرار دارد.
دومین قدم خطوط بالا و پایین کانال هاست که با عددانحراف(Numer deviations)تنظیم می شوند.

*کارایی اندیکاتور بولینگر باند

در این اندیکاتور، باندها نشان دهنده ی قیمت های تزدیک اطراف میانگین متحرک (خط وسط)هستند.هرچه عدد دوره ی میانگین متحرک کمتر باشد،اندیکاتور موجوددارای پهنای باند کمی خواهد بود.
در این اندیکاتور بر اساس مبانگین متحرک ،باندها از هم دور یا به هم نزدیک می شوند.پس زمانی که نوسانات و تغییرات قیمت ها بالا باشد پهنای باند های بولینگر نیز افزایش پیدا می کند و فاصله ی باند ها نیز بیشتر خواهد شد.اما با کاهش نوسانات و تغییرات قیمت ،پهنای باند های بولینگر هم کم می شود و باند ها به هم نزدیک می شوند.
لازم به ذکر است بدانید که باندهای بولینگر هدف قیمتی را تعیین می کنند.یعنی اگر حرکت قیمت از سمت باند بالایی به باند پایینی باشد،نشان دهنده ی آن است که می توان هدف بعدی قیمت را در باند پایین پیش بینی کرد و بالعکس.
اگر پهنای باند در این اندیکاتور افزایش غیر عادی داشته باشد،نشان دهنده ی هشداری است که روند قبلی تمام شده است و بالعکس.یعنی اگر باندها به هم نزدیک شوند و پهنای باندبه طور غیر معمول کاهش یابد،نشان دهنده ی هشداری است که یک روند جدید شروع خواهد شد.
در این اندیکاتور اگر کندلی بالای خط میانگین متحرک(خط وسط) قرار بگیرد و یا کندلی از باند بالایی خارج شود،برای روند جدید و پیش رو سیگنال خرید صادر خواهد شد.این روند بالعکس هم به کار می رود.یعنی اگر پهنای باند کندل کاهش پیدا کندو در پایین باند میانگین متحرک قرار بگیرد و یا کندلی از باند پایینی خارج شود،روند نزولی آغاز می شود و سیگنال فروش صادر می گردد.

*اندیکاتوربولینگر باند در فارکس و باینری آپشن

اندیکاتور بولینگر باند در بازار باینری آپشن ،برای تحلیل نوسان نمودار استفاده می شود.معامله گران از این اندیکاتور به عنوان قسمتی از سیستم معاملاتی شان استفاده می کنند.به این منظور که فرصت های معامله ی بهتری را فراهم کنند.از این اندیکاتور بیشتر استفاده می شود.قیمت ها همیشه می خواهند در بین کانال بمانند.ولی گاهی نمودار از خط بالایی یا پایینی باندها بیرون می زندو این نشانه ی بازگشت قیمت است.اگر خط بالایی نیز با قیمت برخورد کندو قسمتی از آن از کندل بیرون بزند ،زمان ترید فروش خواهد بود.چون همواره قیمت علاقه ی زیادی به بازگشت به موقعیت قبلی خود در کانال رادارد،پس زمانی که قیمت از مرز پایینی بیرون میزند زمان معامله ی خرید است.(معمولا 95 درصد مواقع قیمت در بین کانال ها باقی می ماند و 5 درصد هم از خط بیرون خواهد زد).

برای معامله ی آپشن وقتی حداقل دو کندل بیرون از خط بالایی یا پایینی باز شده باشد،بهترین زمان باز کردن ترید است و به این امید که قیمت به خط مرکزی باز گردد.
اگر معامله با سود ممکن به پایان رسید و قیمت به روند خودش به داخل ادامه داد،می توانید مجددا چند معامله با زمان های کوتاه باز کنید تا حداکثر استفاده ممکن از این روند و حرکت را ببرید.

معامله گران در نظر داشته باشند که از این اندیکاتور در سیگنال های خرید و فروش استفاده نکنند.بلکه به عنوان ابزاری استفاده شود که تایید انجام معامله و مکمل بقیه ی اندیکاتور ها را در بر بگیرد.به طور مثال می توان گفت اگر RSIاشباع شده در خرید را نشان داد وباندهای اندیکاتور بولینگر به هم نزدیک بودند زمان مناسبی برای کسب درآمد می باشد.

*بولینگر باند و سطوح حمایتی و مقاومتی

این روش بیشتر در زمان های خاصی مثلادر روزهای سه شنبه و پنج شنبه بین تایم بازار آسیا ودر سایر بروکر های باینری آپشن یعنی EURUSD مورد استفاده قرار می گیرد.به این دلیل که در این تایم روزانه نواسانات کمتر و همچنین استرس زیاد وجود ندارد.مدت زمان هر معامله یک کندل است چون تایم فریم مناسب برای مشاهده ی نمودار یک دقیقه و اکسپایر تایم هر معامله نیز همان مدت زمان یک دقیقه است.

*استراتژی بولینگر باند چیست؟

معامله گر باید شرایط ورود به معامله CALLهنگامی که قیمت پایین می آید و به مرز و نقطه ی پایینی باند بولینگر می رسد ،کندلی که نزولی است و بخشی از آن از باند بولینگر خارج می شود را در نظر بگیرد.در صورتی که کندل بر روی یک نقطه با سطح حمایتی مهم تشکیل شد ،بلافاصله بااتمام این کندل و شروع کندل بعدی وارد معامله شوید.باید در نظر داشت که زمان اکسپایر تایم همان یک دقیقه می باشد.یعنی با تمام شدن کندل اتفاق افتاده معامله CALLمعامله گر نیز پایان می یابد.

معامله گر باید شرایط برای ورود به معامله PUTزمانیکه قیمت بالا رفته است و به مرز بالایی باند بولینگر می رسد،کندلی که صعودی است و قسمتی از آن از بولینگر باند خارج می شود را در نظر بگیرد.زمانیکه این کندل بر روی سطح مقاومتی مهمی تشکیل شده باشد،با به پایان رسیدن این کندل و شروع کندل بعدی وارد معامله شوید.باید مثل قبل اکسپایرتایم را همان یک دقیقه در نظر گرفت.یعنی با به پایان رسیدن کندل رخ داده معامله PUTمعامله گر نیز به پایان رسیده است.
لازم به ذکر است که تایم فریم نمودار یک دقیقه ایست و مدت هر معامله به مدت تشکیل یک کندل بعنی همان زمان یک دقیقه می باشد.
مناسبترین جفت ارز برای این سیستم معامله گری همان یورو به دلار یا EURUSDاست.معامله گر باید قبل از شروع معامله سطوح حمایتی مقاومتی را با خطوط افقی ترسیم کندتا با ایجاد یک شرایط مناسب به موقع اقدام کند و وارد معامله شود.حتما باید روز و تایم معامله نیز در این استراتژی رعایت شود.

*استراتژی باینری آپشن با اندیکاتور بولینگر باند

دراین مطلب استراتژی معامله گری دیگری با دقت بر موقعیت کندل های شمعی ژاپنی و بولینگر باند معرفی می شود که در آن پیشنهاد می شود که روی جفت ارز EURUSDمعامله شده و مدت زمان هر معامله هم 5 دقیقه باشد.

اولین روش:
درصورتی که کندل صعودی در محدوده ی مرز بالایی بولینگر باند تشکیل شود به مقداری که دوسوم آن در بیرون از باند شکل گرفته باشد،برروی کندل بعدی آن یک معامله PUTباز شود.در صورتی که کندل نزولی در محدوده ی مرز پایینی بولینگر باند تشکیل شود و مقدار دوسوم آن در بیرون از باند شکل بگیردبر روی کندل بعدی آن یک نعامله CALLباز شود.با این دقت که تایم فریم نمودارها و اکسپایر تایم هر معامله 5 دقیقه باشد.

دومین روش:
اگر کندلی صعودی در محدوده ی مرز بالایی بولینگر باند تشکیل شودو کل آن از باند بیرون باشد،برروی کندل بعدی آن یک نعامله ی PUTباز شود.اگر کندلی نزولی در محدوده ی مرز پایینی بولینگر باند تشکیل شدو در صورتی که کل آن از باند بیرون باشد ،بر روی کندل بعدی یک معامله CALLباز شود.در این حالت که کل بدنه ی کندل در بیرون از باند قرار دارد معامله صحیح می باشد.

*نکته:شرط موفقیت در یک ترید

در بعضی مواقع که کمتر از دوسوم بدنه کندل از مرز خارج نشده اشت و به اندازه ی نصف بدنه بیرون از مرز است ،معامله گر باید در نظر داشته باشد که در این حالت سیگنال برای ورود در نظر گرفته نشودو بهتر است منتظر یک سیگنال معتبرماند.

در مواقعی که کندل علاوه بر داشتن شرط خارج شدن حداقل دوسوم بدنه ی کندل از باند عبور کرده است و شکل کندل نیز دوجی با پین بار است و سایه ی بلند آن نیز از بولینگر باند خارج شده است،این کندل یک سیگنال بسیار قوی و معتبری برای ورود در کندل بعدی خوهاد بود.

معامله گر همیشه باید این نکته را در نظر داشته باشد که در طول یک روز زیاد معامله نکند و فقط با انجام چند معامله روز خودش را به پایان برساند.چون در این استراتژی کنترل هیجان و احساسات بسیار مهم خواهد بود.معامله گر باید سود خود را هر روز برداشته تا به او انگیزه معامله گری رابدهد و از قوانین مدیریت سرمایه تبعیت کند.

*برخی از استراتژی مورد استفاده در اندیواتور بولینگر باند به شرح زیر است:
-استفاده از اندیکاتور بولینگر باند برای باینری آپشن
-سیستم معامله ی باینری آپشن از ترکیب باند بولینگر و اسیلاتور CCI
-ترید 4ساعته در بابنری آپشن بااندیکاتور بولینگر باند
-استراتژی باینری آپشنADXوباندهای بولینگر
-استراتژی 60 دقیقه ای باباند بولینگر و مومنتوم برای باینری آپشن
-استفاده از اندیکاتوربولینگر باند برای باینری آپشن
-استراتری فارکس جهش از باندهای بولینگر4.8/5


منابع و ماخذ
برگرفته از کتاب باند بازی در بازار با بولینگر نویسنده دکتر علی محمدی و فارکس

نوارهای بولینگر

نوارهای بولینگر

طبق آموزش تحلیل تکنیکال، نوارهای بولینگر از جمله اندیکاتورهای تکنیکالی هستند که ضریب اطمینان بالایی داشته و از اهمیت بسیاری نیز برخوردار است. نوارهای بولینگر مشابه با پوشش های میانگین متحرک می باشند. کاری که این نوارها انجام می دهند، نمایش دادن دامنه ی انتظارات افراد معامله کننده است و اگر قیمت ها از این نوارها عبور کرده و خارج گردند، تمایل به بازگشت مجدد به درون این نوارها در آنها وجود دارد.

طبق آموزش تحلیل تکنیکال، تفاوتی که بین نوارهای بولینگر و پوشش های میانگین متحرک وجود دارد این است که، پوشش ها طبق درصدی ثابت، در قسمت بالایی و پایینی میانگین متحرک رسم می شوند اما در مورد نوارهای بولینگر، از انحراف استاندارد برای ترسیم آنها در قسمت بالایی و پایینی میانگین متحرک استفاده می شود.

همانطور که از مباحث قبلی آموزش تحلیل تکنیکال به یاد دارید همیشه شاهد نوسان قیمت ها مابین دو محدوده ی خرید و فروش افراطیهستیم. نقطه های بالایی و پایینی چون در طی زمانی کوتاه تشکیل می شوند قادر نخواهیم بود در این نقاط معامله کنیم. اما درنزدیک ترین نقاط نسبت به قله یا قعر قیمت، محدوده هایی وجود دارند. محدوده ی مذکور خارج از نوارهای بولینگر تشکیل می شود.

بر اساس آموزش تحلیل تکنیکال، از نوارهای بولینگر به منظور اندازه گیری فراریت بازار استفاده می شود. بر این اساس می توانیم بفهمیم که چه زمانی بازار حرکت دارد و چه زمانی هم بی حرکت است. طبق آموزش تحلیل تکنیکال، وقتی نوارهای بولینگر به یکدیگر نزدیک می شوند متوجه می شویم که بازار بی تحرک است و زمانی هم که نوارها از یکدیگر فاصله می گیرند به معنای وجود حرکت در بازاراست. طبق شکل زیر، نوارها زمانی به هم نزدیک می شوند که قیمت ها تحرکی نداشته باشند و زمانی هم نوارها از یکدیگر دور خواهند شد که قیمت ها بالا روند.

آموزش تحلیل تکنیکال، بررسی شرکت داروسازی داملران رازک به کمک نوارهای بولینگر

آموزش تحلیل تکنیکال، نحوه ی محاسبه ی نوارهای بولینگر

تعداد نوارهای بولینگر سه عدد است و طبق موارد بیان شده، میانگین متحرک n دوره ای سهم همان خط وسط است. به عبارتی:

باند بالایی را می توانیم همان باند پایینی در نظر بگیریم که معادل انحراف معیار یا مضربی از آن به بالا انتقال یافته است. به عبارتی دیگر:

طبق آموزش تحلیل تکنیکال، در فرمول بالا، D همان ضریبی است که در انحراف معیار ضرب می شود (قبل از اینکه با باند وسط جمع بسته شود). این ضریب ممکن است 1 یا 2 باشد.

مبتنی بر آموزش تحلیل تکنیکال در مورد نوار پایینی بولینگر نیز فرمول مشابهی وجود دارد یا به عبارت دیگر وقتی D در انحراف معیار ضرب شد، به اندازه ی مقدار حاصل شده، باند وسطی را به پایین انتقال می دهیم.

طبق نظر آقای بولینگر که در آموزش تحلیل تکنیکالبه آن اشاره می کنیم میانگین متحرک 20 روزه، نوع پیشنهادی ایشان است یا به بیان دیگر برای اینکه میانگین متحرک را رسم کنیم، عدد 20 را تعداد بازه ی مناسب در نظر می گیرندو نوع میانگین متحرکی که توسط ایشان پیشنهاد گردیده نیز از نوع ساده است. ضریب پیشنهادی توسط آقای بولینگر، 2 است (D=2). از دیگر مواردی که آقای بولینگر به آن دست یافته این است که نمی توان انتظار کارکرد خوبی از میانگین متحرک 10 روزه به منظور رسم باندها یا نوارهای بولینگر داشت.

وقتی قیمت ها از نوارهای بولینگر خارج می شود، طبق آموزش تحلیل تکنیکال متوجه می شویم که انتظارات افراد معامله کننده از جریان اطلاعات خارج شده که اصطلاحا می گوییم یک کلاغ چهل کلاغ رخ داده است. حرکات تند قیمتی رخ داده همیشه با دوره ی تصحیح همراه می باشند.

دوره ی تصحیح یاد شده طبق آموزش تحلیل تکنیکال همان دوره ای است که بازار به طور مجدد به اطلاعات شرکت مراجعه نموده و آنها را مورد بازبینی قرار می دهد. در چنین وضعیتی، شاهد به هم نزدیک شدن دهانه ی نوارهای بولینگرهستیم و در صورتی که نسبت به جریان مثبت اطلاعات آینده امید داشته باشند، با تلاش مجدد افراد خریدار، شاهد ادامه ی روند صعودی خواهیم بود. این مسیر تا زمانی که قیمت ها مجددا از نوار بولینگر خارج شوند ادامه پیدا خواهد کرد.

آموزش تحلیل تکنیکال، بررسی کاربرد نوارهای بولینگر

در این قسمت از آموزش تحلیل تکنیکال، به صورت موردی کاربردهای نوار بولینگر را شرح می دهیم:

  • در فاصله ی بین دو باند، اکثر نوسانات قیمت (95%) رخ خواهد داد.
  • در شرایطی که بازار نوسان زیادی دارد، فاصله ی نوارها بیشتر می گردد.
  • از میانگین متحرک 10 روزه برای کوتاه مدت و از 20 روزه برای میان مدت استفاده می گردد.
  • طبق آموزش تحلیل تکنیکال، علامت پایان روند حاکم، زیاد شدن فاصله ی بین دو نوار است و علامت شروع روند جدید، کم شدن فاصله ی بین این دو نوار است.
  • در صورتی که قیمت به سمت نوار بالایی / پایینی حرکت کرده و باند وسطی را قطع نماید، یعنی هدف قیمت، نوار پایینی / بالایی است.

بررسی میانگین جهت یاب در آموزش تحلیل تکنیکال

طبق تعریف موجود در آموزش تحلیل تکنیکال، میانگین جهت یاب (Average Directional Movement Index) به اندیکاتوری گفته می شود که از آن برای تشخیص دادن قدرت بازار استفاده می گردد. ADX یا اندیکاتور جهت یاب، به صورت عددی بین صفر تا 100 بیان می شود که هر چه به صد نزدیک تر باشد، حاکی از قدرت بیشتر سهم برای تداوم روند فعلی (صعودی یا نزولی) است.

بر اساس آموزش تحلیل تکنیکال، در کنار ADX دو شاخص دیگر نیز که به صورت نقطه چین هستند، یکی از آنها +DI و دیگری -DI است. اندیکاتورهای مذکورقدرت روند را مورد سنجش قرار می دهند و وظیفه ی دسته بندی روندها را به صورت صعودی و نزولی بر عهده ندارند.

همانطور که بیان شد شاخص ADX عددی بین 0 تا 100 است و تقسیم بندی آن به شکل 0، 20، 40، 60 و 100 می باشد. مقادیری که کمتر از 20 هستند به معنای روندهای ضعیف و مقادیری که بالاتر از 40 هستند به معنای روندهای قوی (صعودی و نزولی) می باشند. وقتی مقدار ADX از 40 کمتر می شود (حرکت به سمت پایین)، یعنی قدرت روند از دست رفته و احتمال اینکه در روند قیمت تغییر رخ دهد، وجود دارد.

  • بر اساس آآموزش تحلیل تکنیکال، هر موقع شاخص ADX حرکتی به سمت بالا داشته باشد به معنای افزایش قدرت بازار است (شروع یا تقویت شدن روند موجود)
  • بر اساس آموزش تحلیل تکنیکال، هرگاه شاهد حرکت رو به پایین شاخص ADX باشیم به معنای ضعیف شدن روند جاری و یا ورود آن به نواحی خنثی هستیم.

طبق پیشنهاد ولس ویلدر که چنین شاخصی را ایجاد کرده، زمانی امکان رشد قیمت سهم وجود دارد که +DI از -DI بیشتر شود و برعکس زمانی امکان اندیکاتور بولینگر باند (Bollinger Band) کاهش قیمت سهم وجود دارد که +DI از -DI کمتر شود.

آموزش تحلیل تکنیکال، وضعیت شاخص ADX در رابطه با سرمایه گذاری ساختمان ایران

بولینگر بندز یا باندهای بولینگر (Bollinger Band) در تحلیل تکنیکال چیست ؟

بولینگر بندز

بولینگر بندز یا باند بولینگر (به انگلیسی Bollinger Band) یک ابزار تحلیل تکنیکال است که از ترسیم مجموعه خطوط زیر تشکیل می‌شود:

  • دو انحراف معیار (standard deviation) (مثبت و منفی)
  • یک میانگین متحرک ساده (SMA)

کاربر می‌تواند مقادیر این موارد را به دلخواه تنظیم کند.

معامله گر تکنیکال معروف، جان بولینگر (John Bollinger)، باند بولینگر را ابداع و به نام خود ثبت کرد.

در نمودار زیر، باندهای بولینگر، میانگین متحرک ساده ۲۰ روزه را به وسیله باندهایی در بالا و پایین به همراه حرکات روزانه قیمت سهام احاطه کرده اند. از آنجا که انحراف معیار برای سنجش نوسانات بازار بکار می رود، هنگامی که بازار دچار نوسان زیاد می شود، باندها پهن تر شده و در بازه هایی که نوسان کمتری دارند باندها تراکم بیشتری دارند.

در واقع، این ابزار کوچک به ما می گوید که آیا بازار آرام است یا اینکه آیا بازار نوسانی است؟ هنگامی که بازار آرام است، باند ها به یکدیگر نزدیک شده و زمانی که بازار پر نوسان است، باندها از هم دور می شوند. توجه داشته باشید که در نمودار زیر، زمانی که قیمت آرام باشد، باند ها به هم نزدیک می شوند.

وقتی قیمت به سمت بالا حرکت می کند، باندها از هم جدا می شوند(پراکنده می شوند). این همه آن چیزی است که وجود دارد. بله، ما می توانیم ادامه دهیم و با رفتن به تاریخ Band Bollinger، نحوه محاسبه، فرمول های ریاضی پشت آن و غیره حوصله تان را سر ببریم، اما صادقانه بگویم، شما نیازی به دانستن هیچکدام از این اطلاعات را ندارید.

ما فکر می کنیم مهم ترین اصل این است که ما به شما برخی از راه هایی را بیاموزیم که می توانید باند های بولینگر را به معاملات خود اعمال کنید.

بازگشت به بولینگر

یکی از چیزهایی که باید درباره باندهای بولینگر بدانید، این است که قیمت تمایل دارد به وسط باندها بازگردد. این کل ایده پشت Bollinger Bounce است. با نگاه کردن به جدول زیر، می توانید به ما بگویید که قیمت بعدی ممکن به چه سمتی برود؟

اگر شما گفتیدبه سمت پایین ، جوابتان درست است! همانطور که می بینید، قیمت به سمت وسط منطقه گروه ها بر می گردد.

چیزی که شما فقط دیدید کارکرد Bollinger Bounce بود. به همین دلیل است که این پرش ها رخ می دهد. دلیل این بازگشت ها این است که باند های Bollinger مانند سطح حمایت و مقاومت عمل می کنند. هر چه مدت زمانی که در آن قرار دارید طولانی تر می شود، این باند ها قوی تر می شوند.

بسیاری اندیکاتور بولینگر باند (Bollinger Band) اندیکاتور بولینگر باند (Bollinger Band) از معامله گران سیستم هایی را توسعه می دهند که در این بازگشت ها رشد می کنند و این استراتژی بهترین استفاده را در زمانی که بازار نوسانی است و هیچ روند مشخصی وجود ندارد، دارند. حالا بگذارید نگاهی به یک راه برای استفاده از Bollinger Bands زمانی که بازار دارای روند است بیاندازیم.

نکات کلیدی:

  • باندهای بولینگر از سه خط تشکیل شده‌اند: یک میانگین متحرک ساده یا میدلاین (باند وسط)، یک باند بالا، و یک باند پایین.
  • باندهای بالا و پایین معمولا دو انحراف معیار مثبت و منفی از یک میانگین متحرک ساده ۲۰ روزه هستند اما می توان آنها را تغییر داد.

نحوه محاسبه بولینگر بندز

اولین قدم در محاسبه باندهای بولینگر، محاسبه میانگین متحرک ساده ورقه بهادار مورد بحث (اغلب با استفاده از میانگین متحرک ساده ۲۰ روزه) است.

یک میانگین متحرک ۲۰ روزه می‌تواند میانگین قیمت های بسته شدن برای ۲۰ روز اول را به عنوان اولین نقاط داده محاسبه کند.

نقطه داده بعدی باعث حذف قیمت قبلی می شود و قیمت روز ۲۱ را اضافه کرده و میانگین گیری می کند و الی آخر.
در مرحله بعد، انحراف معیار قیمت ورقه بهادار محاسبه می شود. انحراف معیار محاسبه ریاضی واریانس میانگین است و در علم آمار، اقتصاد، حسابداری و امور مالی کاربرد ویژه ای دارد.

برای مجموعه داده ای فرضی، انحراف معیار محاسبه می کند که چگونه اعداد توزیع شده از یک مقدار میانگین هستند. انحراف معیار را می توانید با استفاده از ریشه توان دوم واریانس که خود میانگین تفاوت‌های مجذور میانگین است محاسبه کنید. سپس، آن مقدار انحراف معیار را ضرب در دو کنید و مقدار حاصل را از هر نقطه در طول میانگین متحرک ساده هم تفریق و هم جمع کنید. مقادیر به دست آمده باندهای بالایی و پایینی را به وجود می آورند.

فرمول بولینگر بندز :

که در آن:
باند بالایی بولینگر : BOLU
باند پایینی بولینگر : BOLD
میانگین متحرک : MA
۳ ÷ (قیمت بسته شدن + قیمت پایین + قیمت بالا) : قیمت معمول (به انگلیسی Typical Price)
تعداد روزها در دوره هموارسازی (smoothing period) (معمولا ۲۰) : n
تعداد انحراف معیار (معمولا ۲) : m
انحراف معیار در طول n دوره گذشته از قیمت معمول : σ[TP, n]

فشار (squeeze)

فشار، مفهوم اصلی باندهای بولینگر است.

فشار به نزدیک شدن این باندها به یکدیگر و منقبض شدن میانگین متحرک گفته می شود. فشار، حاکی از دوره ای از معاملات با نوسان کم است که معامله گران آن را نشانه ای بالقوه از آینده ای با نوسان بالا می دانند که فرصت هایی برای معاملات فراهم می کند.

از دیگر سو، هر چه باندها از هم دورتر شوند، احتمالا از شدت نوسانات کم شده و احتمال خروج معامله گر از معامله بیشتر می شود. با این حال، این شرایط سیگنال های معاملاتی نیستند. این باندها مشخص نمی کنند اندیکاتور بولینگر باند (Bollinger Band) که زمان این تغییرات چه وقت فرا می رسد و قیمت ممکن است به چه سمتی حرکت کند.

با نگاهی به نمودار بالا می توانید ببینید که باندها به هم فشرده می شوند. قیمت شروع به شکستن باند بالا می کند. بر اساس این اطلاعات، شما فکر می کنید که قیمت کجا خواهد رفت؟ اگر شما گفتید به سمت بالا، دوباره درست جواب دادید!

به این طریق می توان از این شرایط در معاملات استفاده کرد. این استراتژی برای شما طراحی شده است تا هر چه زودتر حرکت های موجود در بازار را بگیرید.

تنظیمات مثل این هر روز رخ نمی دهد، اما شما احتمالا اگر به یک نمودار ۱۵ دقیقه نگاه کنید، آنها را چند بار در هفته می بینید. بسیاری از چیزهای دیگر که می توانید با Bollinger Bands انجام دهید وجود دارد.

اما این دو راهبرد رایجترین کاربردها در رابطه با آن ها هستند. وقت آن است که قبل از حرکت به سمت شاخص بعدی این را در جعبه ابزار معاملاتی خود قرار دهیم.

شکست ها (breakouts)

تقریبا ۹۰ درصد عملکرد قیمت (price action) بین دو باند صورت می پذیرد. هر شکستی بالا یا پایین باندها یک اتفاق مهم تلقی می شود. شکست، یک سیگنال معاملاتی نیست.

اشتباه اکثر افراد این است که می‌پندارند شکست و عبور قیمت از یکی از باندها سیگنالی برای خرید یا فروش است. شکست ها هیچ نشانه ای دال بر مسیر یا اندازه حرکت قیمت در آینده نیستند.

محدودیت های بولینگر بندز

باندهای بولینگر یک سیستم معاملاتی مستقل نیستند.

آنها فقط اندیکاتوری را شکل می دهند که طراحی شده تا به معامله گران اطلاعاتی در مورد نوسانات قیمت ارائه کند. پیشنهاد جان بولینگر استفاده از این ابزار به همراه دو یا سه اندیکاتور غیروابسته است که سیگنال های مستقیم تری از بازار ارائه می کنند.

به عقیده بولینگر، در تحلیل بازار باید از اندیکاتورهای متفاوت براساس انواع مختلف داده استفاده شود. برخی از تکنیک های تکنیکال مورد علاقه او، استفاده از اندیکاتور MACD، اندیکاتور on-balance volume، و شاخص قدرت نسبی (RSI) هستند.

از آنجا که باندهای بولینگر از یک میانگین متحرک ساده محاسبه می شوند، به داده های قدیمی تر قیمت وزنی مشابه داده های جدیدتر می دهند، به این معنا که اطلاعات جدید ممکن است به خاطر داده های قدیمی تر اهمیت خود را از دست بدهند.

علاوه بر این، استفاده از میانگین متحرک ساده ۲۰ روزه و دو انحراف معیار تا حدی اختیاری است و ممکن است در هر موقعیتی و برای همه نتیجه مطلوب نداشته باشد. معامله گران باید بر این اساس فرضیات خود را در مورد میانگین متحرک ساده و انحراف معیار تطبیق دهند و بر آنها نظارت داشته باشند.

پس بطور خلاصه، باندهای بولینگر طراحی شده اند تا به تریدرها در کشف فرصت های معاملاتی که احتمال موفقیت در آنها بیشتر است کمک کنند.

استراتژی معاملاتی باندهای بولینگر

داده می شود و سپس چند استراتژی مفید بر اساس این اندیکاتور معرفی می شود.

آنالیز باندهای بولینگر :

بهترین توصیف برای باندهای بولینگر ، اندیکاتوری جهت نمایش فراریت در نمودار است.این اندیکاتور دارای دو محدوده

بالایی و پایینی است که هنگام فراریت عکس‌العمل نشان می‌دهند. این دو محدوده در منتهی قیمت واقع شده‌اند.

هنگامی که فراریت ابزاز معاملاتی زیاد می شود فاصله میان دو محدوده افزایش خواهد یافت. و هنگامیکه فراریت

در آن ابزار معاملاتی کاهش می‌یابد آنها به هم نزدیک خواهند شد.این اندیکاتور از میانگین متحرک ساده با دوره زمانی ۲۰

استفاده می کند و نقاط ورود و خروج را برای معامله ارائه می‌کند.

محاسبه باندهای بولینگر:

همانطور که توضیح داده شد باندهای بولینگر از سه خط، بالایی ، پایینی و میانی شکل گرفته است. خط میانی

میانگین متحرک ساده ۲۰ روزه می باشد. آن از جمع قیمت های بسته شدن در ۲۰ روز آخر و تقسیم نتیجه بر ۲۰

بدست می آید. خط بالایی نیز از میانگین متحرک ساده با پریود ۲۰ روزه با پارامتر انحراف استاندارد، شکل گرفته

است . خط پایین نیز به همین صورت از میانگین متحرک ساده با پریود ۲۰ روزه و انحراف استاندارد شکل یافته

است. انحراف استاندارد پیش‌فرض ۲ است. این تنظیمات پایه باندهای بولینگر به صورت Bolinger(20,2)

نمایش داده می شود.

چطور باندهای بولینگر را استفاده کنیم:

اگرچه اولین کاربرد باندهای بولینگر برای شناسایی فراریت است، استفاده از آن برای شناسایی حمایت و مقاومت

نیز کاربرد زیادی دارد. این اندیکاتور دارای سه خط است که علاوه بر وظایف تعریف شده هر کدام نقش

حمایت/ مقاومت را نیز بازی می کنند. هرچند باندهای بالا و پایین این نقش را بهتر بازی می‌کنند.

سیگنال های مختلفی توسط باندهای بولینگر ایجاد می‌شود. این سیگنال ها در پاسخ های به شرایط مختلف قیمت

در نمودار ایجاد می شود. اجازه دهید هر کدام از این سیگنال ها را بررسی کرده و درباره پتانسیل آنها صحبت کنیم.

محدوده باندها:

هنگامی که باندهای بولینگر به هم نزدیک می‌شوند، معامله‌گر متوجه می‌شود که فراریت در بازار کم شده است.

در این شرایط حجم معاملات نیز کاهش یافته و جفت ارز به حالت ثبات و رنج می رود و بنابراین روندی در آن دیده

نمی‌شود. این حالت را فشرده شدن باندهای بولینگر می نامند، زیرا باند‌ها فشرده و به هم نزدیک می شوند. اغلب

در این حالت که قیمت در محدوده رنج است از معامله اجتناب می شود زیرا فرصت‌های سود ده نسبت به حالت

روند دار بسیار کم است. در شکل زیر یک وضعیت محدود شدن را در باندهای بولینگر مشاهده می‌کنید.

باندهای بولینگر

یک مفهوم مهم که باید درج شود این است که در بازار فارکس معمولاً از پریودهای با فراریت پایین به پریودهای

با فراریت بالا حرکت می کند و برعکس.

هما نطور که دیده می‌شود قیمت بعد از محدود شدن به سمت مسیر نزولی می‌رود و روند بازار نزولی را شکل

شکسته شدن محدوده فشرده در باندهای بولینگر ایده خوبی را برای ورود به بازار هنگامی که قیمت به آن سوی

باند‌ها می‌رود می دهد. در حقیقت این شرایط این ایده را فراهم می‌کند که محدوده رنج در بازار خاتمه یافته و

احتمالاً قیمت وارد فاز جدیدی در روند شده است.

قیمت باند پایین را لمس نموده است:

سیگنال استاندارد باندهای بولینگر به این صورت است، قیمت پایین است/ اشباع فروش از دیدگاه فراریت داریم .

از این رو فرصت خرید با توجه به پرش صعودی خواهیم داشت. در حقیقت یک سطح حمایتی مخفی با توجه به

فراریت زیاد متصور هستیم. هرچند اگر قیمت نزول کرده و به پایین باند برود فاصله بین دو باند باز افزایش یافته

و باید در مورد ورود به معامله خرید دقت کرد. هنگامی که فاصله دو باند افزایش می‌یابد و مومنتوم قیمت به

زیر باند پایینی می‌رود ، نشانی از ادامه روند نزولی است.

قیمت باند بالایی را لمس کرده است:

همین سناریو بالا در جهت مخالف نیز وجود دارد. ما به باند بالایی به عنوان یک سطح مقاومتی مخفی هنگامی

که فراریت حداکثر خود را می یابد نگاه می کنیم. هر چند اگر باند ها باز شوند و قیمت شروع به بستن کندل ها

یکی بعد از دیگری در بالای باند بالایی کند ما همچنان انتظار روند صعودی را خواهیم داشت.

شکست میانگین متحرک باندهای بولینگر:

شکست در میانگین متحرک باندهای بولینگر اصولا سیگنال تاییدی است که اگر قیمت با باندها برخورد داشته

باشد صادر می‌شود. اگر قیمت با باند بالایی برخورد دا شته باشد و میانگین متحرک ساده با پریود ۲۰ را در جهت

نزول بشکند سیگنال قوی فروش داده می‌شود.و اگر قیمت از برخورد باند پایینی بازگردد و میانگین متحرک با

پریود ۲۰ را به سمت بالا قطع کند سیگنال قوی خرید صادر می‌شود.

از طرف دیگر شکست میانگین متحرک ساده با پریود ۲۰ می‌تواند به عنوان سیگنال خروج هنگامی که معامله ای

را بر اساس باندهای بولینگر انجام داده‌اید باشد.

باندهای بولینگر

نمودار باند بولینگر بالا آنچه را در مورد سیگنال‌ها توضیح داده‌ایم خلاصه می‌کند. دایره های آبی اشاره به

شکست های اصلی میانگین متحرک ۲۰ روزه ساده دارند. فلش سیاه اشاره به فشرده شدن باندهای بولینگر دارد.

فلش قرمز نشان دهنده روند قیمتی است در حالی که باند پایین بولینگر را می شکند و فلش سبز نشان دهنده

روند صعودی به سمت باند بالای بولینگر است.

معامله در باندها:

حال که با ساختار و سیگنال های باندهای بولینگر آشنا شدیم زمان آن است که کمی تمرکز خود را بر روی

استراتژی های معاملاتی که از باندهای بولینگر استفاده می‌کنند متمرکز کنیم.

باندهای بولینگر با الگوهای کندل استیک:

یکی از روش‌های معاملاتی مطمئن استفاده از ترکیب باندهای بولینگر بهمراه الگوهای کندل استیک است.

می توانید با لمس قیمت توسط باند پایین و با ظاهر شدن الگوی کندل استیک بازگشتی اقدام به خرید کنید.

و در طرف عکس با لمس قیمت توسط باند بالایی بولینگر و با ظاهر شدن کندل بازگشتی اقدام به فروش کنیم ,

معامله را ببندیم.

برای انجام این تنظیم باید حد ضرر را در طرف دیگر الگوی کندل استیک بازگشتی قرار دهیم. من ترجیح می دهم

نیمی از معامله خود را هنگامی که قیمت به میانگین متحرک باندهای بولینگر می‌رسد ببندم. دلیل آن این است

که الگوهای کندل استیک اغلب نشان از بازگشت های بزرگ نیستند ولی عموماً بازگشت های کوچک و خوبی را

پیش‌بینی می‌کنند. ما می‌توانیم برای قسمت باقیمانده از معامله همچنان صبر کنیم و از مزایای حرکت بعدی

بهره بگیریم. اگر در این حالت قیمت در جهت روند پیش فرض ما ادامه داد ، از شکست میانگین متحرک باندهای

بولینگر به عنوان سیگنال خروجی استفاده می‌کنیم. هر چند اگر شما سیگنال بازگشتی دیگری را زودتر دریافت

کردید بهتر است معامله را در همانجا ببندید و منتظر شکست میانگین متحرک ساده نباشید.

اجازه دهید نحوه عملکرد این استراتژی را نمایش دهیم

باندهای بولینگر

نمودار بالا مربوط به EURUSD از ۱ تا ۱۶ آپریل ۲۰۱۴ است. این نمودار نشان دهنده یک معامله خرید است که

با یک الگوی کندل استیک بازگشتی آغاز می‌شود. فلش سیاه روی نمودار نشان دهنده فشرده شدن باندهای

بولینگر است. به عبارتی باندهای اندیکاتور به یکدیگر نزدیک می شوند، سپس قیمت شروع به ریزش می کند

و در طول ریزش باند ها به شدت باز می شوند. به زودی کف الگوی کندل استیک بازگشتی Tweezer را مشاهده

می‌کنیم ، که در تصویر با دایره سبز نشان داده شده است. این سیگنال قوی خرید در باند پایینی است و فرصت

خرید در EURUSD را می دهد. همانطور که در نمودار دیده می شود حد ضرر را در زیر پایین ترین نقطه از این

الگو قرار می دهیم.

در ادامه قیمت شروع به افزایش می کند، حدود ۶ کندل بعد EURUSD میانگین متحرک ۲۰ روزه باند بولینگر

را شکسته است. این زمانی است که باید ۵۰ درصد از معامله را ببندیم. رشد قیمت ادامه می‌یابد ، در ادامه چند

الگوی بازگشتی کندل استیک را مشاهده می‌کنیم. هرچند آنها تایید نمی شوند و از آنها به عنوان نقطه خروج

چشم پوشی می کنیم. در انتهای افزایش قیمت یک الگوی دوجی دیده می شود که با دو کندل نزولی بزرگتر

تایید می شود. نقطه بسته شدن کندل نزولی دوم را می‌توان به عنوان اولین نقطه خروج (Full Close 1)

در نظر گرفت.اگر این سیگنال را برای خروج کافی نمی بینید می توانید صبر کنیم حدود ۳ کندل بعد قیمت

میانگین متحرک ۲۰ روزه را لمس می‌کند و معامله بسته می‌شود. بنده الگوی دوجی به همراه دو کندل نزولی

را به عنوان نقطه خروج ترجیح می دهم. حتی اگر شما این سیگنال را قانع‌کننده نمی بینید دقت کنید آن

۸ ساعت قبل از بسته شدن هفتگی بازار ظاهر شده از این رو بهتر است این معامله را ببندید. این کار شما را

از ریسک های آخر هفته و گپ های بازشدن روز دوشنبه حفظ می کند. اگر صبر کرده باشید شما قربانی 30 پیپ

شکست باندهای بولینگر:

در این استراتژی معاملاتی به دنبال وضعیت هایی هستیم که قیمت به طرف دیگر باندهای بولینگر حرکت کند

همزمان اگر باندهای بولینگر گسترش یابند هشداری به فراریت زیاد است . به علاوه به اندیکاتور حجم نیز نگاه

می کنیم تا اگر حجم افزایش یافت یاهم جهت با روند در حال افزایش است معامله انجام دهیم.

اگر همه این شرایط فراهم شد هم جهت با شکست وارد معامله می شویم. این روش به شما کمک می کند تا

از حرکات سریع قیمت به سبب حجم های بالای معامله یا فراریت بالا بهره ببرید تا زمانی که قیمت مجدد بازنگشته

و خط میانگین متحرک 20 روزه شکسته نشده باشد در این معامله باقی می مانیم .

اجازه دهید با یک مثال نحوه عملکرد این استراتژی را نشان دهیم.

باندهای بولینگر

در شکل بالا نمودار USDJPY 4 ساعت از ۲۹ مارس تا ۱۲ آپریل را مشاهده می کنید. در این تصویر سیگنال

خریدی را که بر اساس باندهای بولینگر و اندیکاتور حجم صادر شده است را مشاهده می کنید

در ابتدای نمودار مشاهده می‌شود که قیمت ، میانگین متحرک ۲۰ روزه را از بالا به پایین می شکند، هرچند که

دو باند نزدیک‌ یکدیگر هستند و اندیکاتور حجم نیز مقداری پایین دارد . از این رو فعلا وارد بازار نمی شویم .

ناگهان همان طور که با خطوط صورتی نشان داده می شود باندها شروع به باز شدن می‌کنند .همزمان همانطور

که با سه فلش سیاه نشان داده می شود افزایش در حجم معاملات USDJPY را مشاهده می‌کنیم. به این

دلایل ما فرصت مناسبی را برای فروش در ین خواهیم داشت . همواره باید حد ضرر خود را در این معامله

در نظر بگیرید و بهتر است آن را در بالای میانگین متحرک ۲۰ روزه قرار دهید . این مانند یک اندیکاتور بولینگر باند (Bollinger Band) حد ضرر شناور است

و با ریزش حد ضرر خود را تنظیم می کنید.

مطابق با استراتژی ما تا زمانی که قیمت در زیر میانگین متحرک ۲۰ روزه قراردارد در معامله باقی می مانیم.

بعد از فروش شدت ریزش قیمت افزایش می یابد این ریزش شدید روی ۶ روز ادامه دارد.

در تاریخ ۱۷ آپریل ۲۰۱۵ USDJPY به نقطه پایینی می‌رسد و به حالت رنج می‌رود. این حالت رنج به سمت

میانگین متحرک ۲۰ روزه تا شکسته شدن آن در 12 آپریل ادامه می یابد ، بر اساس استراتژی ما در اینجا سیگنال

خروج صادر می‌شود و ما باید خارج شویم.

بهترین استراتژی برای باندهای بولینگر کدام است؟

به نظر من استراتژی دوم بهتر است. دلیل آن این است که فراریت و حجم به هم وابسته هستند.از آنجایی

که تاثیر آنها بر یکدیگر مشخص است سیگنال‌های معاملاتی مطمئن تری صادر می‌شود. هنگامی که قیمت

با قدرت به طرف دیگر باندهای بولینگر می‌رود در حالیکه فراریت بالا بوده و حجم معاملات نیز زیاد است

انتظار یک حرکت بزرگ را خواهیم داشت.

به علاوه روش ورود و خروج به معامله در این استراتژی واضح تر است و این استراتژی قابلیت پیاده سازی

البته باندهای بولینگر بهمراه الگوهای کندل استیک نیز استراتژی شناخته شده ای است. هر چند انتظار ایجاد

حرکت‌های بزرگ را در آن نداریم.

از این رو توصیه می شود که ۵۰ درصد از معاملات خود را با رسیدن و شکستن میانگین متحرک ساده ببندید

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین تماشا کنید
نزدیک
برو به دکمه بالا